سایت اطلاع رسانی پزشکی دکتر رحمت سخنی

آرزوی قلبی من این است که تا آخرین روز زندگیم پزشک مفیدی برای کشورم باشم
صفحه نخست
پیوندهای روزانه

پنج شنبه 10 آذر 1390 ساعت 11 و 32 دقیقه بعد از ظهر

سایت مشاوره وآموزش پزشكي رايگان دکتر رحمت سخنی

 طب هوایی  یک ضرورت مهم پزشکی

نوشته :دکتررحمت سخنی ازارومیه مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره)

امروزه تجهیزات هوایی با توجه به توانایی تحرک و مانور زیاد و قدرت آتش بالا، نیروی جنگی قوی را پدید آورده است. با توجه به شرایط خاص پرواز از قبیل قرار گرفتن در ارتفاع و محیط کم فشار، شتاب و نیروهای وارده به خلبان طی مانورهای مختلف، تغییرات دمایی، ارتعاش، اثرات سر و صدا،‌تشعشعات کیهانی و... حفظ سلامتی خلبانان و کادر پرواز بسیار مهم بوده و در حفظ و ارتقای کارایی رزمی و جنگی نیروهای نظامی نقش بسزایی دارد. همچنین در بخش غیرنظامی و ترابری نیز با توجه به شرایط ویژه پرواز،‌ سعی و تلاش در حفظ شرایط معادل سطح زمینی در داخل کابین هواپیماها می‌باشد. با عنایت به اهمیت حفظ سلامتی کارکنان پروازی و مسافرین خطوط هوایی و شرایط ویژه و خاص پرواز، وجود پزشکی که نسبت به فیزیولوژی بدن، شرایط ویژه پرواز و تغییرات فیزیولوژیک بدن در این شرایط آگاه باشد ضروری به نظر می‌رسد و این امر نقش بسیار مهمی در حفظ امنیت پرواز )Flight safety( دارد. از اولین پرواز بشر با بالون بیش از ۲۰۰ سال می‌گذرد و از آن روز تاکنون که جنگنده‌های بسیار قوی با سرعت،‌قدرت، تحرک و قابلیت مانور و قدرت آتش بالا و نیز هواپیماهای مسافربری با سرعت بالا و در نظر گرفتن شرایط رفاهی بسیار معادل سطح زمینی پدید آمده لزوم وجود یک پزشک هوایی آگاه نسبت به مسائل فوق‌الذکر بیشتر حس می‌شود و از این روست که امروزه در کشورهای پیشرفته رشته تخصصی طب هوا و فضا وجود داشته و پزشکان متخصص در این حیطه تربیت و آماده ارائه خدمت می‌شوند. البته لازم به ذکر است که فضانوردی شرایط خاص خود را دارد که بسیار پیچیده‌تر از هوانوردی است که البته خود نیازمند توجه ویژه‌ای می‌باشد. پزشکی هوایی امروزه به‌عنوان شاخه‌ای از طب کار که بر ظرفیت و توانایی انسان برای انجام و توانایی انسان برای انجام وظایف پیچیده در محیط ویژه پروازی و هوانوردی نظامی و غیرنظامی متمرکز است به خوبی شناخته شده و لزوم آن در بخش نظامی در یگان‌های پروازی و چه در بخش غیرنظامی در خطوط هوایی )Air Lines( به خوبی حس می‌شود و در حال حاضر اصولا هیچ کادر پروازی بدون تائید پزشک هوایی اجازه پرواز ندارد. پزشک هوایی علاوه بر انجام امور درمانی و حمایت‌های پزشکی از کارکنان پروازی و نیز مسافرین باید بر امور اجرایی و اداری وی تصمیم‌گیری شود. نکته قابل‌توجه اینکه پس از گراند شدن کادر پروازی فقط پزشک هوایی می‌تواند اجازه بازگشت به پرواز و انجام وظایف پروازی را صادر کند و هیچ مقام اجرایی و عملیاتی دیگر اجازه صدور چنین مجوزی را ندارد.
انجام و نظارت بر مراقبت‌های پزشکی پیشگیرانه از دیگر وظایف پزشک هوایی می‌باشد؛ انجام ایمیونیزاسیون و واکسینوساسیون برنامه‌های بهداشتی فردی و یگانی، بهداشت محیط، بهداشت هواپیما، بهداشت آب و غذا، کنترل وزن، برنامه‌های ترک سیگار و... از جمله این مراقبت‌های پیشگیرانه می‌باشد.
همچنین پزشک هوایی باید از پیشرفت‌های جدید مانند لیزر، مایکروویو، تشعشعات الکترومغناطیسی، تشعشعات یونیزاسیون چه در بخش درمانی و چه در سلاح‌ها و نیز تاثیرات اینها بر بدن انسان خصوصا هوانورد آگاه باشد.
در بخش اداری (اجرایی) و نظارتی، پزشک هوایی به‌عنوان مشاور اصلی فرمانده یگان هوایی در تمامی مواردی است که سلامتی کادر پروازی ویگان پروازی موثر می‌باشد. وظایف غیردرمانی و بالینی پزشک هوایی نیز بسیار مهم بوده و نیازمند این است که پزشک هوایی کاملا آگاه و در ارتباط مستقیم با یگان هوایی باشد.
یکی از این موارد، ایمنی )safety(‌می‌باشد. پزشک هوایی یک عضو اصلی گروه ایمنی‌ یگان می‌باشد. از وظایف پزشک هوایی در این بخش علاوه بر بالا بردن سطح دانش خود )Education(، آموزش تعبیه سیستم‌های حمایت حیات )life support system(‌و بررسی سوانح )Accident Investigation( می‌باشد. لازم است پزشک هوایی در جلسات ایمنی یگان حضور یابد و نسبت به وظایفش آگاه باشد. در بررسی سوانح، پزشک هوایی به‌عنوان یک عضو مهم و کلیدی این تیم است.
رده دیگر تخلیه هوایی )Aero medical evacuation( می‌باشد. در صورت نیاز به تخلیه هوایی پزشک هوایی باید حاضر بوده و مشاوره دهد و بر انجام تخلیه هوایی نظارت داشته باشد که این امر نیازمند آگاهی از بیماری، شرایط بیمار، شرایط پرواز، مسافتی که باید طی شود و نوع هواپیمای مورداستفاده می‌باشد.
همچنین پزشک هوایی باید در تمامی مسائلی که بر سلامت یگان تاثیر می‌گذارد به فرماندهی واحد هوایی مشاوره دهد، بر واحد پزشکی هوایی نظارت کند تا بتواند با حفظ و ارتقای سطح سلامت کارکنان پروازی، در تمامی ابعاد و سطوح آن اعم از پیشگیری، درمان و... نقش مهم و بسزایش را در امنیت پرواز ایفا کند.
نکته قابل‌توجه اینکه مسئولیت‌های پزشک هوایی در تمامی واحدهای هوایی در زمان صلح و جنگ مشابه بوده و در شرایط صلح کاهش نمی‌یابد.
وظایف و مسئولیت‌های پزشک هوایی را می‌توان به دو بخش وظایف مراقبت‌های درمانی و کلینیک و امور اجرایی (اداری) و نظارتی تقسیم کرد.
در بخش مراقبت‌های درمانی، وظیفه اولیه پزشک هوایی فراهم کردن امکانات درمانی کارکنان پروازی با توجه به شرایط ویژه پرواز می‌باشد. خلبان و سایر کارکنان پروازی مانند هر یک از نفرات جامعه در معرض ابتلا به بیماری‌ها و همچنین سوانح و حوادث می‌باشند. فراهم کردن امکانات درمان و نظارت بر روند درمانی این افراد از وظایف پزشک هوایی می‌باشد. در وهله بعد پزشک هوایی باید مشخص و اعلام کند که بیماری یا مشکل پزشکی و همچنین روند درمانی اتخاذ شده برای فرد پروازی با پرواز فرد تداخلی دارد یا مخاطراتی در محیط هوانوردی ایجاد می‌کند و بر امنیت پرواز یا ماموریت هوانوردی فرد تاثیر می‌گذارد یا خیر؟
پزشک هوایی باید بر روند درمانی و نیز مراقبت‌های اورژانس که توسط پزشک غیرهوایی انجام می‌شود نظارت داشته و در نهایت مجوز پرواز یا عدم صلاحیت پرواز را صادر نماید.
چنانچه هریک از کارکنان پروازی به دلیل وجود بیماری یا شرایط خاص از نظر پزشک هوایی صلاحیت پرواز نداشته باشند عدم صلاحیت موقت پرواز یا اصطلاحا گراندی توسط پزشک هوایی صادر می‌شود. در حال حاضر روش جاری در نیروی هوایی این است که پزشک هوایی مستقر در منطقه یا پایگاه هوایی می‌تواند تا ۱۵ روز کادر پروازی را گراند کند و چنانچه نیازی به گراندی بیشتر باشد، شخص به شورای عالی پزشکی هوایی ارجاع می‌شود.
در حال حاضر در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی هر سال دوره مقدمات پزشکی هوایی برگزار شده و پزشک هوایی موردنیاز یگان‌های پروازی جهت اشتغال در یگان‌های پروازی نهاجا، آجا و سایر نیروهای مسلح تربیت می‌شود. پزشکان شرکت‌کننده در این دوره پس از انجام آموزش‌های تئوری لازم و پرواز در سیمولاتور اتاق ارتفاع و نیز یک پرواز آموزشی به منظور آشنایی عملی با شرایط ویژه پرواز، پزشک هوایی )Flight surgeon( شده و در یگان‌های پروازی ارائه خدمت می‌نمایند.
همچنین با توجه به اوامر مقام معظم فرماندهی کل قوا مبنی بر تشکیل و راه‌اندازی دانشکده طب هوا وفضا در دانشگاه علوم پزشکی آجا، این دانشکده با حضور تمامی نیروهای لشکری و کشوری دخیل در امر پزشکی هوایی در حال راه‌اندازی است و انشاالله در آینده‌ای نزدیک به تربیت دستیار تخصصی طب هوا و فضا خواهد پرداخت.

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs272.vcp.ir

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: طب هوایی+ + ضرورت پزشکی ,
(0 نظر)
(1246 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

دوشنبه 31 مرداد 1390 ساعت 10 و 45 دقیقه بعد از ظهر

درمانگاه خیریه مجازی رایگان دارالشفاء پارسی بلاگ درمانگاه خیریه مجازی رایگان دارالشفاء پارسی بلاگ

من پزشک سال قبلم !! 

نوشته :دکتررحمت سخنی ازارومیه مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره)


Dr.RAHMAT SOKHANI

یک سال نیز گذشت ،ولی ظاهرا قشر عظیم پزشکان مخصوصا پزشکان عمومی همچنان جز فراموش شدگان این دیارهستند .طبق معمول هزاران جلسه ،گنگره و سمینار برای حل مشکلات تخریبی روان و ذهن پزشکان ،توسط دهها سازمان ومسئول دولتی و خصوصی در طی سال گذشته برگزار شد ولی در پایان این گردهمایی ها همانند یک فیلم تکراری ،قهرمان فیلم یعنی پزشکان را اعضا شرکت کننده این گونه جلسات و گنگره ها ،با شجاعت از میان انبوهی از شعله های آتش و مشکلات فراوان بصورت مجازی و صوری با موفقیت کامل نجات داده و بسلامتی به مقصد رساندند !!!و بعد صرف نهار یا شام با هم دست داده و با قلبی آکنده ازغم مشکلات روزافزون پزشکان و دلی سرشار از امیدبه حل این معضلات ،با تمام احساس درونی ،انگشتان دست خود را بر روی هدایای داده شده  در این سیمنارها و جلسات فشار داده وهمچون فیلمهای هندی با چشمان اشک آلود آه کشیده و به جای رفتن دوباره به محل خدمت ،خسته از این همه خدمت و ارائه راه حل رفع مشکلات ،جهت تجدید قوا و تقویت روحیه شان به خانه هایشان روانه شده و سناریو تکراری حل مشکلات بی پایان قشر تحصیل کرده و ممتاز جامعه را به خدا میسپارند که انشالله خدواند خود این معضلات را حل کند .!!البته الحمدلله سال قبل در سازمان نظام پزشکی اقدامات موثری رخ داده مثلا مجله نظام پزشکی نازک ،شکیل و رنگی گردیده تا انشالله مشکلات پزشکان بصورت رنگی حل شود !.در این سازمان ظاهرا بیشترین دغدغه  مالیات پزشکان و رسیدگی به مسایل انتظامی و تخلفات پزشکان است ودیگر هیچ .نهایت کارشان نیزمخصوصا نزدیک روز پزشک ،انتخاب پزشک نمونه و دادن یک مهمانی جمعی است !!.حداقل قشر زحمتکش پرستاری توانست با وجود جوان بودن سازمان نظام پرستاری 23000 نفر پرستار را جذب مراکز درمان دولتی کند .ولی نظام پزشکی بعنوان اولین سازمان بزرگ وقدیمی حتی نتوانست تعرفه های ناعالانه پزشکان را حداقل کمی واقعی کند .الحمدلله بیمه ها نیز در کشورمان خود به یک دولت در داخل دولت تبدیل شده اند و با سازی که دوست دارند پزشکان بینوا را اسیر خود ساخته اند .فشارکاری به همین خاطر هر روز در مراکز دولتی به پزشکان افزون شده و گاها تا چندین ماه کارانه و مزایا خود را دریافت نمیکنند .افزایش بیمورد دانشجویان تخصصی دستیاری در دانشگاهها نیز میرود که در آینده  به معضل جدیدی در کشور تبدیل شود و پزشکان متخصص جوان را همچون پزشکان عمومی دچار مشکلات خاص و حتی بحرانی کند .تورم غیرقابل کنترل جامعه هرروز کمر پزشکان خصوصی را شکسته  واین قشر تحصیل کرده را بیش از پیش به سوی شغلهای کاذب کشانده و دود این موضوع نیز مسقیما به چشم مردم رفته وخواهد رفت .وعده و وعیدهای وزرات بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی نه تنها کارساز نبوده حتی باعث دلسردی پزشکان از عملکرد ضعیف این وزرات و وزیر محترم شده است .بنظر با این وصف بهتر است برای کوچک کردن دولت این وزرات با دیگر وزراتها ادغام شود !!هچمون سالهای قبل مقاله ای در این رابطه ولی این بار توسط خود پزشکان محترم که توسط خانم فاطمه بیات در سایت خوب فارس تهیه شده خدمتتان ارائه میدهم امیدوارم که مورد توجه شما خوانندگان قرار گیرد :

دکترالبرز بنام ، پزشک عمومی و معتمد در شهرستان کهگیلویه که 20 سال سابقه طبابت دارد از مشکلاتش چنین می گوید: مشکلات ما آن قدر زیاد است که اصلاً قابل شمارش نیست. پزشک عمومی در کهگیلویه خیلی ارزشی ندارد. تعدادی از پزشکانی که در بخش دولتی کار می‌کنند به دلیل مراجعه کننده زیاد، فشار کار بالایی را با حقوق ناچیز باید متحمل شوندوی اضافه می‌کند: آنهایی که مثل من مطب خصوصی دارند که کلاً باید چشم امیدشان به سیستم ارجاع باشد که فلان ارگان یا فلان خانه بهداشت در روستا بیمار را به ما ارجاع دهد کما اینکه مشکل اصلی این است که حتی در روستاها اگر قرار باشد مریضی به شهر ارجاع داده شود به یک پزشک متخصص معرفی می‌شود نه به یک پزشک عمومی.بنام مشکل دریافت حق ویزیت را یک دیگر از مشکلات عنوان کرد و گفت: تعرفه‌ای که امسال برای ما اعلام شده 9 هزار تومان است اما خود من که در مطب روزانه 5 تا 6 مریض می‌گیرم و هر روز معمولاً یک نفر به خاطر ناتوانی مالی رایگان ویزیت می شود ،‌2 تا 3 نفر هم که توان پرداخت 3 تا 5 هزار تومان بیشتر ندارند و در نهایت یکی دو نفر ویزیت طبق مصوبه دولت را می‌پردازند. خود من به دیوان عدالت اداری نامه نوشتم و تمام مشکلات را مطرح کردم ولی پاسخی نگرفتم.
بادرآمد شغل دیگرم مطب را می‌گردانم:
دکترسعید نظری ، پزشک عمومی است که 10 سال در همدان سابقه طبابت دارد و مطب خصوصی دارد.نکته جالب اینکه این پزشک شغل دومی دارد که به گفته خودش با درآمد حاصل از آن مطبش را می‌گرداند.او در مورد مشکلات پزشکان می‌گوید: پزشک وقتی مطب دارد هویت پزشکی او حفظ می‌شود. من به جز طبابت، در سازمانی مشغول به کار هستم و کار مدیریتی انجام می‌دهم که هیچ ربطی به شغل پزشکی ندارد.وی می‌افزاید: بارها شده از درآمد محل کار اولم برای بقای مطبم استفاده کرده‌ام. قبلاً روزی 5 تا 6 بیمار را ویزیت می کردم ولی با روزی یک بیمار هم گذرانده‌ام. محل کار من محل درآمد نیست بلکه برای علاقه و حفظ هویت پزشکی من است. حدود1.5میلیون تومان از محل کار اولیه‌ام حقوق می‌گیرم که گاهی با آن اجاره مطب و حقوق منشی را پرداخت می‌کنم.نظری، دید مردم به پزشکان را یکی از مشکلات سیستم ارجاع عنوان کرد و گفت: برخی مردم تفاوت پزشک بیماری‌های مغز و اعصاب را با جراح مغز و اعصاب نمی دانند. وقتی سردرد دارند مستقیم به جراح مغز و اعصاب مراجعه می‌کنند غافل از اینکه باید به پزشک عمومی مراجعه کنند که پزشک عمومی دلایل سردرد را بررسی کند بعد پزشک او را به متخصص مربوطه ارجاع دهد.دکترنظری اضافه می‌کند: از طرفی دیگر در دانشگاه‌ها و مراکز آکادمیک پزشکان عمومی را فوق‌لیسانس حساب می‌کنند. هیچ ماهیت علمی نداریم. با وجود اینکه 7 سال درس خواندیم. آن هم به طوری که در هر مقطع باید در آزمون ارتقا شرکت می‌کردیم یعنی 7 سالی که ساده نگذشته است.
اجرای طرح پزشک خانواده مشکل بیکاری پزشکان عمومی را حل می‌کند
دکترضاباقری یارندی ، پزشک عمومی است که 20 سال سابقه طبابت داردو فقط 10 سال سابقه بیمه دارد از حقوق ماهانه 500 تا 800 هزار تومانی اش می گوید و ادامه می دهد: من نمونه‌ای از خیل پزشکان عمومی هستم که به دلیل هزینه‌های بالا امکان ایجاد مطب خصوصی را ندارند و در بخش اورژانس یک بیمارستان روزانه بیماران زیادی را ویزیت می‌کنند.وی می‌گوید: نبود امنیت شغلی بیشترین دغدغه ماست حتی اگر پزشکی سابقه کار زیادی هم داشته باشد وضعیت تغییری نمی‌کند چرا که مدیریت مطلوبی نسبت به وضعیت قراردادهای پزشکان عمومی با مراکز درمانی نیست و قراردادها بیشتر موردی است.دکترباقری یارندی مانند دیگر پزشکان از کیفیت دوره‌های بازآموزی اظهار رضایت کرد و می‌گوید: هر گاه نام بازآموزی به میان می‌آید ابتدا باید به یاد پرداخت حق عضویت سازمان نظام پزشکی افتاد.دکترباقری یارندی اجرای پزشک خانواده را از راهکارهای استفاده مطلوب از توانمندی پزشکان عمومی می‌داند و معتقد است: در خارج از کشور در کشورهای مانند انگلیس و آمریکا یک پزشک خانواده حدود 50 خانواده را زیر نظر دارد و همه کارهای درمانی این افراد را به عهده دارد همواره حقوق پزشک تامین است و پس از مدتی آشنایی با بیمارانش به دقت تشخیص وی نیز کمک می‌کند.
عشق به همنوع تنها دلیل طبابت در منطقه بد آب و هوا
دکتر صدیقه پور امینایی همسر دکتر باقری یارندی پزشک عمومی که به عنوان پزشک خانواده 5 سال است در روستای تازیان از توابع بندرعباس طبابت می‌کند می‌گذاریم در می‌یابیم که پزشک خانواده در ایران در صورت اجرا باز مفهومی متفاوت با دیگر کشورها دارد.دکترپورامینایی می‌گوید او و همسرش هر کدام 20 و 12 سال سابقه طبابت دارند و منطقه‌ای با 14 هزار نفر جمعیت را باید با عنوان پزشک خانواده پوشش ‌دهند.وی می‌گوید: در ایامی که سرمان شلوغ نیست روزی 40 تا 50 بیمار را ویزیت می‌کنیم و در ایام شلوغ این تعداد به 100 نفر هم می‌رسد.وقتی از او می‌پرسم این تعداد زیاد بر دقت شما تاثیر نمی‌گذارد پاسخ می‌دهد: هدف اجرای طرح پزشک خانواده این است که کار بهداشتی انجام شود ولی کار درمانی هم با ماست. ما جزو معدود پزشکان خانواده‌ای هستیم که 5 سال را در یک محل کار می‌کنیم و در نتیجه مردم منطقه و بیماری‌هایشان را می‌شناسیم. سال به سال فرهنگ مراجعه بهتر می‌شود که یکی به دلیل توضیحات و آموزش های بهداشتی ماست و دیگر اینکه ویزیت روستایی از 150 تومان به یک‌هزار تومان افزایش پیدا کرده که همین باعث شده بیمار بابت هر چیزی بی دلیل مراجعه نکند و واقعاً زمانی که مشکلی وجود دارد مراجعه کند.وقتی از میزان حقوق ماهانه می‌‌پرسم می‌گوید: با توجه به دورافتادگی و بدی آب و هوا حقوق هر پزشک در این منطقه 2 میلیون تومان است. که حدود 80 درصد حقوق را می‌دهند و 20 درصد را جدا پرداخت می‌کنند و همیشه گفته می‌شود که وزارت رفاه باید به پول بدهد و چون بیمه پول نمی‌دهد و بدهکار است، حقوق ما هم دیر پرداخت می شود.این زوج پزشک عمومی یک فرزند دختر دارند و فرزندشان هر روز باید فاصله 30 کیلومتری تا بندرعباس را طی کند تا بتواند از تحصیلات ابتدایی برخوردار شود

نه تنها حقوق پزشکان زیاد نشد بلکه حق مطب هم حذف شد
دکتررضا محمدی یکی دیگر از پزشکان عمومی است که پس از 28 سال طبابت، ریاست یکی از بیمارستان‌های قدیمی تهران را عهده‌دار است. فیش حقوقی او با تمام مزایا عدد یک میلیون و 200 هزار تومان را نشان می‌دهد. محمدی می‌گوید: این فیش که می‌بینید تازه امسال 50 درصد اضافه شده است و سال گذشته 700 هزار تومان حقوق می‌گرفتم.وی معتقد است بیشترین بار درمانی در بخش اورژانس یک بیمارستان برعهده پزشکان عمومی است و می‌گوید: یک پزشک عمومی با تمام استرس و فشار کاری که دارد باید مانند یک کارمند 44 ساعت در هفته به صورت ممتد در یک بخش کار کند، در حالی که پزشکان متخصص از این امر مستثنی هستند و بنا به میل خود در ساعت‌های متغیر فعالیت می‌کنند.دکترمحمدی ضریب حقوقی یک پزشک عمومی را در مراکز درمانی نسبت به سایر کارمندان را ضریب 1.1 عنوان می‌کند و می‌گوید: حقوق پزشکان عمومی فقط 10 درصد با دیگر کارمندان بخش‌های درمانی متفاوت است در حالی که در نظام هماهنگ جدید قرار بود حقوق یک پزشک عمومی 3 تا 6 برابر حقوق نظام قدیم افزایش یابد.به گفته وی از ابتدای سال 89 در قانونی که ابلاغ شد خبری از این افزایش نبود و نیست و در عین حال حق محرومیت از مطلب که به پزشک عمومی که بیرون مطب نداشت و پرداخت می‌شد نیز برداشته شده است که این مبلغ در نظام قبلی 250 تا 400 هزار تومان بود و در قانون نظام هماهنگ جدید حدود 800 هزار تومان می‌شد.دکترمحمدی ادامه می دهد: رئیس کل سازمان نظام پزشکی پیش‌بینی کرده بود در صورتی که طرح نظام هماهنگ جدید اجرا شود پزشکان عمومی حقوقی بین یک میلیون و 700 هزار تومان تا 2.5 میلیون تومان دریافت می‌کنند حقوقی که اکنون زیر یک میلیون تومان است.البته قانون نظام هماهنگ جدید برای پزشکانی که در سازمان انتقال خون و سازمان پزشکی قانونی کار می‌کنند اجرا شد و حقوق این پزشکان 3 برابر شده است.
دکترحسن هویدا ، رئیس انجمن پزشکان عمومی نیز می گوید: مهمترین مشکلی که جامعه پزشکی با آن روبه‌رو است، عدم تبیین جایگاه پزشکان عمومی در نظام سلامت است و اگر در ظاهر هم بیان که جایگاه پزشکان عمومی تعریف شده است اما عملاً کاری صورت نگرفته است.وی اضافه می کند: مشکل دوم حقوق دریافتی پزشکان عمومی است که در تمام رده‌های شغلی هم سابقه خود یا معادل آن است یا کمتر که واقعًا برای جامعه پزشکی دردآور است.وی می گوید: همچنین آئین‌نامه‌های وزارت بهداشت منحصراً جامعه پزشکان عمومی کشور را در تنگنا قرار می‌دهد. به عنوان مثال آئین‌نامه طب کار محدودیت‌هایی را برای فعالیت‌های شغلی به وجود آورده است. یا مثلا دستورالعمل‌هایی است که در زمینه‌ بیماریهای پوستی صادر می‌شود که پزشکان عمومی نباید در این حیطه وارد شوند. در حالی که در قوانین پزشکی هیچ محدودیتی برای پزشکان ایجاد نشده حتی در دانشنامه‌ ما آمده می‌توانید در کشور به امر طبابت بپردازید.دکترهویدا اضافه می کند: پزشکان عمومی علیرغم اینکه خدمات زیادی به جامعه می‌دهند با محدودیت‌های زیادی مواجه هستند که موجب آزردگی خاطر آنها شده است که رفع آن حمایت مسئولان را می طلبد.

http://www.rs272.com/

http://rs272.vcp.ir

http://jahannews.com/vdcdxx0f5yt0j96.2a2y.html

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: روز پزشک , مشکلات پزشکان , خانم وزیر بهداشت ,
(0 نظر)
(1264 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

پنج شنبه 13 مرداد 1390 ساعت 9 و 54 دقیقه قبل از ظهر

سايت اطلاع رساني دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

دكتر جعفرسياه چشم ،پزشك انسان دوست

نوشته :دكتررحمت سخني ازاروميه مرکزآموزشي درماني امام خميني (ره)

Dr.RAHMAT SOKHANI

حتما بااين جمله آشنايي داريد ،مردي براي تمام فصول و هرزگاهي نيز اين جمله رادر كتب و فيلمهاي سينمايي جهان با كمي تغييرات مشاهده نموده ايد .در دنياي كنوني بواسطه مشكلات خاص اقتصادي و سياسي و اجتماعي  پيدا كردن فردي كه متعلق به تمام قرون و فصول باشد سخت تر گرديده است .بخاطر نزول اخلاق در جوامع  بشري دو نوع واكنش از طرف انسانها بوجود آمده است از يك سو افراد  بسيار خشن تر،فرصت طلب تر ،مغرورتر، نادانتر و...شده اند از طرفي بخاطر خلقت پاك انسانهاو وجود حلقه ارتباطي آنها با خدواند يكتا بواسطه پيامبران و امامان باعث شده با وجود انواع مشكلات دنياي مدرنيته افرادي بسيار رئوف ،اجتماعي ،طالب علم وجامعه گر و مومن تر شوند .حال غرض از اين مقال اطاله كلام نيست بلكه هدف معرفي چهره هايي است كه در قسمت دوم مطلب به آن اشاره گرديد .بي شك اكثر پزشكان باديدكاملا باز و هدف دار به انتخاب شغل پزشكي مي پردازند و به مشكلات فراوان دوران طولاني تحصيل پزشكي عمومي ،طرح و سربازي ،خدمت چند برابر تحصيل در مناطقي كه هيچ طالبي ندارد ،و در ْآمدهاي كم و...واقف اند .به همين دليل نيز اين شغل برخلاف اكثر شغلها يك شغل مقبول جهاني در تمام اعصار و در تمام سنين مي باشد .البته هيچگاه منكر كساني كه لباس مقدس پزشكي را پوشيده و تخلف كرده و يا ميكنند نيستيم ولي اكثريت پزشكان دنيا جز افراد مورد احترام هر جامعه اي هستند .پزشكان بخاطر مشغله هاي زياد هيچگاه خود را به صورت واقعي معرفي نميكنند و كمتر كسي بغير از خبرنگاران به اين مقوله يعني معرفي نخبگان پزشكي مي پردازند .طب اورژانس و بطوركلي كار در اورژانسها در تمام كشورها از كارهاي بسيار سخت و طاقت فرسا به حساب ميايد، حال من هم بعنوان يك پزشك كه سالها در اورژانس كار كرده و ميكنم  ازسويي به خاطر فعاليت مستمر فرهنگي مخصوصا در دنياي مجازي وظيفه خودم ميدانم كه به معرفي يكي از اين دوستان خوب پزشك بپردازم كه انشالله الگويي مناسب براي دانشجويان و پزشكان جوان باشد:

البته ايشان كسي نيست مگر آقاي دكتر جعفر سياه چشم كه دانش آموز ممتاز دبيرستان محمد جعفر معنوي شهرستان اروميه مركز هميشه سر سبز آذريايجان غربي وصاحب وبلاگ http://jafarsiahcheshm.parsiblog.com/ ،رتبه ممتاز كنكور پزشكي 1365وفارغ التحصيل ممتاز و رتبه اول دانشگاه علوم پزشكي تبريز بوده كه متاسفانه به خاطر اجحاف هاي فراوان زمان فارغ التحصيلي و مشكلات عديده زندگي شان باوجود قبولي در چندين نوبت در امتحان تخصصي دستياري پزشكي ،متاسفانه نتوانستند در مقطع تخصصي ادامه تحصيل دهند .او از آن تاريخ تا به امروز يعني 15 سال پزشك اورژانس بوده و هستنددرچند سال اخير نيز بعنوان پزشك نمونه سازمان نظام پزشكي استان معرفي گرديدند . ولي بشنويد از خصوصيات اخلاقي و كاري دكتر جعفر سياه چشم كه خواندن آن خالي از لطف نيست :اوهر صبح باآرامش خاصي با وجود سروصداي بسيار زياد هميشگي واردسالن اورژانس شده وبدون استثنا با تمامي كادر اعم از پزشك و پرستار و خدمات ،سلام و عليكي ساده اي كرده و به سوي اتاق پزشكان ميرود .او ازمعدود پزشكاني است كه سريع لباس خود را عوض كرده و مرتب با روپوشي تميز سركار خود حاضر ميشود و مجددا صميمانه با دوستان كشيك پزشك روز قبل كه از شب مانده اند چاق و سلامتي مفصلي انجام ميدهد. با متانت و احترامي كه مخصوص خودش است ،جوياي اتفاقات افتاده كشيكهاي قبل ميشود .نيم نگاهي به تختهاي داراي بيمار كرده و علت و سير درمان بيماريهايشان را ميپرسد دكتربه نكات بسيار ريز بيماران دقت كرده و دوستان پزشك كشيك را با نرمش و لطافت بياني خاصي به خانه جهت استراحت روانه ميكند .دركارهاي اورژانسي مهارت خاصي داشته، مخصوصا در اورژانسهاي اورتوپدي هميشه حرفي براي گفتن دارد. به اصول خاصي اعتقاد دارد هيچ فردي را بدون جواب نمي گذارد متعقد است ،بيمار حتي بصورت غير اورژانسي به اورژانس بيايد نبايد دست خالي از پيش پزشك اورژانس بيرون برودو ميگويد بيمار دردمند پناهگاهي جز اورژانس و پزشك اورژانس بيمارستان ها ندارد ...بسيار اتفاق افتاده يك دفعه از جاي خود بلند شده و بسوي فردبيماري كه تازه وارد اورژانس شده ،برودقبل اينكه حتي پرستار ترياژ به خاطر ازدحام متوجه ورود بيمار شود!!. او با زبان ادب و متانت ويژه خود به كار ترياژ و درمان اوليه بيمار اورژانسي ميپردازد . هيچگاه  مريض سرپايي كه متعقد به اورژانسي بودن خود است  به درمانگاه سرپايي ارجاع نداده تا باعث رنجش بيمار نشود به روش ممكن به راهنمايي يا درمان ارائه او يا همراه بيمار ميپرازد  .با دقت فراوان بيماران تحت نظر را معاينه و وضعيت بيماررا تعيين تكليف كرده و بنابه مسئوليت خود جوياي علت بيماران فوت شده در اورژانس ميشود .با حوصله بسيار زياد برنامه پزشكان اورژانس را تنظيم ميكند و جالب اينكه طوري برنامه ريزي ميكند كه شامل تمام درخواستها و سلايق پيچيده پزشكان باشد.در رعايت حقوق بيماران سختگير بوده  و گاها به پزشكان و همكاران خود در اين رابطه محترمانه تذكر ميدهد .او كمتر خسته ميشود شنونده خوبي است و برخلاف سوابق مديريتي بسيار متواضع و گاها خجل است .مثل اكثر اهالي اروميه در واليبال دستي به ورزش دارد .موقع فوت بيماران اورژانسي با اينكه گريه نميكند ولي جهره اش حرفهاي زيادي براي گفتن دارد و شدت تاثركاملا ر رفتارش نمايان ميشود دكتر سياه چشم داراي سوابق مديريتي فراواني نيز ميباشد ازجمله مديريت مركز آموزشي درماني شهيد مطهري اروميه ،رئيس بخش اورژانس امام (ره)و.. در اين زمانه او پزشكي نمونه اي براي تمام فصول اورژانسها وپزشكان و دانشجويان پزشكي كشور است


برچسب ها: پزشكي , تمام فصول , جعفرسياه چشم , دكتر ,
(0 نظر)
(1361 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

پنج شنبه 9 دی 1389 ساعت 6 و 58 دقیقه بعد از ظهر
 

سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

 عکس حمیدرضا سخنی لوگوی سایتهای پزشکی

دکتر رحمت سخنی ازارومیه مرکز آذربایجان غربی

Dr.RAHMAT SOKHANI

دوستان خوب وخوانندگان گرامی آیا میدانید که لوگوی اکثر سایتها و وبلاگهای پزشکی من از تصویر چه کسی استفاده گردیده است ؟بیشتر دوستان و خوانندگان عزیز بر این باورند که عکس متعلق به کودکی اینجانب میباشد در حالیکه عکسی که در لوگوی سایتهای پزشکی استفاده گردیده متعلق به پسر بزرگم آقای حمیدرضا سخنی است که فعلا 13 ساله هستند و در مدرسه راهنمایی شاهد شهید امینی ارومیه مرکز اذربایجان غربی با موفقیت و علاقه فراوان مشغول به تحصیل هستند و امیدوارم که همیشه در رسیدن به قله های بلند علم و خدمت به مردم ایران اسلامی موفق بوده و با قامهای متعالی این مسیر را طی نمایند .انشالله

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs272.persiangig.com/
http://rs272.vcp.ir

http://www.dadgostari-lorestan.ir

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: حمیدرضا سخنی , لوگوی سایتهای پزشکی ,
(2 نظر)
(1488 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 25 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی و بررسی رفتار های قبل ازخودکشی

Suicide

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

معمولاً افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دارای برخی خصوصیات رفتاری مشترک هستند ؛ اغلب در سطح اقتصادی پایین جامعه قرار دارند و یا این که دچار افسردگی می باشند .اضطراب مزمن ، افسردگی ، تهدید به خودکشی و ... از نشانه های مهم رفتاری هستند که منجر به خودکشی می شوند . این افراد اغلب تصور می کنند که با مشکلی بزرگ وغیر قابل تحمل روبه رو هستند که تنها چاره باقی مانده مرگ است .رفتارهای خودکشانه نتیجه تعامل پیچیده عوامل پزشکی – اجتماعی و خانوادگی می باشد . تغییرات اجتماعی که ممکن است با افزایش خودکشی جوانان مرتبط باشد عبارتند ازعوامل افزایش دهنده ی افسردگی کودکی ، کاهش ثبات خانوادگی و افزایش دسترسی به سلاح .دراروپا بزرگترین موج خودکشی جوانان طی جنگ جهانی بودو ازدلایل آن می توان به بیکاری دسته جمعی ، ناکامی های ناشی ازآن حتی در بین افراد با تحصیلات بالا ، کاهش اعتقادات مذهبی ،مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان و اثرات طلاق بر کودکان اشاره کرد .
عوامل بسیاری به نسبت های خودکشی بستگی دارند:
 مانند جنس مذکر ، بیوه گی ، مجرد یا مطلقه بودن ، تمرکز جمعیت ، بحران های اقتصادی ، سکونت در کلان شهرها و شهر های بزرگ ، سابقه اختلافات خانوادگی در زمان کودکی ،اختلالات روانی و بیماری های جسمی .

می توان عومل مؤثر برشیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد :

1-جنس: در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند در حالی که زن ها سه برابر مردها اقدام به خودکشی می کنند .
2- سن :خودکشی و بیشتر از آن ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود . (خودکشی سومین عامل مرگ ومیر نوجوانان است .)
3- مذهب:میان یهودیان و کاتولیک ها ، خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است ومیان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که ازایمان بیشتری برخوردار باشند تصورمی شود از تمام مذاهب کمتر باشد.
4- وضعیت تأهل : خودکشی میان افراد مجرد دوبار بیشتر از افراد متأهل است و برای مطلقه وبیوه چهار تا ده بار بیشتر از کسانی است که با همسر خود زندگی می کنند.
5- شغل
6- نژاد : در امریکا اغلب خودکشی سفیدپوستان از سیاه پوستان بیشتر است.
7- شرایط اقلیمی : اثربادهای خنک مثل " فون" دردره‌های کوه آلپ وحتی در شمال ایران ، به ویژه درگرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی می‌شود .خطرات خودکشی در هوای خشک قاره‌ای، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می‌یابند.
8- سلامت جسمی وروانی
9- محیط زندگی : زندگی در شهرهای بزرگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد.
شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشی :
1- افسردگی ؛ افسردگی به معنی و افسردگی به معنی غمزدگی
2-گیسختگی در روابط صمیمانه ی شخصی
3-سابقه ی خودکشی در خانواده
4-سابقه ی اقدام به خودکشی فرد
5- انزوای اجتماعی
6-الکلسیم و اعتیاد
7- فقر ومحرومیت مزمن
8- رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی 
9- صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره ی خودکشی 
10- تغییرات ناگهانی در رفتار مانند بی قراری غیرعادی ، ناآرامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و شادمانی که باعث پوشاندن حالات روانی اصلی می شود
11-بیماری های روانی
12-از دست دادن ،همسر ،والدین ،فرزندان ،نزدیکان و دوست صمیمی 
13-  سابقه بستری شدن در بیمارستان روان پزشکی
14- آزار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد
افسردگی از مهم ترین رفتارهای منجر به خودکشی است ؛ احساس بی ارزشی، احساس گناه و اندیشیدن درباره مرگ،خودکشی یا اقدام به خودکشی از شایع ترین نشانه های افسردگی است ؛ فاربر و ولیمتن بیان کرده اند که هنگام افسردگی شدید ،شخص معمولاً دوراندیشی خود را از دست داده و از لحاظ عاطفی ، توانایی حل مشکلات را نداشته وبه دلیل محدودیت جریان فکری قادر به انتخاب راه حلی جز خودکشی نیست .و نیز گفته شد که منظور افسردگی به معنی و افسردگی به معنی است .
علایم Depression عبارتند از : اختلال در اشتها ، اختلال در خواب ، فقدان انرژی ،احساس بدبینی ،هیجان روانی و حرکتی ، گاهی غمگین و گاهی شاد وهیجانی اشتغال ذهنی در مورد مرگ و خودکشی ،خستگی پذیری .واز علایم Melancholy می توان به بی خوابی ،سوءهاضمه ،منزوی و غیر فعال شدن ،خودداری از حرف زدن و خوردن ،احساس شدید تقصیر و گناه و بیچارگی، اضطراب و گریه بی اراده ، اعتراف نکردن به افسردگی اشاره کرد که درنهایت فرد تصورمی کند درد اوغیر قابل علاج است وتنها راه چاره خودکشی است
.

منابع:
• آسیب شناسی اجتماعی(جامعه شناسی انحرافات)/ دکتر رحمت الله صدیق سروستانی
• جامعه شناسی خودکشی/استیو تیلور/ترجمه:دکتر رسول ربان

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: رفتار های قبل ازخودکشی ,
(0 نظر)
(1510 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 22 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وبررسی نظریه های خودکشی (خودآزاری )

Suicide

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

واژه «Suicide» برای نخستین بار در سال 1737 توسط دفونتن فرانسوی به کار برده شد و این اصطلاح 25سال بعد یعنی در سال 1762توسط آکادمی علوم فرانسه پذیرفته شد و جزو لغات فرهنگستان آن کشور شد. واژه «Suicide» مرکب از دو لغت لاتین «Sui» به معنی خود و «cide» به معنای کشتن است.خودکشی به عنوان یک رفتار، مرگی است که به دست خود شخص انجام می گیرد و به گفته اشنادیمن «خودکشی عمل آگاهانه آسیب رساندن به خود است که می توان آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان نیازمندی دانست که برای مسأله تعیین شده، این عمل را بهترین راه حل تصور می کند.»
بر مبنای تعریف مرکز مطالعات انستیو ملی بهداشت روانی آمریکا، خودکشی تلاشی آگاهانه به منظور خاتمه دادن به زندگی شخصی است که شاید این تلاش به اقدام تبدیل شود یا فقط به شکل احساسی در فرد بماند.» .
دورکیم نیز خودکشی را این گونه تعریف می کند: «خودکشی به هر حالتی از مرگ اطلاق می شود که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم عملی باشد که شخص قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش آگاه بوده است.» .در این تعریف برای آنکه اصطلاحات «مستقیم» و «غیرمستقیم» تشریح شود باید به مفاهیم «کردار مثبت» و «کردار منفی» تعریف شود؛ «کردار مثبت» مثل این است که فرد گلوله ای را در شقیقه خود خالی کند. «کردار منفی» مانند آن است که انسان خانه ای را که در آتش شعله ور است ترک نکند یا آنقدر از خوردن غذا خودداری کند که بمیرد. اصطلاحات «مستقیم» یا «غیرمستقیم» بازگو کننده تمایز همانند با تمایز مثبت و منفی است. یک گلوله در شقیقه مستقیماً به مرگ می انجامد، در حالی که ترک نکردن خانه ای شعله ور در آتش یا امتناع از خوردن غذا ممکن است غیرمستقیم یا نهایتاً به نتیجه منظور یعنی به مرگ کشیده شود یا نتیجه آن مرگ نباشد.پدیده خودکشی که ازعوارض مهم دنیای صنعتی عصرحاضراست بیشترمتأثر از نا به سامانی ها ،اختلال های روانی و نابرابری های اجتماعی است . دورکیم درکتاب " تقسیم کار " خود براین اعتقاد است که " خودکشی همراه با تمدن ظاهر می شود و یا حداقل آن چه به شکل خودکشی در جوامع فروتر ملاحظه می شود ، خصوصیات ویژه ای دارد ..." .
در سال 1737 دفونتن برای نخستین بار کلمه Suicideدرفرانسه به کار برد که بعداً آکادمی علوم فرانسه در سال 1762 آن را پذیرفت .
باتاموردراثر خود "جامعه شناسی" ،آورده است که دورکیم درتحقیق خود قصد آن داشته که بین میزان خودکشی و درجه ی پیوستگی افراد درگروه های اجتماعی ( همبستگی و انسجام اجتماعی) رابطه برقرارکند ومعتقد است که هدف دورکیم این بود که میزان خودکشی در گروه های مختلف اجتماعی را به خصایص مشخصه ی این گروه ها ربط دهد و به این طریق علل اجتماعی خودکشی را کشف نماید .
دورکیم طبیعت بشر را با رجوع به مفهوم واقعیت های اجتماعی تبیین می کند . به نظر وی واقعیت های اجتماعی طرق عمل کردن ، فکر کردن و احساس کردن است که تا حدودی بین شماری از مردم مشترک است که این واقعیت ها نسبت به افراد اموری خارجی و بیرونی محسوب می شوند و بر وی اقتدار آمرانه ای را اعمال می کنند. ) درزندگی شهرنشینی کنونی، جمعیت بسیار زیاد درشهرها وعدم تجانس افراد با هم واحساس غربت ، تنهایی وکم ‌شدن تعداد افراد خانواده‌ها و کاهش‌یافتن محبت خانوادگی ،افزایش استقلال فردی ،هم‌چشمی‌ها و پیداشدن آرزوهای دور و دراز زندگی مادی ، خواستن‌ها و نتوانستن‌ها، فرارازخانواده و پناه‌بردن به اجتماع نا آشنا ، سرگشتگی درمیان ارزش‌های متضاد زندگی شهری جدید، ناتوانی درمبارزه با دشواری ها وشکستها و نومیدیها، محرومیت درعشق توام با فقر مادی وسرانجام ضعف یا رنجوری شخصیت آن چنان ناراحتی‌هایی ایجاد می کند که فرد خود را در نابودی وپوچی جستجو می کند و دست به خودکشی میزند.
امیل دورکیم (1917-1858) دراثر معروف خود به نام خودکشی آن را پدیده ای اجتماعی به شمار آورده و چنین تعریف می کند :"خودکشی عبارت است ازهرنوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم کردار منفی یا مثبت خود قربانی است که می بایست چنان نتیجه ای به بار آورد ."
هم چنین می توان به تعریف دشه اشاره کرد که می گوید : " اقدامی معمولاً از روی آگاهی برای سر به نیست کردن خود به آن ترتیب که مرگ هدف یا وسیله باشد ."
آشیل دلماس نیز خودکشی را عبارت می داند از " عملی که به وسیله ی شخص برای معدوم ساختن خود انجام می دهد ، در حالی که اختیار مرگ و زندگی در حیطه قدرت اوست و از لحاظ اخلاقی موظف به انجام این عمل نمی باشد .
مین جر روانشناس ، میل به مرگ را نزد فرد خودکش آرامشی می داند که دراثر تنشهای جامعه - محدودیت های اجتماعی واخلاق ،که توانسته مانع ازرهاشدن انرژی پرخاشگری و جنسی فرد شود ودر نهایت فشار داخلی پدید می آورد به آن دست پیدا کرده است.
ژان باچلر در کتاب خودکشی خود در مورد خودکشی گریز کرایانه می نویسد که " انسان با خودکشی کردن سعی می کند از روبرو شدن با شرایط غیر قابل تحمل زندگی فرار کند." به عبارت دیگر وی خودکشی را خروج از شرایط نامساعد ودشوار زندگی می داند .فردی که اقدام به خودکشی می کند از نتیجه عمل خود آگاهی دارد و این مهم ترین مسئله در تشریح و تبیین پدیده خودکشی است. برخی مانند ارسطو خودکشی به منظور فداکاری ( دگرخواهانه ) را خودکشی محسوب نمی کنند ؛ ارسطو خودکشی را عملی برای معدوم ساختن فرد توسط خودش می داند که" به منظور فداکاری نمی باشد ،یعنی فرد برای قربانی شدن به انتحار دست نمی زند ". اما اسول که دورکیم در کتاب خودکشی به نظر وی اشاره کرده نظری عکس نظریات یاد شده دارد ، اسول معتقد است که "در خودکشی تمام خصوصیات دیوانگی دیده می شود ." او با استناد به این نظر نتیجه می گیرد که خودکشی عملی غیر ارادی است و نباید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد . دانامردیث لیزاردی در رساله ی دکترای خود معتقد است که اگرچه بسیاری از تحقیقات نشان دهندی این است که اکثر افرادی که اقدام به خودکشی می کنند ،ذهن بیمار دارند اما این نظریات را نمی توان به همه ی بیماران روانی تعمیم دادو معتقد بود که آنها در طول بیماری خود حتماً یک بار به خودکشی اقدام می کنند. انستیتو ملی بهداشت روانی امریکا "خودکشی را تلاشی آگاهانه برای خاتمه دادن به زندگی شخصی توسط خودش می باشد که ممکن است این تلاش به اقدام تلاشی فقط به شکل احساسی در فرد بماند .

منابع:
• آسیب شناسی اجتماعی(جامعه شناسی انحرافات)/ دکتر رحمت الله صدیق سروستانی
• جامعه شناسی خودکشی/استیو تیلور/ترجمه:دکتر رسول ربانی

http://www.niazemarkazi.com

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: نظریه های خودکشی+ خودآزاری +Suicide ,
(0 نظر)
(2218 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 20 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وپدیده زشت سالمندآزاری

beating adult

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

دیدن سالخوردگانی دست و پا شکاسته از غم انگیزترین صحنه های فراموش نشدنی در راهروها و سالنهای سازمان پزشکی قانونی میباشد که با افزایش بیکاری ،فقر،وناامنی اقتصادی و..در یک رو به تزاید می گذارد .از آنجا که ساختار سنّی جمعیت در حال حاضر متفاوت از گذشته می‌باشد و تعداد افراد سالمند نسبت به کلّ جمعیت به‌طور مداوم در تمام کشورها روبه‌افزایش است، لذا این شرایط ایجاب می‌کند که توجه به سالمند و مسائل سالمندی بیش از پیش مورد توجه مسئولین جامعه قرار گیرد.در دهة 80 میلادی، محققان با پدیده‌ای جدید یعنی اعمال خشونت نسبت به سالمندانی که با خانواده زندگی می‌کردند روبه‌رو شدند و معلوم شد که درصدی از افراد سالمند در خانواده مورد بدرفتاری‌های جسمانی، روانی یا بی‌توجهی قرار دارند.در حال حاضر نیز انجمن پزشکی امریکا تخمین می‌زند که در ایالات متحد از بین افراد مسن 8/1 میلیون نفر مورد بدفتاری قرار می‌گیرند. با این وجود و پس از گذشت 20سال از مبحث خشونت و مشخص شدن صورت‌های گوناگون آن، هنوز این پدیده کاملاً شناخته نشده است. با آن‌که خشونت‌های فیزیکی در مورد کودکان بیشتر از سایر زمینه‌ها مورد بررسی قرار گرفته و اطلاعات در این زمینه کامل‌تر است، اما با توجه به روال تاریخی بررسی‌ها، باید گفت که بررسی‌های خشونت نسبت به کهنسالان هنوز قدم‌های اولیه خود را برمی‌دارد. امروزه محققان علاوه بر خشونت جسمانی (تنبیه بدنی) به انواع دیگر خشونت نیز اشاره کرده و از خشونت روانی (تحقیر، دشنام از میان بردن اعتمادبه‌نفس، سرزنش) خشونت اقتصادی (در مضیقة مالی دائم قرار دادن قربانی) خشونت (اجتماعی انزوای اجتماعی و ممانعت از برقراری روابط اجتماعی) و خشونت جنسی نام می‌برند.اگرچه امکان دارد سالمندان به نوعی قربانی همة خشونت‌های فوق شوند، اما به‌نظر می‌رسد بیشترین مقدمه‌ای که در مورد سالمندان عمومیت دارد، خشونت روانی است. خشونت روانی شامل بی‌احترامی لفظی مداوم، اذیت و آزار، تهدیدهای متداول مانند دوست نداشتن سالمند، موردپسند نبودن، دشنام دادن، تمسخر و استهزاء سالمند در جمع، ممنوعیت برقراری ارتباط با دیگران، بی‌توجهی نسبت به نیازهای جسمانی - اجتماعی و روانی سالمند، همگی خشونت روانی است که سلامت روانی سالمند را به مخاطره می‌اندازد و موجب بروز احساساتی چون، بی‌میلی به زندگی، سرزنش خود، نداشتن اعتمادبه‌نفس و نگرش مثبت، احساس یأس و ناامیدی و درماندگی، ترس از مردم، اضطراب، احساس گناه، احساس حقارت، احساس عدم‌شایستگی و خودارزشمندی و نهایتاً کناره‌گیری سالمند می‌شود.

در مواردی نیز که خشونت بین اعضای دیگر خانواده رخ می‌دهد، احساس فضای رعب و وحشت را در خانه حاکم کرده و شاهد بودن همین خشونت در خانه توسط سالمندان و کودکان می‌تواند خود تجربه‌ای از خشونت در خانه تلقی شود. متأسفانه بعضی از سالمندان برای رهایی از خشونت، خودکشی را به عنوان آخرین راه دانسته و اقدام به خودکشی می‌کنند. از طرف دیگر چون تن و روان آدمی وابسته به هم بوده و سلامت یکی در گرو سلامت و شادابی دیگر است، لذا در بیشتر موارد نیز این ناراحتی‌های روانی منجر به بروز بیماری‌های جسمانی در سالمندان شده و سلامت آنان را به مخاطره می‌اندازد. در سال 1996 دوست‌های عضو در چهل و نهمین اجلاس جهانی بهداشت، موافقت کردند که خشونت یک اولویت بهداشت عمومی است و همگان را برای طرح عملیاتی علمی برای پیشگیری و مبارزه با آن فراخواندند.در بخشی از بیانیه مدیرکل سازمان جهانی بهداشت در خصوص خشونت چنین عنوان شده است: «مدت زمان طولانی است که خشونت مورد غفلت همگانی بوده و پاسخ اجتماعی به آن بیش از آنکه به پیشگیری بیانجامد، پاسخی واکنش بوده است. زمان آن رسیده که برای دستیابی به سلامت عمومی، تلاشی در جهت پیشگیری و درمان خشونت و عواقب آن به عمل آید. در واقع، سلامت عمومی با درگیری تمام افراد در مواجهه با این مشکل اعتبار یافته و همچنان که نیازمند مشارکت قوی دولت، اجتماعات محلی، دستگاه‌های قضایی و سازمان‌های غیردولتی است، نیازمند مشارکت اشخاص مسئول و تحقیق در بهداشت عمومی، آموزش و پرورش و علوم اجتماعی می‌باشد. در حقیقت برای رفع خشونت در جوامع ما همکاری تمام افراد ار هر جنس اعم از پیر و جوان مورد نیاز می‌باشد.

بسیاری از سالمندان قادر به دفاع از حقوق خود نیستند، بنابراین موارد عدیدة سالمندآزاری ناشناخته باقی می‌ماند. حتّی در مورد سالمندآزاری جسمی، از آنجا که سالمندان در معرض افتادن به زمین و برخورد با اشیاء هستند، اثبات آزار آنان توسط بستگان به‌طور عمدی مشکل است. اما صدمات جسمی تنها وجه سالمندآزاری نیست. بی‌توجهی به احتیاجات عاطفی سالمندان و محروم کردن آنان از تماس با افراد مورد علاقه خود، بی‌توجهی به نیازهای تغذیه‌ای و بهداشتی سالمندان، بردن وسایل خانه و مایملک مورد علاقة آنان، دست درازی به اندوخته‌های آنان، ناسزاگویی به آنان، و تهدید آنان به فرستادن به خانه‌های سالمندان از وجوه دیگر سالمندآزاری است.برخی صاحب‌نظران، خشونت به سالمند توسط اعضای خانواده را «نشانگان شاه لیر» نامیده‌اند که اشاره به نمایشنامة شاه لیر نوشتة شکسپیر دارد. شاه لیر در دوران سالمندی مورد آزار دو نفر از دختران و دامادهای خود قرار می‌گیرد. این نوع خشونت خانگی را «والدآزاری» هم نامیده‌اند. ریشة این نوع خشونت شاید «کودک آزاری» باشد. والد ستمگری که فرزندان خود را آزار می‌داده است، چون پیر و ناتوان شود مورد آزار آنان قرار می‌گیرد. هر چند برخی افراد، آزار دیدن را سرنوشت محتوم همة ستمگران سرنگون شده دانسته‌اند، ولیکن شایسته است این حلقة معیوب قطع شود و همیشه هم بدی با بدی پاسخ داده نشود.

به هر حال، بسیاری از اوقات یک والد خوب هم چون پیر و ناتوان شد، نیازها و مسایل عمده‌ای پیدا می‌کند که در فرزند یا نوة او که مسئول نگهداری وی است احساس عجز و سرخوردگی و ناکامی پدید می‌آورد که منجر به خشونت می‌شود.سالمندآزاری بیرون از چهارچوب خانواده هم روی می‌دهد. هر چند در برخی از خانه‌های سالمندان خدمات مناسبی عرضه می‌شود، ولیکن بسیاری از سالمندان به علّت بی‌توجهی در خانه‌های سالمندان و دیگر مراکز نگهداری از دست می‌روند. این موضوع در کشوری که به ظاهر یکی از بالاترین معیارهای بهداشتی و درمانی را دارد، یعنی در ایالات متحد امریکا، آن‌چنان شایع و فاجعه‌بار است که حسب گزارش یکی از روزنامه‌ها، در آن کشور تنها در یکی از خانه‌های سالمندان، ده‌ها نفر از سالمندان ضعیف و ناتوان به علّت بیماری و بی‌غذایی در حالی که زخم‌های بستر، کبودی‌ها و شکستگی‌ها اندام نحیف آنان را فرا گرفته بود، مرده‌اند. آنان قربانیان خاموش سوءرفتار، غفلت و سازمان‌های رفاهی ناکارآمدی هستند که برای حمایت آنان کاری نکرده‌اند.یک نگرانی عمدة سالمندان این است که قربانی بزهکاری شوند. هر چند از نظر آماری این احتمال کم است اما موارد نه چندان نادر ضرب و جرح و قتل سالمندان تنها، به طمع دارایی آنان، که گاهی در رسانه‌ها هم بازتاب می‌یابد ما را بر آن می‌دارد که ضرورت تنها نگذاشتن سالمندان را چه به بستگان آنان و چه به سازمان‌های مسئول، یادآوری کنیم.عموماً زنان سالمند بیش از مردان سالمند، و سالمندان تحریک‌پذیر و عصبی بیش از سالمندان مطیع و فرمانبردار، و سالمندان بیمار و معلول بیش از سالمندان سالم گرفتار آزار می‌شوند. توجه داشته باشیم که محرومیت سالمند از زندگی در محل مورد علاقه و مأنوس خود، یا محرومیت او از دیدن فرزندان و نوه‌ها می‌تواند برای او بسیار آزارنده و رنج‌آور باشد.در ایران مؤسسة پژوهش‌های روانی - اجتماعی سالمندی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی، گام‌هایی در جهت شناخت سالمندان و مسایل آنان از جمله سالمندآزاری برداشته است و در این مورد از همکاری علاقه‌مندان استقبال می‌کند. امید آن‌که این وجه پنهان و شرم‌آور رفتارهای درون خانه، از جامعه ما رخت بربندد. آن‌چه که مسلم به‌نظر می‌رسد این است که سالمندآزاری در کنار کودک و همسرآزاری در خانواده ایرانی وجود دارد. اما تاکنون هیچ بررسی خاصی در این زمینه صورت نگرفته است. بنابراین لازم است ضمن توجه ویژه به این حوزه، تمهیدات لازم در جهت کاهش، درمان و پیشگیری از سالمندآزاری فراهم گردد.

پیشنهادات ذیل درخصوص پیشگیری از سالمندآزاری ارایه می‌شود:

تهیه و تدوین قوانین و مقررات حمایت از سالمند
تشکیل انجمن حمایت از سالمندان با مشارکت خود آنان
تشکیل کمیته حذف خشونت علیه سالمندان
خارج‌سازی حمایت از سالمندان از مرحله ترحم و تغییر نگرش افراد جامعه نسبت به این گروه خاص
آموزش خانواده‌های دارای سالمند در مورد رعایت نکات ایمنی
پرنمودن زندگی روزانه سالمندان با فعالیت‌های مفید در جهت ارتقاء عزّت‌نفس و اعتمادبه‌نفس آنان
توجه به بهداشت روانی و جسمانی سالمندان
انجام بررسی‌های علمی در مورد ابعاد و گستردگی سالمندآزاری به‌منظور حساس‌سازی، آگاهی و اقدامات لازم در سطح جامعه و درنهایت اینکه باید عوامل حمایت‌کننده از افراد به‌ویژه سالمندان در برابر هرگونه خشونت گسترش‌یافته و در برنامه‌ریزی برای کاهش انواع گوناگون خشونت و عواقب آن مورد استفاده قرار گیرد.
منبع: روزنامه ایران وب‌سایت سلامت صدا و سیما

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: +پدیده زشت +سالمندآزاری+beating adult ,
(0 نظر)
(1500 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 18 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وانواع خشونتهای جنسی علیه زنان

 rape women

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

نوشته :رحیم ناصری کارشناس حقوق 

در لغت نامه دهخدا مقابل کلمه «خشونت» آمده است: درشتی و زبری، ضد لینت و نرمی، خلاف نعومت، غلظت و سخت رویی و سختی و تندی و تیزی، غضب و خشم، حقارت و اهانت در مقابل کلمه «لینت» که به معنی نرمی، سهلی و سادگی می‌باشد.بر این اساس هر گونه رفتار یا گفتاری که متضمن درشتی، سخت‌رویی، تندی، غضب، خشم، حقارت و توهین باشد، خشونت نامیده می‌شود. اگر رفتارهای فوق مبتنی بر جنسیت باشد، تعبیر به «خشونت علیه زنان» می‌شود. بنابراین خشونت علیه زنان مبتنی بر جنسیت و توأم با یک نوع آسیب و صدمه اعم از جسمی، جنسی، روانی، قولی و فعلی است. به عبارت ساده‌تر می‌توان «رفتار توأم با آسیب مبتنی بر جنسیت» را خشونت علیه زنان دانست. در این تعریف سه عنصر اساسی مشاهده می‌شود:
الف)- عنصر «رفتار»،شامل هر نوع رفتار، از سوی هر کسی اعم از خویشاوند و بیگانه می‌شود.
ب)- «آسیب»، شامل هر نوع آسیب اعم از جسمی، روحی، روانی و جنسی می‌شود.
ج)- عنصر «جنسیت»، نیز فصل ممیّز اساسی در این تعریف است و منظور آن است که به «صرف مؤنث بودن» اقدامات آسیب‌زا بر فردی اعمال شود. در میان انواع خشونت علیه زنان «خشونت جنسی» از اهمیت و حسّاسیت بیشتری برخوردار است.
خشونت جنسی :به هر نوع رفتار خشن جنسی یک فرد، نسبت به دیگری علیرغم مخالفت وی، اطلاق می‌شود. این رفتار خشن جنسی می‌تواند با انگیزه تهدید، سوء استفاده، صدمه و آسیب جنسی انجام پذیرد. به عبارت ساده‌تر هر نوع رفتار جنسی به عنف، خشونت جنسی نامیده می‌شود. همانند تعریف قبلی در این تعریف نیز عناصری به عنوان جنس و فصل وجود دارد. این تعریف را می‌توان به دو بخش «رفتار مبتنی بر جنسیت» و «عنف و زور» تقسیم کرد و در یک تحلیل دقیق‌تر، سه عنصر «رفتار»، «جنسیت» و «عنف» قابل شناسایی و متمایز از یکدیگر است.«رفتار» از یک جنبه به صورت فعل یا ترک فعل است و از جنبه دیگر فیزیکی یا گفتاری می‌باشد. عنصر «جنسیت» نیز نوع رفتار را مشخص می‌کند و در حقیقت فصل ممیّز رفتار جنسی از دیگر رفتارها می‌باشد. این عنصر نشان دهندة تمایلات جنسی مرتکب است که از طریق رفتار وی بروز و ظهور پیدا می‌کند. رفتار جنسی به صورت «عنف» یا «بدون عنف» می‌باشد. به همین دلیل احتیاج به فصل ممیّز دیگری است تا تعریف دقیق‌تری از خشونت جنسی به‌دست آید. بر این اساس اصطلاح «عنف» نشان دهندة وجود عنصر خشونت، زور، اجبار، اکراه و عدم تمایل زن می‌باشد و بدین صورت رفتارهای جنسی که در آن رضایت زن وجود داشته باشد، از آن متمایز می‌شود. لازم به ذکر است که خشونت از مقولات قابل تشکیک و دارای شدت و ضعف می‌باشد، ولی همه مراتب آن دربردارنده نوعی درشتی، تندی و غضب بوده که پایین‌ترین مرحله خشونت «آزار» است. بر این اساس هرگونه اعمال، رفتار یا گفتاری که مایه چندش و ناخشنودی دیگران شود، خشونت محسوب می‌گردد.
انواع خشونت جنسی در زنان :
خشونت و آزار جنسی را می‌توان از جنبه‌های مختلف تقسیم بندی نمود:
1)- خشونت جنسی و اعمال مجرمانه
الف)- «خشونت جنسی رفتاری»: هر نوع توجه نشان دادن به بدن زن، نگاه شهوت آلود و آزار دهنده، تماس بدنی، تظاهر به انجام اعمال جنسی در حضور زن، نمایش آلت تناسلی، آدم ربایی به منظور تجاوز و انجام اعمال منافی عفت، راه اندازی مراکز فحشا، قاچاق زنان، هر نوع بهره‌برداری تجاری از زنان از قبیل تهیه عکس، فیلم و انتشار آن از طریق رسانه‌ها، مونتاژ عکس و انتشار آن، تشویق مردم به فساد، حمایت از فاحشگی و تسهیل آن، زنای با محارم، اجبار به رابطه جنسی در زمان عادت ماهیانه و بیماری، عدم وفاداری زوج به زوجه، حاملگی اجباری و ...، در نهایت شدیدترین نوع رفتار مجرمانه که متضمن خشونت جنسی باشد، می‌توان تجاوز و زنای به عنف دانست.
ب)- «خشونت جنسی گفتاری»:
 به «گفتار شهوانی» و «گفتار خشونت‌آمیز» تقسیم می‌شود:
در «گفتار شهوانی»، مرتکب با مخاطب قرار دادن زن، الفاظی را که متضمن مسائل و معانی جنسی است به زبان می‌آورد. امروزه این نوع از آزار جنسی با استفاده از وسایل ارتباطی از قبیل تلفن و اینترنت در جهان و از جمله ایران در حال افزایش است.
در «گفتار خشونت آمیز»، مرتکب با مخاطب قرار دادن زن و به منظور ارضای غریزه جنسی و لذت‌جویی، از الفاظ زشت، رکیک، توهین‌آمیز، تهدیدآمیز و ... استفاده می‌کند.
2)- خشونت جنسی و نسبت مرتکب با قربانی
خشونت و آزار جنسی از سوی محارم، بستگان زن یا افراد بیگانه صورت می‌گیرد. بستگان زن شامل افرادی همچون پدر، برادر، عمو، دایی و شوهر زن می‌تواند باشند. همچنین محارم سببی و رضاعی زن نیز در این تقسیم بندی قرار می‌گیرند.
3)- خشونت جنسی و مکان
خشونت و آزار جنسی در هر محیطی که زنان و دختران در آن حضور دارند یا مشغول فعالیت کاری هستند، می‌تواند رخ دهد. از این نظر ممکن است زنان در خانه و از سوی خویشاوندان، آشنایان یا در مواردی که افراد مهاجم به‌صورت غیر قانونی وارد حریم خصوصی دیگران می‌شوند، مورد آزار و خشونت قرار گیرند یا در محیط کار و فعالیت شغلی زن از سوی کارفرما، همکاران، مراجعان و مشتریان مورد آزار قرار گیرند. هم‌اکنون در گزارش‌های فراوانی از ارتکاب آزار جنسی کارمندان زن از سوی کارفرمایان وجود دارد که با توجه به ورود گروه زیادی از دختران و زنان به بازار کار و پایین بودن ضریب اشتغال در کشور، در آینده افزایش نیز خواهد یافت. همچنین مواردی از حمله به محل کار زنان همانند: مطب پزشکان زن، آرایشگاه زنانه و... ارتکاب جنایت گزارش شده است، لذا لازم است از سوی مسئولین انتظامی و همچنین گزارش دادن قربانیان، تدابیر ویژه‌ای در این زمینه در نظر گرفته شود.
مورد دیگر آزار زنان در اماکن و معابر عمومی در اوقات مختلف شبانه روز می‌باشد. همانند: پارک‌ها، سینماها، خیابان‌ها و کوچه‌ها، مراکز فروش، هتل‌ها و مسافرخانه‌ها و در مواردی مراکز آموزشی از قبیل مدارس، دانشگاه‌ها و...، بنابراین امکان وقوع خشونت و آزار جنسی در هر مکانی که دختر یا زنی در آن حضور دارد، است. از این رو باید موارد و میزان شیوع آن جهت اتخاذ تدابیر لازم مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. در این نوشتار، سعی می‌شود برخی از اَشکال آزار و خشونت جنسی علیه زنان در اجتماع از دیدگاه فقهی و حقوقی مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.
زنا یا فحشا و انواع آن:
بالاترین مرتبه از مراتب ارتباط نامشروع زن و مرد، آمیزش جنسی است که در اصطلاح فقه و حقوق به آن «زنا» گفته می‌شود. حرمت زنا از جمله احکام ضروری اسلام است که علاوه بر قرآن کریم، در روایات متعددی نیز به آن اشاره شده است. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «الزّنا یورث الفقر و یدع الدیار بلاقع»، زنا فقر را به ارث می‌گذارد و آبادی را از خیر و نیکی خالی می‌کند. همچنین امام صادق (ع) می‌فرماید: «سخت‌ترین مردم از حیث عذاب روز قیامت، مردی است که نطفه خودش را در رحم کسی که بر او حرام است قرار دهد». در احکام الهی با مسأله زنا به شدت برخورد شده و علاوه بر مجازات دنیوی، مجازات اخروی نیز برای آن در نظر گرفته است. مضافاً اینکه آثار فردی و اجتماعی منفی نیز به‌طور طبیعی بدنبال خواهد داشت و به عنوان یکی از عوامل جرم‌زا نیز محسوب می‌شود. چون خداوند متعال حق سلامت جنسی را به انسان عطا کرده است، لذا هیچ زن یا مردی چه با خواست و اراده یا بدون خواست و اراده، نمی تواند به حق سلامت جنسی خویش بی توجه باشد. «زنا» یا «فحشا» دارای اقسامی است که برخی از اقسام آن از مصادیق خشونت و آزار جنسی محسوب می‌شود که در ذیل به آن اشاره می‌شود:
الف)- زنا با محارم:
زنا با محارم یکی از اقسام و انواع آزار جنسی می‌باشد. محارم سه دسته‌اند: نسبی، سببی و رضاعی هر کس که با محارم نسبی خود همانند مادر، خواهر، دختر، نوه‌های دختری و پسری، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر خود زنا کند، به مجازات قتل محکوم خواهد شد. این حکم مورد اتفاق و اجماع همه فقها می‌باشد. چنانکه ملاحظه می‌شود شریعت اسلام، شدیدترین مجازات را در مورد این نوع از خشونت جنسی در نظر گرفته است. زنا با محارم سببی، همانند زن پدر (نامادری)، زن پسر، مادر زن و دختر زن مسأله اختلافی است، به‌گونه‌ای که فقها در مورد حکم زنا با زن پدر و زنا با سایر محارم سببی تفاوت قائل شده‌اند. در مورد زنا با نامادری مشهور فقها، فتوا به قتل زانی داده‌اند. این حکم در ماده 82 ق.م.ا. نیز مورد تأکید قرار گرفته است و بر اساس بند ب آن، اگر کسی با زنِ پدر، زنا نماید، به مجازات قتل محکوم می‌شود. در مورد زنا با بقیه محارم سببی و محارم رضاعی، آنست که زانی به مرگ محکوم نخواهد شد؛ زیرا اگرچه روایاتی که در مورد مجازات زانی با محارم رسیده، مطلق و عنوانی که برای مجازات قتل در روایات آمده، «زنای با محارم» می‌باشد و این عنوان نیز شامل هر محرمی اعم از نسبی، سببی و رضاعی می‌شود؛ ولی سند آن روایات ضعیف می‌باشد و در نتیجه نمی‌توان به آنها در سرایت حکم قتل به محارم سببی و رضاعی استناد نمود. بنابراین از آنجا که در مورد سایر محارم سببی و محارم رضاعی دلیل و حجت شرعی نداریم، لذا در فتوا به قتل باید به قدر متیقن اکتفا شود.اما برخی از فقها همانند: شیخ طوسی، یحیی بن سعید حلی و ابوالصلاح حلبی مجازات قتل را در مورد زنای با محارم رضاعی نیز صحیح دانسته‌اند. به این دلیل که اولاً: فقها بر اساس ظنون معتبر و ظنّ اجتهادی نیز می توانند فتوا دهند که دارای حجت و دلیل شرعی محسوب می‌شود. بر این اساس اگر در مسأله‌ای برای فقیه و مجتهدی، ظنّ اجتهادی حاصل شود، عمل به آن بر وی واجب و باید بر اساس آن فتوا دهد و در این مسأله فرقی نیست که فتوا قتل یا غیرقتل باشد. حال اگر روایات موجود در مسأله، موجب ظن برای فقیهی شود، باید مطابق آن حکم به قتل زانی با محارم سببی و رضاعی بدهد. ثانیاً: کلمه «ذات محرم» که در روایات آمده، مطلق و شامل همه موارد محرمیت اعم از نسبی، سببی و رضاعی می‌شود. بنابراین اگر برای فقیهی ثابت شود که ذات محرم، شامل محارم سببی و رضاعی می‌شود، در این صورت می‌تواند فتوا به قتل زانی با محارم به‌طور کلی بدهد. البته چنانکه گفته شد، در قانون مجازات اسلامی فقط زنای با محارم نسبی و زنا با زن پدر از محارم سببی موجب مجازات مرگ خواهد شد.
ب)- زنا به عنف :
بی‌تردید زنای به عنف، شدیدترین نوع خشونت جنسی شمرده می‌شود که طی آن مردی به عنف و اجبار و بدون رضایت زن به او تجاوز می‌کند. بر اساس فقه جزایی اسلام، مجازات زانی به عنف، قتل است که این حکم مورد اتفاق همه فقها نیز می‌باشد. امام باقر (ع) در پاسخ پرسشی راجع به حکم مردی که به عنف زنی تجاوز کرده بود فرمودند: «کشته می‌شود؛ چه محصن باشد یا محصن نباشد».ماده82 ق.م.ا. نیز در مورد مجازات زنای به عنف مقرر می‌دارد: «زنای به عنف و اکراه موجب قتل زانی اکراه کننده است». اما آیا با توجه به آیه 2 سوره نور، مجرمان جنایات جنسی در دو مورد فوق علاوه بر مجازات قتل، به مجازات دیگری همچون شلاق یا تبعید نیز محکوم می‌شوند یا خیر؟ به این سؤال فقها دو جواب داده‌اند: گروهی از فقها به جمع مجازات رأی داده و معتقدند مجرمان فوق بر اساس آیه شریفه که حکم کلی زناکاران را صد ضربه شلاق تعیین کرده است؛ ابتدا صد ضربه شلاق را تحمل خواهند کرد و سپس به مجازات قتل محکوم خواهند شد و بدین ترتیب به حکم قرآن و روایت هر دو عمل می‌شود. ولی رأی مشهور فقها امام خمینی (ره) هم همین نظر را قبول دارد. آن است که فقط به قتل باید اکتفا کرد، زیرا مجازات مذکور در آیه شریفه به‌طور کلی برای زناکاران در نظر گرفته شده است و اگر در موردی حکم خاص و ویژه‌ای صادر شده باشد، به همان اکتفا می‌شود و اگر حکم خاصی در مقام نباشد، همان حکم عام و کلی جاری می‌شود. ماده 82 ق.م.ا. نیز در تبعیت از قول مشهور فقها این نوع از خشونت و جرائم جنسی را فقط قتل تعیین نموده است.
ج) - ازاله پرده بکارت:
یکی از انواع خشونت‌های جنسی از نوع رفتاری «ازاله بکارت» که در فقه جزایی اسلام برای مرتکب علاوه بر جبران خسارت مالی، تعزیر نیز در نظر گرفته شده است. بر این اساس اگر کسی با توسل به هر وسیله‌ای، پرده بکارت دختری را پاره نماید، علاوه بر مهرالمثل که به عنوان خسارت مالی باید پرداخت کند، تعزیر نیز می‌شود. ازاله بکارت از طریق زنا با دختر نابالغ یا زنای به عنف با زن بالغ نیز صورت می‌گیرد که در این صورت مرتکب، علاوه بر مجازات حدی، باید مهرالمثل نیز پرداخت نماید. همچنین اگر زن بکارت نداشته باشد، ولی به زور مورد تجاوز قرار گرفته باشد، جانی علاوه بر تحمل حد، باید مهرالمثل را نیز بپردازد. حال اگر زن تمایل به زنا داشته باشد، دیگر این عمل از دایره خشونت جنسی خارج می‌شود و در نتیجه مهرالمثل به او تعلق نمی گیرد. برای انجام این عمل فرقی بین شوهر و غیر شوهر نیست، فقط بعضی از فقها معتقدند، شوهر علاوه بر تعزیر شدن باید مهریه‌ای را که در هنگام عقد تعیین کرده‌اند، (مهرالمسمّی) به زن بپردازد. این در حالی است که در ماده 441 ق.م.ا. برای ازاله بکارت دختر با انگشتان دست، علاوه بر پرداخت دیه کامل زن، پرداخت مهرالمثل نیز پیش بینی شده است و هیچ تعزیری برای مرتکب در نظر گرفته نشده است.
د) - ارتباط نامشروع :
خشونت و آزار جنسی تنها به شکل زنا نمی‌باشد، بلکه با روش‎های دیگری نیز ممکن است، انجام شود. به‌طور کلی برای هر گونه تماس بدنی، بین زن و مرد نامحرم، در فقه جزایی اسلام مجازات در نظر گرفته شده است. ارتباط نامشروع غیر از زنا می‌تواند مصادیق فراوانی داشته باشد، از قبیل: بوسیدن (تقبیل)، همدیگر را در آغوش گرفتن (مضاجعه)، دست یکدیگر را گرفتن، لمس بدن و... این گونه روابط بین زن و مرد نامحرم، رابطه نامشروع و اعمال منافی عفت غیر از زنا نامیده می‌شود که می‌تواند به عنف یا بدون عنف و با رضایت زن باشد. در صورتی که این اعمال به عنف و زور باشد، از مصادیق خشونت و آزار جنسی شمرده می‌شود و حاکم شرع می‌تواند مجازات سنگین تری را در نظر بگیرد. به موجب ماده 637 ق.م.ا. «هرگاه زن و مردی که بین آنها علقة زوجیت نباشد، مرتکب روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا، از قبیل تقبیل یا مضاجعه شوند، به شلاق تا نود و نه ضربه محکوم خواهند شد و اگر عمل به عنف و اکراه باشد فقط اکراه کننده تعزیر می‌شود». از ذیل ماده که مقرر می‌دارد «اگر عمل با عنف باشد فقط اکراه کننده تعزیز می شود» معلوم می‌گردد، مجازات اعمال منافی عفت غیر از زنا چه بدون عنف یا با عنف باشد، به میزان نود و نه ضربه تازیانه است، در حالیکه انتظار می‌رود برای اعمال منافی عفت که با خشونت و عنف صورت می‌گیرد، مجازات سنگین‌تری در نظر گرفته شود و از این جهت بین جرم و مجازات تناسب برقرار شود. زیرا خشونت با عنف و بدون عنف با هم متفاوت می‌باشند. بنابراین لازم است مجازات آنها نیز متفاوت باشد، این خلأ قانونی امید است، مورد توجه قانونگذاران قرار گیرد.

 http://bigfa.ir

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: انواع خشونتهای جنسی علیه زنان+ rape women ,
(0 نظر)
(3035 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 17 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وبررسی علل و انواع خشونت علیه زنان

torment women

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

«زن فرشته ایست که در بچگی پرستار ما و در جوانی کاملبخش ما و در پیری تسلیت ده ما است»

درون راهروها و سالنهای دادگاهها و کلانتریها و پزشکی قانونی روزی نیست که دهها مورد از آزار واذیت زنان در جامعه ،محیط کار یا درون خانواده مشاهده نشود بی شک این مشکلات با رشد پدیده شهر نشینی رو به افزایش است که خود بنوع دیگری به پیچیدگی این معضل می افزاید .مقاله فوق از سایت خوب www.iranamir.comبهره گیری شده است خشونت علیه زنان، مانعی در برابر دستیابی به اهداف برابری؛ توسعه و صلح است. این خشونت برخوردای زنان را از حقوق بشر و آزادی های بنیادین؛ نقض؛ یا صلب می کند. ناکامی دیرینه در حفظ و ارتقای این حقوق و آزادی ها در موارد خشونت علیه زنان مایه نگرانی همه کشورهاست.بر این اساس خشونت علیه زنان؛ موارد زیر را در بر می گیرد:
خشونت جسمانی: خشونت جسمی و روانی که در درون خانواده ها روی می دهد. از جمله ضرب و جرح؛ سوء استفاده جنسی از کودکان دختر؛ خشونت های مربوط به جهیزیه؛ تجاوز توسط شوهر؛ خشونت توسط کسانی غیر از شوهر و خشونتی که به استثمار مربوط می شود.
خشونت جسمانی؛ روانی و جنسی :که در درون کل جامعه متوجه زنان می شود. از جمله تجاوز به عنف، سوء استفاده جنسی؛ آزار رسانی و ارعاب جنسی در محل کار؛ خرید و فروش زنان و روسپیگری اجباری؛ عقیم سازی؛ سقط جنین اجباری و بارداری ناخواسته، همانطور که بر می آید خشونت علیه زنان یک عبارت عام و با رویکرد جامعه شناسی محسوب می شود. یعنی بسیاری از مسائلی که در این محدوده قرار می گیرد داخل حیطه محرمانه نبوده.
اینکه کار تنها از عهده ی مردان بر می آید و قدرت اقتصادی به عنوان امکان موجد خشونت؛ در ید مردان قرار می گیرد. الکل و مواد مخدر نیز از جمله عوامل دیگری هستند که پژوهش ها مصرف آنها را مؤثر در میزان خشونت دانسته اند. بر اساس همین مسئله است که تا زمانی که دستگاه انتظامی و تحقیقات مفاهیم و وقایع مبتنی بر قشر گرایی جنسیتی اعتبار می بخشد؛ خشونت در درجاتی وسیع اما پوشیده و پنهان؛ واقعیت بخش کثیری از زنان را تشکیل می دهد.
تعاریفی از خشونت:
1- فرهنگ حقوقی خشونت را استفاده نابه جا؛ غیر قانونی و تعرض آمیز از قدرت تعریف می کند.
2- خشونت علیه زنان به هر فعل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت مؤنث اطلاق می گردد که منجر به آسیب دیدگی یا رنج جسمانی، روان یا جنسی ایشان می شود.
نمونه تاریخی اشکال خشونت:
برای آگاهی از نمونه های تاریخی این اشکال خشونت می توان از جملات سن آگوستین و ناپلئون یاد کرد.
3- سن آگوستین معتقد است: مخردانه ؟؟؟؟ در تصویر خداوند آفریده شده اند و اگر زن را به اتفاق شوهرش در نظر بگیریم که آنها هر دو در تصویر خداوند آفریده شده اند اما زنان مجزا از شوهران خود از چنین امتیازی برخوردار نیستند!
4- ناپلئون به شورای حکومت خود اعلام کرد؛ شوهر باید دارای قدرت مطلقه در ارتباط با همسرش باشد؛ این حق اوست که به زنش بگوید نباید از خانه بیرون بروی!
انواع خشونت:
خشونت به 8 گروه تقسیم شده است:
1- خشونت زبانی: به کار بردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه گیری پی در پی، داد و فریاد و بد اخلاقی و بی احترامی، رفتار تحریک آمیز و دستورهای پی در پی، قهر و صحبت نکردن.
2- 3- خشونت فیزیکی و روانی که به 2 گروه تقسیم می شوند.:
الف) شامل: گاز گرفتن، گرفتن و بستن زندانی کردن. چنگ انداختن، کشیدن مو، اخراج از خانه، کتک کاری، محروم کردن از غذا ....
ب) لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در، به هم زدن سفره و میز غذا و شکستن اشیاء منزل.
4- خشونت جنسی: مجبور کردن به دیدن یا عکسهای خلاف اخلاق عمومی یا اجبار به روابط زناشویی غیر متعارف، مراعات نکردن بهداشت زناشویی و خودداری از بکارگیری روشهای پیشگیری از بارداری، مجبور کردن زن به سقط جنین، اجبار زن به حاملگی ناخواسته، متهم کردن زن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بد دلی.
5- خشونت اقتصادی: جلوگیری از استقلال مالی و دخل و تصرف در اموال شخصی آنها و یا ندادن خرجی خانه و پول کافی.
6- خشونت حقوقی: امتناع مرد از طلاق بر خلاف اصرار زن به متارکه، ازدواج مجدد شوهر و جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن.
7-8- خشونت های فکری و آموزشی: خشونت های مربوط به ممانعت از رشد اجتماعی- ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی- دوستانه و اجتماعی، ممانعت از تحصیل، کاریابی و اشتغال
اشکال خشونت های جنسی:
قتل های زنجیره ای:
بی تردید می توان گفت: انگیزه قتل های زنجیره ای با اشکال دیگر آدم کشی متفاوت است؛ بسیاری از افراد بعد از دستگیری اذعان می دارند که خدا یا فرشته ایی از آنها خواسته زنان را که مسببین اصلی گناه هستند نابود کنند! البته شکلهای دیگری نیز هست که قاتل بعد از تجاوز مبادرت به قتل می کند که در این حالت زن ستیزی مشهود است.
تجاوز به عنف:
این واقعیت که تجاوز به عنف از سوی قانون منع شده نباید دلیلی محسوب شود که این عمل از نظر اجتماع هم منع شود؛ در جامعه انگلستان باورهایی مبتنی بر این است این عمل فعلی طبیعی است از جانب مرد و در واقع تجاوز نکردن باید به آنها آموخته شود.
آزار رسانی:
بسته به آنکه آزار رسانی توسط شوهر انجام شود یا فرد دیگر عناوین جداگانه ای دارد. در مورد اول همسر آزاری و در مورد دوم زن آزاری نامیده می شود. امروزه در کانادا از هر 10 زن یک نفر به طریق جسمانی یا کلامی توسط شوهر مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. در کشوری که جزء پیشرو ترین کشورها در امر حمایت از زنان است.
شیوه های حمایت از زنان آسیب دیده:
الف) شناسایی زنان بالقوه؛ زنان بی سرپرست؛ سرپرست خانوار، زنان خیابانی و زنان فقیر.
ب) حمایت از آسیب پذیران مستعد؛ که در واقع حمایت از زنان گروه های بالا است.
ج) ترویج و تفهیم فرهنگ خود ایمن سازی؛ ارائه اطلاعات و آگاهی به صورت مستمر به زنان جامعه و آموزش که این آموزش هم پیروان پیشگیری و شیوه رهایی از خطر و کاهش صدمات است.
مراحل حمایت:
1- حمایتهای اولیه: مساعدت پزشکی و درمان فوری، تسکین ناملایمات روانی- مشاوره و روان شناسی.
2- حمایت های ثانویه: تفهیم حقوق فرد، جلب اعتماد وی، تسهیل در اقامه دعوی، حفظ شخصیت وی در طول دادرسی، معافیت مالی دادرسی، (چون زنان غالباً استقلال مالی ندارند هزینه دادرسی موجب پشیمانی آنها از مسئله دادرسی می شود.) تامین امنیت فردی، (ممکن است در طول دادرسی همسر یا نزدیکان وی برای سکوت وادار کردن زن امنیت وی را تهدید کنند.)
انواع فعالیت های سازمانهای غیر رسمی:
برگزاری سمینارها برای آگاه سازی زنان، در دسترس قرار دادن خطوط تلفن ویژه برای کمک رسانی به آسیب دیدگان به شکل شبانه روزی، ارائه مشاوره برای بازگشت زنان مجروح و آسیب دیده به زندگی معمولی؛ جداسازی همسران آسیب دیده از شوهر تا پایان حل مشکلات در معرض تعرض ثانویه قرار نگیرد، کمک رسانی مالی و ارائه بیمه برای اقامه دعوی و امدادهای پزشکی.
فرهنگ کتبی و شفاهی:
متون فرهنگی و اساطیری ایران و ضرب المثل هایی که عموماً رفتار خشونت آمیز مردان علیه زنان و دختران را تایید می کند و بیشتر در جهت اثبات و تایید فرو دستی و سستی عقل و خرد و اراده زن است.
مثال:
1- گربه را دم حجله باید کشت: به معنای آن است که باید زن را از همان آغاز زندگی با رفتار خشونت بار مرعوب و مطیع کرد.
2- زن ذلیل: اصطلاحی است که به عنوان صفت حقیر آمیزی برای مردانی که به نظرات همسر خود احترام می گذارند اطلاق می شود.
3- باورهای مرد سالارانه در ایران خشونت را طبیعت مرد می دارند و به زن می قبولاند که با لباس سفید به خانه بخت می رود و هر چه که بر سرش آمد باید با کفن سفید از آن خانه بیرون بیاید.
4- از سه چیز باید حذر کرد: دیوار شکسته، زن زبان دراز، سگ گیرنده.
5- زن خوب فرمانبر پارسا / کند مرد درویش را پادشاه یعنی: اگر مطیع باشد، شایسته و قابل احترام است.
6- زن که رسید به بیست باید به حالش گریست، این ضرب المثل به پیری زودرس زن توجه می دهد و جاذبه های جنسی او را تا مرز 20 سالگی تایید می کند و هر نوع تکاملی دفاعی و عقلی زن را نفی می کند.
7- زن و شوهر جنگ کنند ابلهان باور کنند.
8- زن از پهلوی چپ شد آفریده / کس از چپ راستی هرگز ندیده
اشاره به داستان آفرینش در قرآن است که می گوید زن از باقی مانده گل آدم و یا از دنده چپ مرد آفریده است و در فرهنگ ایران یکی از معنای مجازی چپ (انحراف است) و یکی از معانی راست (برگزیدن راه درست در زندگی است).
پژوهش درباره خشونت علیه زنان:
دکتر نیلوفر میکائیلی عضو هیأت علمی گروه روان شناسی و فاطمه سرخی احمد کارشناس روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، خشونت علیه زنان را پدیده ایی جهانی دانسته اند که بنا بر ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و قومی هر زمان و مکان می تواند به صورت های متفاوت ظاهر شود.
فاطمه سرخی احمد در همایش زنان و آسیب های اجتماعی گفت: وسعت خشونت علیه زنان به گستردگی تاریخ بشر است وی افزود: خشونت علیه زنان تقریباً در تمامی طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژاد، سنی و جغرافیایی یافت می وشد هر چند که این پدیده در میان برخی از گروه ها شایع تر است. از خشونت را بازتابی از حس پرخاشگری دانست و گفت: خشونت خانگی نوع خاصی از خشونت است که در سطح خانواده اعمال و منجر به آسیب یا رنج جسمی، روانی و جنسی می شود.
وی اضافه کرد: سه عنصر اساسی رفتار، آسیب و جنسیت در انواع خشونت مشاهده می شود. او گفت: جنس مسلط غالباً مرد است در برخی مواقع زن علاوه بر تحمل خشونت از سوی همسر از طرف پدر و برادر و حتی فرزندان پسر نیز مورد خشونت قرار می گیرد. این کارشناس روان شناسی افزود: زنان در زندگی خود چهار شکل خشونت شامل فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی را تجربه می کنند وی گفت: خشونت فیزیکی ممکن است برای همه زنان بدون توجه به نوع تحصیلات، نژاد وضعیت خانوادگی روی دهد. وی خشونت روانی را موجب بروز روحیه پوچی و یا خود نابود سازی، گریز از مشارکت اجتماعی و اضطراب در زنان می شود. و همچنین از خشونت جنسی علیه زنان نام برد و سال اول ازدواج، دوران تنگنای مالی، تولد فرزندان و میانسالی را از پرخشونت ترین دوران زندگی زنان به شمار می رود. او سرد مزاجی، نارضایتی جنسی و انواع انحرافات را از پیامدهای این نوع خشونت در زنان دانست.وی گفت: براساس این تحقیقات زنانی که از جانب همسرانشان مورد خشونت قرار می گیرند پنج برابر بیشتر از سایر زنان در معرض آسیب های روانی و خطر خودکشی و شش برابر بیشتر در معرض اختلالات روانی قرار دارند. او عوامل روانی، فردی، فرهنگی و اجتماعی را در علل خشونت مؤثر دانست و گفت: در خانواده هایی که اعتیاد به مواد مخدر و الکل، بیکاری و تنش وجود دارد خشونت نیز بیشتر به چشم می خورد.این روان شناس اضافه کرد: مردانی که از کودکی در خانواده شاهد کتک خوردن زنان خانواده بوده اند در بزرگسالی بیشتر مرتکب خشونت علیه همسران خود می شوند و همچنین افراد ناپخته، بی حوصله، وابسته، متزلزل و کسانی که از احساس بی کفایتی رنج می برند بیشتر علیه زنان مرتکب خشونت می شوند.
آمارهای تکان دهنده درباره خشونت علیه زنان در ایران:
یکی از بزرگترین و مهمترین پژوهش ها درباره خشونت علیه زنان در ایران، یک طرح ملی است که در سال های آخر ریاست جمهوری آقای خاتمی و توسط دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری، اجرا شد. پژوهشی که تعدادی از برجسته ترین جامعه شناسان ایرانی از جمله: محمود قاضی طباطبایی، علیرضا محسنی تبریزی و سید هادی مرجانی مجری آن بودند و استادان به نام دانشگاه های ایران همچون شکوه نوابی نژاد، نسرین صفا، شهلا معظمی، شهرام رفیعی فر، مقصود فراست خواه، احمد رجب زاده و .... با آن همکاری داشتند،
آمارهای همین طرح ملی نشان می دهد که 66 درصد زنان ایرانی از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرار گرفته اند.
خشونت های فیزیکی و روانی:
خشونت فیزیکی نوع اول: گاز گرفتن، بستن، زندانی کردن، چنگ انداختن، کشیدن مو.
از این لحاظ زنان در خرم آباد در طول یک سال بیش از سایر زنان ایران مورد خشونت واقع می شوند و زنان در شهرکرد دفعه های کمتری مورد خشونت نوع اول قرار می گیرند.
خشونت نوع دوم: سیلی، لگد و مشت زدن، کشیدن و هل دادن، محکم کوبیدن در،
از این لحاظ باز هم زنان بندعباس به دفعات بیشتری آن را تجربه کرده اند و زنان کرمانی در طول سال کمتر مورد این خشونت قرار گرفته اند.
خشونت روانی و کلامی:
به کار بردن کلمات رکیک و دشنام، بهانه گیری های پی در پی، داد و فریاد و بد اخلاقی، بی احترامی.
از این بابت زنان اصفهان در طول یک سال بیشتر و زنان بوشهر کمتر از سایر زنان ایرانی تحت خشونت واقع شده اند.
خشونت های جنسی و ناموسی:
زنان بندرعباسی از اول زندگی مشترکشان تا کنون، بیش از سایر زنان ایرانی قربانی خشونت های جنسی و ناموسی شده اند. زنان یزدی در طول یک سال بیش از سایر زنان این خشونت را تجربه می کنند. مردان کرمانی و یاسوجی هم به ترتیب کمتر از سایر مردان ایران، زنان خود را مورد خشونت های جنسی و ناموسی قرار می دهند.
تهدید به آزار و قتل:
زنان بندرعباس، زاهدان و خرم آباد بیش از سایر زنان ایران توسط شوهرانشان تهدید می شوند و زنان سمنان، ساری و یاسوج کمترین تهدیدها را تجربه کرده اند.
خشونت اقتصادی و مالی:
اگر چه زنان زاهدان و بوشهر از اول زندگی مشترکشان تاکنون بیشترین خشونت های اقتصادی و مالی را تجربه کرده اند. اما در بیان زنانی که قربانی این نوع خشونت هستند، زنان اصفهانی در طول یکسال به دفعات بیشتری تحت این خشونت همسران قرار گرفته اند. البته این را هم باید اضافه کرد که زنان سمنان و یاسوج کمتر از سوی شوهران خود تحت مضیقه های مالی و اقتصادی قرار می گیرند.
خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق:
زنان بندرعباس از اول زندگی مشترک شان تاکنون بیش از سایر زنان ایران مورد این نوع از خشونت قرار گرفته اند، زنان زاهدان در طول یکسال بیشتر این خشونت را تجربه کرده اند و البته زنان رشت کمتر از سایر زنان ایران درگیر این خشونت هستند.
خشونت های ممانعت از رشد اجتماعی و آموزشی:
در این نوع خشونت نیز همچون برخی دیگر از انواع خشونت زنان بندرعباس و زاهدان به ترتیب بیشترین قربانی هستند و زنان سمنان- گرگان و یاسوج کمترین.
اما چه باید کرد؟
اگر در حوزه سیاست، دموکراسی جایگزین به حق چرخه خشونت است، در زندگی زنان و مردان ایرانی نیز ضوابط حقوقی بشتر جایگزین به حق سنت های دینی و غیر دینی است. شکل های زنان می توانند با نقد سنت نشان دهند که سنت های ما خشونت علیه زنان را توجیه می کند. (کار 1379) اما تا به آن روز راه درازی باقی است. مهر انگیز کار، از لزوم ارائه خدمت به قربانیان خشونت می گوید: پلیس زنان، خانه های امن و حمایت. اما تا محقق همه این اهداف کوچک و بزرگ راه درازی باقیاست. شاید بدون این کمک های اجتماعی هرگز نتوان به خشونت فیزیکی و جنسی و بخش بزرگی از خشونت های روانی پایان داد اما به بخشی ازخشونت های روانی در خارج از خانه می توان و باید پایان داد. اگر از شوهر، پدر و برادر خود می ترسیم و در مقابل خشونت کلامی و غیر کلامی او دم بر نمی آوریم از راننده تاکسی و سبزی فروش و همکار اداری یا کارخانه که نمی ترسیم. بگوییم و اعتراض کنیم. لابد می ترسیم استدلال هائی بشنویم که پاسخش را نداشته باشیم. مگر تشکیلات و جمع های زنان برای چیست؟ اگر در دفعات اول از پاسخگویی و کلیشه های مرد سالار ناتوان بودیم، کم کم یاد می گیریم و حداقل به مردان اجتماع می فهمانیم که از این خشونت ها رنج می بریم. چه بسا مردانی که با درک این رنجش به بخشی از این خشونت ها پایان دهند. اعتقاد داشته باشیم که حقوق زنان بخش لاینفک حقوق بشر است و هر جا توانستیم علیه همه اشکال خشونت بشوریم.
«زن فرشته ایست که در بچگی پرستار ما و در جوانی کاملبخش ما و در پیری تسلیت ده ما است»
منابع:
کار، مهرانگیز. پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1379.
سازمان جهانی بهداشت. خشونت علیه زنان، ترجمه رفیعی فر، دکتر شهرام و مهندس سعید پارسی نیا، تهران: نشر تندیس، 1380.
پاک نهاد جبروتی، مریم. تابلوهای جنسی در ایران: فرادستی و فرودستی در زبان، تهران، نشر گام نو، 1381.
اعزازی، شهلا. جامعه شناسی خانواده: با تأکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1376.
سوهانی، پگاه، لاله رخ شامبیاتی و پدرام موسوی. «خشونت علیه زنان»، بهداشت خانواده، 19، پائیز 1379.
طهماسبی، فریال. «تغییر نگرش زنان ایرانی نسبت به خشونت: گفتگو با شهلا اعزازی»، ایران، 6 و 7/7/1381
محبی، سیده فاطمه. «آسیب شناسی اجتماعی زنان: خشونت علیه زنان» ، کتاب زنان، 14، زمستان 1380.
امیری، فاطمه. «آقا نگه دار، پیاده می شوم»، زنان، 92، مهر 1381.

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: torment women+علل و انواع خشونت علیه زنان ,
(0 نظر)
(2515 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 15 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وروشهای پیشگیری از شوهرآزاری

husband beating

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

در سالنهای سازمانها پزشکی قانونی هر روز دیدن زنان ومردانی که آثار ضرب و جرح در بدنهایشان مشهود بوده بسیار امری عادی میباشد ولی دعواهای خانوداگی با رواج شهر نشینی هرروز بیشتر شده ومتاسفانه به یکی از معضلات دادگاههای خانوادگی تبدیل شده است در این قسمت به بررسی شیوهای جلوگیری از شوهر آزاری توسط همسرنشان میپردازیم که امیدوارم مورد توجه خوانندگان و اندیشمندان گرامی قرار بگیرد این مقاله از نوشتار آقای ابراهیم قاسم روشن که در سایت خوب حوزه نت منتشر شده استفاده گردیده است :

عوامل موثر در پیشگیری از شوهر آزاری عبارتند از :

الف) سطح فردی

یکی از عوامل مهمی که سبب می شود تا فرد، رفتاری را انجام دهد یا از ارتکاب عملی ٍخودداری کند، میزان معرفت و شناخت افراد نسبت به اهمیت یا قبح و زشتی آن رفتار و پیامدهای منفی آن است، لذا شناخت قبلی افراد نسبت به دستورات شریعت و سخنان معصومین (ع) در مورد زوایای ازدواج ضروری است، زیرا همه احکام و دستورات دینی با توجه به مصالح و مفاسد واقعی انسان تنظیم گردیده است؛ هرچقدر که انسان ها به ضوابط دینی ازدواج و تشکیل خانواده بیشتر پایبند باشند، به همان میزان از آسایش و امنیت حاصل از ازدواج برخوردار خواهند شد و از آثار زیان‎بار آن در امان خواهند ماند. از این رو شناخت این احکام می‎تواند فرد را به داشتن اخلاق نیکو و روابط سالم در خانواده ترغیب کند، به طور مثال اگر فرد بداند که بدخلقی با اهل خانه موجب هلاکت انسان است و کیفر و عذاب الهی را در هر دو جهان درپی دارد و به سلامتی‎اش آسیب می رساند، مصمم می‎شود تا در صورت بروز مشکل، پیامد زشت این نوع رفتار را به خاطر آورد و خلاف نفس اقدام نماید و نرم خویی در پیش گیرد. با تکرار این رویه به تدریج حالت تندخویی فرد تغییر می‎کند. از سوی دیگر دین اسلام، به شدت انسانها را از بحث و مجادله و گفتگوی خصمانه بر حذر می‎دارد، چنانچه حضرت علی (ع) می‎فرمایند: «ایاکم و المراء و الخصومه فانهما یمرضان القلوب علی الاخوان و ینبت علیها النفاق» «از جدال و خصومت در گفتگو برحذر باشید، پس به درستی که قلوب را نسبت به برادران بیمار می کند و نفاق را نسبت به آنها می رویاند.»

ب) سطح خانوادگی

خانواده یکی از مهم‎ترین نهادهای اجتماعی است که افراد را با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی همنوا می سازد، به طوری که اگر خانواده، مدرسه، گروه همسالان، وسائل ارتباط جمعی، گروههای مذهبی، سازمان های جوانان و ... را عوامل جامعه پذیری افراد بدانیم، در همه فرهنگ ها به خصوص در فرهنگ دینی، خانواده، عامل اصلی اجتماعی شدن کودک محسوب می‎شود. خانواده فرد را قادر می سازد تا ارزش‎ها، هنجارها، مهارت ها، عقائد و الگوهای فکر و عمل را فراگیرد. از این رو، هر یک از والدین که در خانواده نقش خود را به خوبی انجام ندهند، در نظام کنش متقابل خانواده، اختلال ایجاد می‎شود و موجب جامعه پذیری ناقص فرزندان می‎گردد و در نتیجه فرزندان این خانواده نمی‎توانند نقش هایی را که دیگران از آنها انتظار دارند، به خوبی انجام دهند و در مواردی با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی، ناهمنوا خواهند شد.هر چه اعضای خانواده، از اخلاق و آداب دینی فاصله بگیرند و از حضور جدی دین در عرصه خانواده بکاهند و خدا را در کنش‎های متقابل فراموش کنند، از داشتن آسایش و آرامش محروم خواهند شد، در نتیجه، این زندگی نمی تواند زندگی مستحکم و سالمی باشد. عمده‎ترین خصوصیاتی که می‎تواند مانع از بروز رفتار ناپسند آزاررسانی به همسر گردد و از پیامدهای ناگوار این رفتار بکاهد، عبارتست از:

1- صداقت

اگر بر روابط بین زن و شوهر صداقت حاکم باشد و هر یک صادقانه نیازها، خواسته ها و توقعات خود را برای دیگری بیان کند و واقعیت های زندگی را کتمان ننماید، احساس همدلی و محبت بین آنها افزایش یافته و زمینه های استحکام خانواده فراهم می شود.

2- تعدیل خواسته ها

زن و شوهر باید خواسته ها و توقعاتی را که از همدیگر دارند، تعدیل کنند، یعنی حدود و توقعات آنها نباید بیش از توانایی‎های آنان باشد، در غیر این صورت، زن، همسرش را با افراد دیگر مقایسه می کند و از او می خواهد که همانند آنها امکانات و وسایل رفاهی بیشتری فراهم کند. در مقابل، شوهر نیز همسرش را با زنان دیگر مقایسه می‎کند و از او می خواهد که اخلاق، ظاهر و رفتارش همانند آنها باشد و نظیر آنها ابراز علاقه و محبت کند. در حالی که افراد از جهت ویژگی های فردی کاملاً متفاوت هستند، از این رو خداوند هم بیش از حد توان افراد، از آنها مسئولیت نمی‎خواهد و می‎فرماید: «لایکلف الله نفسا الا وسعها». بدین ترتیب تعدیل خواسته های زن و شوهر موجب می شود که از تلاش و زحمات همدیگر قدردانی کرده و از زیاده خواهی ها پرهیز کنند و زمینه‎های همدلی و تفاهم را فراهم نمایند.

ج) سطح اجتماعی

نهادهای فرهنگ ساز کشور باید بیشترین تلاش خود را جهت گسترش فرهنگ اسلامی، اخلاق دینی و نهادینه کردن آن در جامعه بکار گیرند و مؤلفه‎ها و شاخص‎های ارزش های دینی نظیر عدالت را در سطح خانواده بیان کنند تا روشن شود که فرد عادل باید دارای چه ویژگی‎ها، رفتارها و روابطی باشد. وسائل ارتباط جمعی در این رابطه بیشترین وظیفه و تأثیر را دارند، کارکرد و اثرگذاری رسانه های جمعی، به ویژه تلویزیون، به جهت پوشش فراگیر آن، می‎تواند مثبت و منفی باشد. ارائه تصویر زنان پرخاشگرانه که احقاق حقوق خانوادگی خود را منوط به رفتارهای نادرست، غیرمنطقی، نابردبارانه.... می‎بینند و یا نمایش شخصیت نامتعادل و افراطی (عاطفی محض یا عقلانی صرف) از زن از جمله کارکردهای منفی رسانه‎های جمعی است، در حالی که این وسائل می توانند با تهیه فیلم های سینمایی، روابط نامناسب و خشن را با روابط صحیح و سالم خانوادة متعادل مقایسه کنند و با نشان دادن نتایج و پیامدهای مثبت و منفی هر یک از آن دو، راههای محفوظ ماندن زن و شوهر را از این آسیب‎ها ارائه کنند و صبر و تحمل آنان را در مقابل مشکلات و دشواری‎های زندگی به نمایش گذارند و از ارائه زندگی‎های اشرافی و مجلل و انواع امکانات رفاهی برای تمام اعضای خانواده و... خودداری کنند، زیرا مخاطبین با دیدن چنین صحنه هایی به تدریج به این باور می رسند که محرومیت بسیار بالایی دارند و برای رسیدن به چنین امکاناتی باید از هر وسیله ای استفاده کنند و تا گوی سبقت را از دیگران بربایند و به هیچ حد و مرزی قانع نباشند. این رویه، احساس فقر روانی را در جامعه گسترش می دهد و فرهنگ مصرف کاذب بر مخاطبین تحمیل می شود و بالتبع توجه انسان به مسائل اخلاقی و ارزش های معنوی کاهش می یابد و روحیه قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر که سرلوحه دعوت انبیاء و ائمه معصومین (ع) قرار داشته و جزء فضائل اخلاقی است، در بوته فراموشی قرار می‎گیرد، در نتیجه سطح توقعات خانواده افزایش می‎یابد و با احساس محرومیت، نزاع‎ها و درگیری ها آغاز می‎شود.بنابراین علاوه بر سازندگی فرد و خانواده، نهادها و سازمان‎های اجتماعی نیز باید زمینه را برای ایجاد روابط سالم بین اعضای خانواده و ایجاد خانواده متعادل و مستحکم فراهم نمایند.

http://rs272.tarlog.com/

http://www.hawzah.net

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: روشهای پیشگیری از شوهرآزاری ,
(0 نظر)
(1449 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 11 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhaniطب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhaniطب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وبررسی علل شوهرآزاری

husband beating

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

در ادامه بحث شوهر آزاری وبررسی علل آن در رشته پزشکی قانونی به مقاله ای در این رابطه تحت عنوان علل شوهر آزاری نوشته ابراهیم قاسم روشن میپردازیم که در سایت خوب حوزه نت منتشر شده میپردازیم که امیدوارم مورد توجه و استفاده خوانندگان محترم قرار بگیرد .علل و عوامل متعددی موجب می‎شود که زن به خشونت علیه همسر اقدام کند. این عوامل عبارتند از:

الف) علل فرهنگی:

1- عدم شناخت وظایف و مسئولیت ها

خانواده در صورتی از بنایی مستحکم و روابطی سالم برخوردار می شود که هر یک از زوجین، نسبت به وظایف و نقش های خود در زندگی، شناخت کافی داشته باشند و بدانند که در صورت انجام یا طفره از آن، پاداش یا کیفر اخروی سختی در انتظار آنهاست. بنابراین اگر زن مسلمان ارزش و اهمیت خوب شوهرداری را در دیدگاه اسلام بداند و توجه داشته باشد که خداوند چه پاداش ارزشمندی را برای این‎کار در نظر گرفته است و از سوی دیگر میزان زشتی شوهرآزاری را در شریعت بداند و کیفر سخت اخروی آن را بشناسد و بدان باور داشته باشد، در این صورت، درصدد برمی‎آید تا اخلاق و رفتار خود را بر اساس خواست و رضایت خداوند تغییر داده و اخلاقیات دینی را در خود تقویت کند. در روایات فراوانی، این تشویق و توبیخ ها بیان شده است. از جمله روایتی از رسول گرامی اسلام (ص) می‎باشد که می‎فرمایند: «من کان له امرأه توذیه لم یقبل الله صلاتها و لا حسنة من عملها حتی تعینه و ترضیه و ان صامت الدهر و قامت و اعتقت الرقاب و انفقت الاموال فی سبیل الله و کانت اول من ترد النار» «کسی که زن آزاردهنده‎ای دارد، خداوند نماز و کار خوب آن زن را قبول نمی‎کند، مگر این که شوهرش را کمک کند و رضایت او را به دست آورد و الاّ اگر تمام روزگار را روزه بگیرد و شب ها به عبادت برخیزد و تمام اموال خود را در راه خدا انفاق کند، باز اولین کسی است که وارد جهنم می شود.»

2- سستی باورهای مذهبی

یکی از مهمترین عوامل چنین وضعیتی، ضعف باورهای مذهبی و ارزش های اخلاقی، اعراض از نام و یاد خدا و فرامین اوست. چنین فرد سست ایمانی، در زندگی با همه امکانات مادی و جنبه های رفاهی، احساس تنگی و سختی می نماید و قرآن هم در این زمینه تصریح می کند که: «و من اعرض عن ذکری فانّ معیشة صنکا» «هر کس که از یاد من رو برگرداند، پس به درستی که زندگی برای او سخت و تنگ خواهد بود». در حالی که اگر فضای خانه از آداب و سنت های دینی عطرآگین باشد و زن تمام تلاش خود را برای کسب رضای الهی و انجام وظایف خویش در چارچوب دین بکارگیرد و خداوند را بر گفتار و رفتار و افکار خویش عالم و ناظر ببیند و بر آن باور قلبی داشته باشد، روابط اعضای خانواده برپایه بنیان مستحکمی شکل خواهد گرفت که در مقابل بروز شرایط بحرانی مانند بیماری، از دست دادن موقعیت شغلی، فقر اقتصادی و ... تضعیف نشده و از مسیر صحیح خود خارج نخواهد شد.

ب) علل روانشناختی

1- تنهایی

در بعضی موارد، ناسازگاری زن با شوهر از احساس تنهایی وی نشأت می گیرد. به طور نمونه گاه زن بعد از ازدواج، علیرغم همه وابستگی هایی که تا چندی قبل نسبت به اعضای خانواده و دوستان خود داشته است، به یکباره مجبور می شود که این ارتباط را قطع کند، زیرا موقعیت شغلی همسر ایجاب می کند که دور از محیط خانواده زندگی کند و یا همسر، به علت برخی خصوصیات روانی یا موقعیت های اجتماعی، مانع ارتباطات خانوادگی و اجتماعی زن می شود، در چنین وضعیتی، شوهر، نیاز ارتباط با دیگران را از طریق روابط شغلی‎اش ارضا می کند، در حالی که همسرش در شهری غریب و یا در محیطی بسته، محدود به انجام کارهای منزل می‎شود. نتیجه این شیوه زندگی، داشتن روحیه‎ای خسته و پژمرده است که آثار آن در رفتار و روابط زن با شوهر تجلی می‎کند.

2- افسردگی

یکی از اختلالات روانی شایع در اغلب جوامع، افسردگی است که آمار آن رو به تزاید است. علائم و نشانه های افسردگی در افراد مختلف، متعدد و متفاوت می‎باشد و شامل اختلالات عاطفی، انگیزشی، شناختی و قلمرو بدنی است.در اختلال عاطفی، فرد افسرده تقریباً به طور دائم غمگین است و از محیط اجتماعی شکوه و شکایت می کند و تحقیرها، تظلم ها و سرزنش ها را به یاد می آورد.در اختلال انگیزشی، فرد نسبت به امور جنسی، بهداشتی، روابط شغلی و روابط اجتماعی حالت بازداری دارد و معمولاً در خود فرو می رود و ارتباط خود را با دیگران قطع می کند و هیچ رغبتی نسبت به فعالیت های شغلی نشان نمی دهد، حتی گاه نسبت به بهداشت بدنی بی توجه می شود، فعالیت عقلی فرد کاهش می‎یابد، به طوری که تمرکز ذهنی خود را از دست می دهد و حافظه‎اش تضعیف می شود.در بخش اختلالات شناختی گفته می شود که فرد، افکاری منفی نسبت به خود، جهان و آینده پیدا می کند، به شکلی که نسبت به وضعیت فعلی، احساس ناراحتی، نسبت به گذشته، احساس شکست و نسبت به آینده، احساس بدبینی دارد.در قلمرو بدنی، تصویر بدنی فرد افسرده تنزل می‎یابد و با احساس گنهکاری و کینه نسبت به خود، میل به کیفر رسیدن و حتی میل به خودکشی تجلی می‎یابد. در چنین وضعیت بحرانی، طبیعی است که زن نتواند رضایت شوهر را فراهم نموده و روابط صحیحی با او داشته باشد.

3- توهم

یکی از عواملی که موجب بدرفتاری زنان می شود، توهمات و خیالاتی است که فکر و ذهن او را مشغول می کند. گاهی زن در ذهن خود از شوهرش تصویری نادرست می‎سازد و متناسب با آن تصویر با وی رفتار می کند، به طور مثال احساس می‎کند که همسرش بین بستگان خود و خویشاوندان او تفاوت می گذارد و برای آنها ارزش بیشتری قائل است و تمام توجه خود را به آنان معطوف می دارد. بر اساس این توهم، مقابله به مثل نموده و چنین رفتاری را در پیش می‎گیرد و یا ممکن است توهم کند که همسرش او را دوست ندارد و درصدد موقعیتی است تا همسر دیگری را انتخاب کند، در چنین صورتی، زن در مقام عناد و لجاجت، به آزار شوهر می پردازد.

4- اضطراب

اضطراب، یکی دیگر از اختلالات روانی است که می تواند رفتار فرد را متأثر سازد. فرد مضطرب فردی است که در خود احساس نامطبوعی از یک ترس نامعین (ترس بدون موضوع) وحشت زدگی، بلکه درماندگی و حتی مرگ دارد. در اکثریت موارد، به این حالات، تظاهرات دستگاه عصبی مستقل، مشابه آنچه در هیجان ها وجود دارد، از قبیل تپش قلب، مشکلات تنفسی همراه با احساس فشردگی قفسه صدری و خفگی، تعرق مفرط، لرزه،احساس سستی در پاها افزوده می‎شود. فرد مضطرب فعالیت های خود را از پیش، با شکست مواجه می بیند، در یک ناایمنی اجتماعی و جهانی زندگی می کند، نسبت به ظرفیت ها و کفایت های خاص خود شک می کند و برای خود و نزدیکانش نگران است. چنین فردی در زندگی از یک روحیه شاداب و با طراوتی برخوردار نمی باشد و در نتیجه نمی تواند نقش خود را در زندگی، به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده به خوبی ایفا کند، در نتیجه فشار جسمی و روحی به دیگر اعضای خانواده از جمله شوهر وارد می شود.

5- ترس

ترس، یک حالت روانی است که در اثر مواجهه فرد با موقعیت ها یا اشیا بوجود می‎آید، درحالی که ممکن است فرد به واسطه استدلال، آن را بی زیان و خالی از خطر بداند. در این صورت، زن برای پیشگیری و دفاع از آن، رفتارهای ویژه‎ای را انجام می دهد. مثلاً در مواردی مشاهده شده است که زن از اینکه همسرش ازدواج مجددی را انجام دهد، هراسناک است، او را فردی بی وفا و بی محبت به حساب می آورد و هیچگاه راضی نمی شود که همسرش با زنان دیگر، ارتباط اجتماعی سالمی داشته باشد و در صورتی که متوجه این ارتباط شود، بسیار متأثر شده و با انجام رفتارهای ناخوشایند درصدد تلافی برمی آید و گاهی نیز این شرایط موجب می شود که میل جنسی وی تقلیل یابد تا جایی که علاقه ای به ارتباط جنسی نداشته باشد. در روابط زناشویی به سختی تحریک شود و از عمل جنسی هم لذتی نبرد.

6- عدم علاقه و بروز تنفر

در بعضی موارد رفتار آزار دهنده زنان از بی علاقگی یا نفرت آنها نسبت به شوهر نشأت می گیرد که عوامل زمینه ساز آن می تواند متفاوت باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:

7- عدم تناسب سنی زوجین

در مواردی، پدر و مادر علیرغم خواست دختر، او را به ازدواج با فردی ثروتمند مجبور می کنند که فاصله سنی زیادی با دختر دارد. این عمل موجب می شود که بسیاری از خواسته های زن، برای شوهر مطلوب و یا منطقی نباشد و از سوی دیگر بسیاری از خواسته ها و تمایلات همسرش را نشناسد و یا در صورت شناخت، میل باطنی برای تأمین آنها نداشته باشد، از این نقطه، درگیری ها و جدال ها آغاز می شود.

8- عدم پایبندی شوهر به دستورات مذهبی

زن مؤمن و متقی می خواهد همسر او یک انسان با ایمان و پرهیزگار باشد، زیرا معتقد است که با فاصله گرفتن از گناه و عصیان الهی، می توان زمینه را برای داشتن یک زندگی آرام و مورد رضای الهی فراهم نمود و چنین زندگی می تواند کمال و ترقی اعضای خانواده را در دنیا و سعادت جاودانه آنها را در آخرت فراهم کند.

9- عدم بهداشت از سوی شوهر

عدم رعایت نظافت و بهداشت از سوی شوهر، بی توجهی یا کم توجهی به خواست و رضایت همسر می تواند زمینه ساز بروز اختلافات و موجب انزجار نسبت به همسرشود. در این صورت عکس‎العمل‎های زن برای شوهر آزار دهنده تلقی می‎شود.

10- ناکامی مادی و معنوی

در بسیاری از خانواده‎ها، زن قبل از ازدواج، آینده خاصی را از جهت بهره‎مندی از امکانات مادی و رفاهی یا برخورداری از اخلاق و آداب انسانی و اسلامی برای اعضای خانواده ترسیم کرده تا در سایه ازدواج بدان دست یابد، اما بعد از ازدواج، در این زمینه احساس عدم موفقیت می‎کند، در چنین شرایطی زن، شوهر خود را مقصر می داند و ابتدا از اظهار محبت و احترام نسبت به او دریغ می ورزد و به تدریج خلق و خوی خود را تغییر داده و اذیت و آزارهای او شروع می شود.

11- دگرآزاری

بیماری سادیسم یا دگر آزاری می تواند منشأ معضل شوهرآزاری باشد. سادیسم نوعی اختلال روانی است که فرد بیمار، تمایل به آزار و اذیت دارد و به دنبال انجام آن، احساس رضایت می کند. این آزار از سوی زن می تواند به صورت های مختلف از جمله آزار و اذیت در هنگام تحریکات جنسی شوهر ظاهر شود. بر این اساس گفته می شود که تمایلات سادیستیک زنان موجب می شود تا آنها همسرشان را مردانی ناشناس تلقی نموده و آنها را آزرده نمایند.

12- قدرت طلبی

بعضی از زنان تلاش می کنند تا بر افکار، احساسات، باورها، ارزش ها و رفتار همسر سلطه یافته و هر آنچه را که خود می پذیرند، بر وی تحمیل کنند و در صورت عدم توجه شوهر به این خواسته ها، در طی زمان، وی را وادار به تسلیم نموده و خواستة خود را عملی سازند.

13- عدم صداقت و فریبکاری

یکی از پایه های اصلی روابط سالم خانواده، صداقت و راستی است. اگر زن در روابط خود با شوهرش، یکرنگ نباشد و با پنهان کاری و فریبکاری رفتار کند، در این صورت اعتماد همسر از او سلب شده و حتی سخنان و وعده های صادقانه او را نیز نمی پذیرد و نمی تواند چنین فردی را به عنوان شریک زندگی محسوب کند و در تصمیم گیری‎ها با او مشورت نماید و او را مشارکت دهد، در نتیجه روابط زوجین تیره شده و بنیاد خانواده سست خواهد شد.

14- خودگرایی

برخی از زنان در خانواده، تمام توان خود را برای تأمین نیازها و دستیابی به اهداف خویش به کار می گیرند و از مشارکت در امور خانه کناره گیری می کنند و در مواردی که بین خواسته آنها و خواسته اعضای خانواده تقابلی ایجاد می‎شود، حاضر نیستند از منافع خود برای تأمین منافع تمام اعضای خانواده صرف نظر کنند، در نتیجه تمام مشکلات را معطوف به همسر خویش می‎دانند. در این شرایط روابط بین زوجین به سردی گرائیده و سلامت خانواده تهدید می‎گردد.

ج) علل اجتماعی

1- دخالت دیگران

از جمله عواملی که روابط سالم بین زن و شوهر را متزلزل می کند، دخالت دیگران به خصوص والدین همسر در حریم زندگی است. گرچه این عمل به جهت علاقه وافر و با انگیزة راهنمایی انجام می شود، اما گاه می تواند فرد را تحریک کرده و موجب درگیری و اختلاف بین زوجین شود. در مواردی مقایسه وضعیت زندگی فرد با زندگی بستگان یا آشنایان، زمینه های نارضایتی از زندگی را فراهم می‎نماید، به طوری که زن، شوهر خود را وادار می‎کند تا از هر طریق ممکن، سطح زندگی را ارتقا دهد. بدین منظور با برخوردهای نامناسب و غیر منطقی، زیاده خواهی های خود را طلب می کند. از این زمان، فضای صمیمی و پر از محبت و احترام متقابل می‎شکند و اختلاف ایجاد می شود. متأسفانه این مسئله، اخیراً در جامعة ایران بسیار شایع شده است. بر اساس پژوهش های انجام شده درصد قابل توجهی از زنان و مردان علت جدایی از همسرانشان را دخالت خویشاوندان و آشنایان می‎دانند، تحقیقات نشان می دهد که از بین عوامل مختلف طلاق (نظیر ناسازگاری های رفتاری و اخلاقی، دخالت خویشاوندان و آشنایان، تنفر از همسر و اعتیاد همسر به مواد مخدر) دخالت دیگران، رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.

2- نارضایتی اجتماعی

مشکلات شغلی و برخی مسائل و نارضایتی‎های اجتماعی (تورم و گرانی کالاها و مسکن، بیکاری...) می‎تواند باعث بروز اختلاف میان زن و شوهر و بروز رفتار تلافی جویانة او با شوهرش شود و یا به طور ناخودآگاه، این ناراحتی در روابط فرد با اعضای خانواده ظهور کند، زیرا زن به جهت برخورداری از روحیه لطیف و حساس، در مواجهة با این مشکلات، فشارهای روحی و روانی بیشتری را متحمل می شود، از این رو ممکن است ناراحتی های خود را به شکل رفتارهای نابهنجار بروز دهد.

3- نارضایتی خانوادگی

نارضایتی زن از ازدواج، به دلیل تمایل وی به ازدواج با فرد دیگر و مخالفت والدین و اجبار او به این ازدواج و یا عدم ازدواج شوهر با فرد مورد علاقه اش موجب شده است که زن به طور ناخواسته، فرد دیگری را برگزیند. همچنین تفاوت سنی شوهر نسبت به زن و مشکلات متعاقب آن، باعث می شود که زن با میل و رغبت و رضایت قلبی، ازدواج با چنین شوهری را نپذیرد و رفتار گرم و صمیمانه‎ای با وی نداشته باشد.

4- خشونت خانوادگی

مشاهدة رفتارهای خشن پدر، خشونت های خانگی اعم از: ظلم ها، اهانت ها و آسیب های مردان در برابر چشم فرزندان در محیط خانواده، بسیاری از دختران را در زندگی آینده با حس انتقام یا حس ممانعت از بروز چنین وقایعی درگیر می کند تا بدانجا که تلاش می کنند در برابر شوهر رفتار خشونت آمیز داشته باشند تا هرگز دچار وضعیتی مشابه مادرشان نگردند.

http://rs272.tarlog.com/

http://www.hawzah.net

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: علل شوهرآزاری ,
(0 نظر)
(1252 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 11 و 3 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی و پدیده جدید شوهرآزاری

husband beating

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

 وقتی کلمه همسر آزاری را میشنویم فورا بیاد اذیت زنان توسط شوهرشان می افتیم در سالنهای پزشکی قانونی نیز زنان بیشماری را که آثار ضرب و جرح روی سو صورتشان مشهود است را به فراوانی مشاهده میکنیم ولی واقعا همیشه این چنین است ؟وزنان همیشه شاکیان منحصر بفرد سازمان پزشکی قانونی هستند یا مسئله بعدی دیگری هم دارد ؟در کنار زن آزاری توسط مردان متاسفانه مدتی است که پدیده شوم دیگری بنام شوهر آزاری شیوع پیدا کرده است این مقاله در دوقسمت به بررسی شوهر آزاری میپردازد این مقاله توسط کارشناسان آگاه به امور حقوق و قضا در سایت بسیار خوب وبلاگستان حقوقی تهیه گردیده که ایمیل این نویسنده خوب جهت مشاوره نیز در زیر برای استفاده بیشتر خوانندگان گرامی منتشر میشود :

pat_wx2@yahoo.com

هرچند همسرآزاری پدیده ای است که از گذشته های دور در بین جوامع مختلف وجود داشته است، ولی در عصر حاضر، شوهرآزاری به جهت شکل گیری نهضت های فمینیستی و نفوذ و گسترش افکار صاحبنظران این جنبش در جوامع مختلف، به نظر می‎رسد که این معضل شیوع بیشتری پیدا کرده است. در این نوشتار ضمن بررسی مفهوم شوهرآزاری، علل و عوامل بروز این پدیده، آثار ناگوار آن در سطوح مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار می‎گیرد و در بخش پایانی مقاله برای کنترل این آسیب و تحکیم بنیان خانواده پیشنهاداتی ارائه شده است.واژه همسر آزاری که در اذهان عموم به عنوان خشونت شوهر علیه زن بکار می رود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته است و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز علیرغم فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش است. آمار 43 درصدی زنان کتک خورده آلمانی به دست شوهرشان گویای وجود این آسیب غم انگیز می باشد. تبیین کیفی و کمی و بررسی اثرات ناگوار این معضل نیازمند مجال مناسبی است . دین اسلام برای نهاد خانواده در نظام اجتماعی، ارزش بسیار بالایی قائل است و آن را عامل ایجاد سکینه و آرامش بین اعضای خانواده و جامعه می‎شمارد، بدین لحاظ حقوق و تکالیفی را برای اعضای خانواده معین کرده و آنها را به رعایت این موارد ترغیب و تشویق نموده است و داشتن روابط سالم و اخلاقی را درکانون خانواده مبتنی بر رهایی از خودبینی و خودخواهی و رعایت احترام متقابل، گذشت و فداکاری، ایثار و دگرخواهی، توجه به مصلحت خانواده و مودّت و رحمت قرار داده است. از این رو معصومین (ع) در روایات مختلف، زن و مرد را دعوت به خوشرفتاری با یکدیگر نموده اند. از پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد خوشرفتاری مردان با زنان روایت شده است که: «اکمل المؤمنین ایماناً احسنهم خلقاً و خیارکم خیارکم لنسائهم» «کامل ترین مؤمنان از حیث ایمان خوش اخلاق ترین آنهاست و شایسته ترین شما کسانی هستند که با زن خود خوشرفتارترند».امام صادق(ع) هم در مورد خوش‎رفتاری زنان فرموده است: «ایّما امرأة باتت و زوجها علیها ساخط فی حق لم یتقبل منها صلاة حتی یرضی عنها...»«هرگاه زنی، شب را به عبادت بیدار باشد، در حالی که شوهرش به خاطر پایمال کردن حقش، از او خشمگین است، تا زمانی که او را راضی نکند، نمازش مورد قبول واقع نمی شود.»قرآن نیز در رابطه با رعایت و تقدم مصلحت خانواده می‎فرماید: «اگر در مواردی یکی از زوجین بعد از ازدواج، همسرش را بر اساس معیارهای خود مطلوب نداند، ولی زندگی با او را ادامه دهد و با وی خوش‎رفتاری نماید، خداوند به چنین فردی وعدة خیر کثیر می دهد.»همان‎طور که ذکر گردید در فرهنگ اصیل اسلام، بنیان خانواده بر پایه مودت و رحمت و تفاهم زوجین است، لیکن در فرهنگ مغرب زمین، به جهت اعتقاد به نظریات اومانیستی، فردگرایی و نسبیت اخلاق، خانواده تنها بر اساس معیارهای حقوقی محض پی ریزی شده و اعضای خانواده با اجبار و ابزار حقوق، به رعایت وظایف خویش ملزم می‎شوند، این مسئله یکی از تمایزات اصلی خانواده غربی با خانواده شرقی است، به طوری که گفته می شود: «شرق تمایل به اخلاق دارد و غرب تمایل به حقوق. انسان شرقی انسانیت خود را در این می بیند که حقوق خود را بشناسد و از آن دفاع کند و نگذارد دیگری به حریم حقوق او پاگذارد».در حالی که اگر خانواده بر محور حقوق بچرخد و هر یک از زوجین تنها بر اساس منافع شخصی خود، حقوق خویش را استیفاء نماید،خانواده به نهادی بی روح تبدیل می شود که بسیار خشک و شکننده بوده و با کمترین اختلافی متلاشی می شود. اما در دیدگاه اسلامی، برای ایجاد وحدت و صمیمیت واقعی میان زن و شوهر، به تفاوت های غریزی و طبیعی آنها توجه شده و بر اساس این تفاوت‎ها، برای هر یک حقوقی متناسب وضع گردیده است. اما در فرهنگ غرب تلاش می شود تا این تفاوت ها نادیده گرفته شده و زنان به حقوقی مشابه مردان دست یازند. امروزه می توان نمونه بارز این تفکر را در دیدگاه‎های فمینیستی می توان مشاهده نمود. گروه های فمینیستی با طرح شعار برابری مطلق زن و مرد در تمامی زمینه های اجتماعی، روانی و فرهنگی، خواهان تحولی اساسی در کلیه جنبه های زندگی فردی و اجتماعی می باشند. از نظر فمینیست‎ها، تعریف زنان به عنوان مادر، همسر و موجوداتی زینتی، آنان را در محدودیت های تاریخی قرار می دهد، لذا باید برای دسترسی به برابری و آزادی مطلق زنان مبارزه نمود.گسترش افکار فمینیستی و نفوذ آن در کشورهای اسلامی، موجب شده است تا برخی از زنان مسلمانی که آشنایی کمتری نسبت به حقوق، احکام و دستورات اخلاقی و دینی و فلسفه تدوین آنها دارند و یا پایبندی آنها نسبت به فرهنگ دینی کمتر است، تحت تأثیر اندیشه های غربی قرار گرفته و بنا را بر ناسازگاری، مخالفت و درگیری، عدم توجه به حقوق همسر و اذیت و آزار وی گذارند، زیرا مبانی حقوقی دیدگاه فمینیسم و اسلام متفاوت می‎باشد، به طوری که برخی مواد حقوقی در دیدگاه فمینیسم، از نظر آموزه های دین اسلام، شوهرآزاری تلقی می شود و بالعکس. از جمله این موارد «تمکین» است. زوج حق دارد که در قبال پرداخت نفقة زوجه، از او استمتاع نماید و بر زوجه واجب است که نسبت به زوج، جز در مواردی استثنایی با عذر شرعی یا عقلی، تمکین کامل داشته باشد. بنابراین اگر زوج از پرداخت نفقه خودداری نماید و یا زوجه خود را برای کامیابی مرد آماده نسازد، حق همسرش را زیر پاگذاشته و موجبات اذیت و آزار او را فراهم نموده است، در حالی که مطابق دیدگاه فمینیسم، شوهر چنین حقی ندارد و ارتباط جنسی مرد با همسرش بدون رضایت وی، تجاوز جنسی محسوب شده و از مصادیق بارز آزار و اذیت زن شمرده می شود، لذا ضروری است ضمن توجه به چنین تفاوت هایی، پدیده شوهر آزاری و مفاهیم مشابه و مرتبط با آن تعریف گردد.

تعریف شوهرآزاری: آزار در لغت به معنای «رنج، عذاب، شکنجه، اذیت، تعب، مشقت، ضرب، کرب و صدمه» می‎باشد.خشونت در لغت به معنای درشتی، زبری، ناهمواری، تندخویی و درشتخویی است. از معانی این دو واژه مشخص می شود که کلمه «آزار» از معنای عام تری نسبت به کلمه «خشونت» برخوردار است، بنابراین آن معنا را نیز شامل می شود.در تعریف «شوهرآزاری» گفته می شود: رفتاری آزار دهنده از سوی زن علیه شوهر که در محیط خانواده به وقوع می پیوندد و حقوق او را پایمال می کند، البته ممکن است جنبه روانی، جنسی، اقتصادی، جسمی داشته باشد.

مصادیق شوهرآزاری:

شوهرآزاری می تواند ابعاد و مصادیق مختلفی داشته باشد:

الف) بعد روانی

بعضی از خشونت های زنان، به روح و روان شوهر آسیب می رساند و او را تحت فشارهای روحی و روانی قرار می دهد. معمولاً این نوع آزردگی، شیوع بیشتری داشته و به صورت غیرمستقیم اثرات مخربی برجای می گذارد. جلوه‎های مختلف این نوع آزار عبارتست از:

1- تخریب حیثیت و آبروی شوهر

برخی از زنان به جای حفظ احترام و منزلت شوهر و تکریم او، گفتار، کردار، اوصاف یا خلقت وی را به واسطه قول یا فعل و از طریق ایماء و اشاره و کنایه تمسخر می کنند. در این صورت شخصیت و جایگاه شوهر در نزد دیگران مخدوش می شود.

2- شکستن حرمت پدر در نزد فرزندان

یکی از بارزترین مصادیق آزار روانی مردان در خانواده، از بین بردن حرمت و احترام نقش پدری آنهاست. رفتارهای اهانت آمیز و پرخاشگرانه از سوی زن در نزد فرزندان، می تواند اقتدار و ابهت پدر را در محیط خانواده مخدوش کند و ضمن شکستن غرور و شخصیت وی، عزت نفس او را لگد مال نماید، در حالی که توصیه های مؤکد دینی در راستای تقویت توانمندی و نظارت پدر در خانواده، به جهت حفظ استحکام بنیان خانواده و ممانعت از کجروی های اعضای خانواده می باشد.

3- فحاشی و انتساب صفات ناشایست

گاه برخی از زنان، اذیت و آزار را به مرحله بالاتری می‎رسانند و به جای سخنان احترام آمیز، از پاره ای الفاظ ناشایست، فحاشی و انتساب صفات منفی استفاده می‎کنند تکرار این اعمال موجب می‎شود که به تدریج شوهر باور کند که در نزد همسر خویش از چنین شخصیتی برخوردار است، در نتیجه رفتاری متناسب با این رویه، بروز می‎دهد.

4- عدم توجه به خواست و انتظارات شوهر

محبت و صمیمیت در کانون خانواده، از طریق شناخت و توجه به خواسته‎ها و انتظارات همسر و در حد امکان تأمین آنها ایجاد می‎شود. برای این کار می توان از فرد مقابل سؤال کرد که آیا انتظارات و خواسته های وی برآورده شده است. گاهی برخی از زنان، علیرغم آگاهی نسبت به حساسیت شوهر و اینکه با انجام آن رفتار خاص، به شدت آزرده و ناراحت می شود (هرچند ممکن است که عکس‎العمل آشکاری را نسبت به آن نوع رفتار نشان ندهد)، برای آزار و اذیت و رنجش خاطر او همان رفتار را انتخاب می کنند.

5- تبعیض بین خویشاوندان خود و شوهر

اگر ازدواج عامل وحدت و یگانگی زن و مرد باشد، در این صورت هر آنچه مورد علاقه و احترام یکی از آنها است، باید مورد علاقه و احترام دیگری نیز باشد. همچنان که حضرت علی (ع) می‎فرمایند: «أصدقاوک ثلاثة و اعداوک ثلاثة؛ فاصدقاؤک: صدیقک و صدیق صدیقک و عدو عدوک و اعداؤک عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک» «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه دسته‎اند، اما دوستانت، پس دوست تو و دوستِ دوست تو و دشمنِ دشمن تو است و اما دشمنانت، پس دشمن تو و دشمنِ دوست تو و دوستِ دشمن تو است.» بنابراین خویشان و بستگان هر یک، که در نزد او ارزش و احترام والایی دارد، به همان نسبت باید برای دیگری ارزشمند باشد. در غیر این صورت اگر زنی برای بستگان خویش، جایگاه ویژه‎ای قائل شود و آنها را برتر و بالاتر از بستگان همسر خویش به حساب آورد و بیشتر با آنها مراوده داشته باشد و در مقابل، بستگان همسر را بیگانه فرض کند و تمایلی به ارتباط با آنها نداشته باشد و راه را برای روابط آنان مسدود کند و از انجام هر خدمتی از جانب شوهر نسبت به آنها مخالفت ورزد، از این طریق ممکن است فشارهای روحی و روانی زیادی بر شوهر وارد شود، زیرا وی با این رفتار درمی‎یابد که علاقه و دوستی همسرش، نمی تواند صادقانه باشد.

6- مقایسه نامناسب همسر با سایر مردان

برخی از زنان دائماً همسر خود را با همسر بستگان یا همکاران و دوستان خود مقایسه می‎کنند و در این شرایط تنها جنبه های منفی شوهر خود را می بینند و آنها را برجسته می کنند و به دنبال آن، خود نیز احساس کمبود و محرومیت در زندگی می نمایند. در چنین شرایطی، تفاوت‎های فردی و فرصت های نابرابر افراد مورد توجه قرار نمی گیرد . با ادامة این روش، به تدریج زبان به شکایت و اعتراض گشوده و امتیازات دیگران را به رخ شوهر می کشند و با گفتار و کردار خود، موجب اذیت و آزار شوهر می‎شوند.

7- بزرگ نمایی مسائل جزئی

از جمله مسائلی که لازم است هر یک از زوجین برای استحکام بنیان خانواده بدان توجه کنند، چشم پوشی از مسائل جزئی و کم اهمیتی است که در زندگی زناشویی پدید می آید. در حالی که برخی از زنان در قبال این مسائل حساسیت بیش از اندازه داشته و آنها را به عنوان مسائلی بزرگ و مهم جلوه می دهند؛ در نتیجه نمی توانند برای حل آنها برخورد مناسبی داشته باشند و موفقیتی کسب کنند، لذا احساس ناراحتی و فشار حاصل از آن، موجب سلب آرامش و شادابی زن شده و بر سلامت و بهداشت روانی او تأثیر منفی می گذارد؛ در چنین شرایطی زن نمی تواند برخورد مناسبی با همسر خویش داشته باشد و رضایت او را جلب کند.

8- بدبینی و سوء ظن

بدبینی و سوء ظن که نقطه مقابل حسن ظن و اعتماد است، یکی دیگر از اختلالات روانی به حساب می آید. فرد مبتلا به این بیماری، صاحب یک فکر یا فاعل یک رفتار را بدون دلیل و شاهد، به داشتن اغراض سوء متهم می‎نماید. زنانی که به این بیماری مبتلا هستند، به شوهر خود اعتمادی ندارند و حتی از رفتارهای دلسوزانه و محبت آمیز وی، احساس رضایتمندی نمی کنند و نارضایتی خود را در گفتار و رفتار خود ظاهر می سازند.

ب) بعد جسمی

1- ضرب و جرح

این مسئله اغلب در خانواده هایی مشاهده می شود که زن دارای تسلط و قدرت بیشتری است. در این خانواده‎ها، زن نقش اصلی را در خانواده ایفا می کند و توقع دارد که سایر اعضای خانواده، تصمیمات وی را پذیرفته و به آن احترام گذارند، همچنین در واردی که زن احساس می کند دستورات و تصمیمات او، توسط شوهرش نقض می‎گردد، این حق را برای خود محفوظ می داند که با او درگیری فیزیکی پیدا کند.

2- همسرکشی

همسرکشی پدیده ای است که همراه با نرخ زن کشی رو به تزاید می‎باشد. تحقیقات اخیر در ایران که توسط مرکز تحقیقات جرمشناسی دانشگاه تهران در 15 استان کشور انجام شده است، نشان می‎دهد که جرم همسرکشی در بین زنان و مردان مساوی است. تنها تفاوت بین دو پدیده شوهرکشی و زن کشی، در نحوه ارتکاب جرم می باشد. بر اساس این پژوهش، مردان در کشتن همسران خود مستقل و مباشر هستند، ولی زنان در شوهرکشی، مباشر نبوده، بلکه از طریق تطمیع، تحریک و ... معاون جرم بوده‎اند. مطابق این تحقیق مشخص گردید که علیرغم آنکه درصد جرائم ارتکابی به وسیله زنان در کشور بسیار پائین است، اما نرخ جرم همسرکشی، توسط زنان بالاست و بالاترین سطح فراوانی آن در کل کشور به شهرهای تهران، کرج، خراسان، آذربایجان و کرمانشاه مربوط می شود.

ج) بعد اقتصادی

نوعی دیگر از آزار و اذیت‎ها، صبغة اقتصادی دارد که عمدتاً شامل تصرف بدون اجازه، تخریب و نابودی اموال شوهر می باشد:

1- در برخی موارد زن به قصد انجام کار خیر، بدون مشورت و کسب رضایت از شوهر، اموال وی را به افراد نیازمند و محروم می بخشد و از آنان دستگیری می کند.

2- در موارد دیگری، زن بدون اطلاع شوهر و کسب اجازه از او، مقداری از اموالش را به خود اختصاص می دهد.

3- نوع دیگری از آزارهای اقتصادی زنان، اسراف است، به این صورت که در مصرف اموال همسر، از حد اعتدال خارج می شوند و اسراف یا تبذیر می نمایند. چنانکه «اسراف به معنای خروج از حد، در هر کاری است که انسان انجام می دهد و مراد از حد، همان حد وسط بین سخت گیری و زیاده روی است». معیار تشخیص در این موارد، عرف است که مصرف مال را به اندازة احتیاج و متناسب حال شخص می داند. از جمله مصادیق اسراف عبارت است از:

4- تضییع،به مفهوم ضایع و خراب کردن مال؛ نظیر دور ریختن مواد خوراکی و پوشاک و ...

5- مصرف بیش از حد و خارج از شأن؛ در این شرایط مال برای چیزی دارای فایده مصرف می شود؛ اما مصرف، با حال و شأن آن فرد متناسب نیست.

6- مصرف چیزی که نیازی به آن نیست، یعنی انسان اموال خود را در راهی مصرف کند که مناسب حال او می باشد، ولی نیازی به آن ندارد، مانند کسی که یک ماشین برای رفع نیاز دارد، ولی ماشین دیگری هم خریداری می‎کند.

7- تبذیر (پراکنده کردن) مصرف مال بدون جهت و فایده است. به بیان دیگر تبذیر، به آن قسم از اسراف گفته می شود که همراه اتلاف مال باشد و هیچ هدف عقلانی نداشته باشد، در این صورت با مصداق یافتن تبذیر،اسراف هم صادق خواهد بود، از این رو برخی از اندیشمندان تبذیر را همان اسراف دانسته اند. در مجموع، زن در چنین آزارهایی با مصرف بی رویه، موجب نارضایتی شوهر می شود و چه بسا از نظر مالی وی را در تنگنای اقتصادی قرار دهد، به حدی که برای تأمین مخارج زندگی خویش تلاش مضاعفی کند و احساس خستگی جسمی و روحی نماید.

د) بعد جنسی

آزار و اذیت زن می تواند در روابط جنسی با شوهر به اشکال ذیل بروز کند:

1-محرومیت جنسی

یکی از وظایف اساسی زن، به جهت نقش آن درجلوگیری از انحرافات اخلاقی همسر، ارضای نیاز جنسی شوهر است، زیرا تأمین این نیاز ضمن آنکه یکی از کارکردهای اصلی خانواده محسوب می‎شود، از آلودگی های اخلاقی و جنسی افراد جامعه جلوگیری می کند. در برخی از موارد، اجتناب همسر از انجام این وظیفه، می تواند مرد را به جهت مواجهه با زنان دیگر و تحریک غریزی، دچار عصیان و گناه کند و یا در اثر مقاومت و خودداری از ارضای نامشروع، با مشکلات روحی و روانی مواجه نماید، به ویژه اگر چنین رفتاری در سال های اولیه ازدواج رخ دهد که تمایل همسر به برقراری ارتباط جنسی بیشتر است، اثرات تخریبی محرومیت جنسی بیشتر خواهد بود؛ به طوری که یکی از روانشناسان در این رابطه می نویسد: «اشتیاق به تمتع جنسی، خصوصاً در سال های اول زندگی مشترک، در مرد نسبت به زن قوی تر احساس می شود. این خصوصیت جنسی مرد را باید به زن آموخت. استنکاف زن از آمیزش، هنگامی که مرد متمایل به آن است، فقط در مواردی مناسبت دارد که علل معینی (از قبیل ناخوشی، قاعدگی، بارداری) در بین باشد.» از این رو در اسلام مسأله تمکین زن از شوهر در هنگام نیاز مرد، از حقوق شوهر محسوب می شود. ولی اگر مرد در آمیزش جنسی رضایتمندی زن را نادیده بگیرد و به شرایط روحی و روانی و جسمی او توجهی نکند و یا زمینه لازم را برای ارضای جنسی زن فراهم نکند و فقط درصدد ارضای جنسی خود باشد، زن احساس می کند که تنها ابزاری است تا نیاز مرد را فراهم کند و اغلب در ارضای جنسی، ناکام می ماند و این رفتار مرد را خودخواهی او برمی‎شمارد، در نتیجه از عشق و علاقه زن به شوهر کاسته شده و فضا برای ایجاد درگیری و تنش و رفتار آزاردهندة زن فراهم می شود.

2-بی میلی جنسی

در برخی موارد، گرچه زن از آمیزش جنسی با همسر خودداری نمی کند و به ظاهر با آن مخالفتی ندارد، اما این عمل را با سردی و بی میلی تمام انجام می دهد که در چنین وضعیتی، میزان اطفاء شهوت مرد بسیار پایین است و احساس محرومیت می کند، از این رو برخی از روانشناسان معتقدند: «عقیدة زنانی که خود لذتی نمی برند، ولی ظاهراً به امیال شوهرشان پاسخ می دهند و تصور می کنند که بدین وسیله به او خدمت می کنند، غلط و اشتباه است ... سردی جنسی زن و بی‎میلی او در لذت رساندن به شوهر می تواند سبب سردی همسرش شود، زیرا شوهر در واقعی بودن احساس او تردید می کند.»

http://pate.mihanblog.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: husband beating+پدیده شوهرآزاری ,
(0 نظر)
(1190 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 10 و 59 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی و انواع سوءاستفاده از کودکان و روشهای پیشگیری

 Child Rape

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

در پزشکی قانونی یکی از موارد حاد بررسی و تشخیص تجاوزات جنسی است در مقالات قبلی در باره انواع و علل تجاوزات جنسی به کودکان و خردسالان بحث نمودیم این بار در باره انواع سواستفاده و روشهای پیشگیری و طرق درمان را بحث میکنیم .این مقاله که در سه قسمت از سایت خوب اعتماد به مدیریت آقای عباس امان الهی استاد دانشگاه و مشاور خانواده دانشگاه شهید چمران تهیه واستفاده گردیده ، علاوه بر تشکر از ایشان از شما خوانندگان گرامی تقامندم نظرات و انتقادت خود را از ما دریغ نفرمائید.درحالیکه بعضی جرائم به آسانی کشف می شوند و گزارش داده می شوند اما چند تا از انها هرگز در روشنی روزهم دیده نمی شوند. سوء استفاده یکی از چنین جرمـی است کـه بـه نـدرت تـوجـه  و گـزارش می شود. سوئ استفاده یک غفلت کاملاً ساده بوسیله والدین برای بچه هایشان است. بدرفتاری همچنین بعنوان سوء استفاده از بچه نامیده می شود. سوء استفاده از بچه می تواند جنسی، فیزیکی و احساسی باشد. براساس عوامل وموقعیت های مختلف سوء استفاده از بچه در طی زندگی اش آسیب می زند و ممکن است مانع پیشرفت و سبک زندگی شان شود. انواع دیگر از این می تواند نتیجه صرف غفلت از نیازهای مختلف بچه های در حال رشد باشد. سوء استفاده از بچه ها ممکن است روی بچه هایی صورت گیرد که وسایل رفاهی و عروسک هایی که دوستشان دارند. تقریباً 80 درصد از افرادی که سوء استفاده را تجربه کرده اند در خطر مشکلات رشد روانی سخت هستند. اکثریت این بچه ها ، همچنین با  ضربه عــاطفی و  دیگر  اختلالات مثل  اختلال  وابستگی  واکنش پذیر  مـواجه می شوند.سوء استفاده می تواند بوسیله والدین، خویشاوندیا حتی دوست بچه ایجاد شود.در یک تعداد از سوء استفاده از بچه دریافته اند که این موضوعدر موسسه هایی که بچه در آن باشد مثل مدرسه، خوابگاه های مدرسه و کلیساها اتفاق افتاده. سوء استفاده بدنی همچنین یک بخش مهم در تصمیم گیری مربوط به رشد رشد بچه را بازی می کند. مواردی مجزای سوء استفاده بدنی از بچه ها  نمی توان بعنوان سوء استفاده از بچه نامیده شود. سوء استفاده بدنی می تواند صدمات،ضربات، لگد زدن، سوختن و دیگر اشکال شکنجه باشد. سوء استفاده بدنی یکی از آسانترین سوء استفاده بدنی تشخیص داده شود چون این می تواند به آسانی بوسیله علامت گذاری و نشانه ها یا کوفتگی در بدن بچه ثابت شود.قوانین می گویند که هر صدمه فیزیکی غیر تصادفی به بچه یا دیگر فعالیت هایی که منجر به آسیب فیزیکی در بچه شود سوء استفاده فیزیکی محسوب می شود.

چگونه می توان کودک آزاری را کاهش می دهیم؟

1- کودکان را بهتر و بیشتر بشناسیم: شناخت کودکان و نیازهای آنان سبب می شوند رفتار بهتری با آنان داشته باشیم، برای این کار می توانیم از روش های مختلف مانند خواندن کتابهای آنها، شرکت در کلاس های آموزشی، مشورت کردن با افراد آگاه و ... استفاده کنیم.

2- علت کودک آزاری را بشناسیم

 3- از دیگران کمک بگیریم: مشورت کردن نشانه هوشیاری و اگاهی است، نه ناتوانی. برای کاهش مشکلات خود می توانیم از مراکز مشاوره حضوری، تلفنی، سازمان های غیر دولتی، افراد آگاه و ... کمک بگیریم.

4- آرامش خود را حفظ کنیم: سعی کنیم خشم خود را کنترل کنیم، زندگی همیشه با مشکلات همراه است. بسیاری از کودک آزاری ها در شرایطی انجام می گیرد که والدین قادر به کنترل خشم خود نیستند، کنترل خشم آموختنی است و می توانیم با تمرین بر خشم خود برای مشکلات خود چاره جویی نماییم و به خشم خود غلبه کنیم.

چگونه می توانیم از کودک آزاری پیشگیری کنیم؟

پیشگیری همیشه بهــتر، آسانترین و سریع تــر از درمــان است، برای پیشگیری از کــودک آزاری می توانیم از راهکارهای زیر استفاده کنیم: خودداری از ازدواج های تحمیلی، ناشناخته، شتابزده و ازدواج در سنین پایین، در ازدواج و تشکیل خانواده،توجه به تنظیم خانواده و تعداد مناسب فرزندان ،افزایش آگاهی خود در زمینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان،پذیرش مسئولیت ها و انجام وظایف خود به عنوان پدر، مادر، معلم، سرپرست و ... نسبت به کودکانآشنایی با حقوق و نیازهای اساسی کودک ،توجه به سلامت جسمی و روانی خود و کاهش فشارهای عصبی و مشکلات رفتاری خود که سبب کودک آزاری می شود.تقویت روحیه کمک گرفتن هنگام بر خورد با مشکلات و اشنایی با مراکز حمایتی، مشاوره، امداد در مورد کودکان خانواده

نتایج سلامت فیزیکی:

تأثیرات سریع سوء استفاده می تواند نسبتاً کمتر باشد( مثل ضربه یا زدن) یا جدا کردن(شکستن استخوان یا حتی مرگ) در بعضی موارد تأثیرات بدنی موقتی اند. ضمناً تأثیرات بلند مدت سوء استفاده در سلامت بدنی نیز شروع به نمایان شدن می کند. بر اساس بررسی ملی از بهزیستی بچه ها و نوجوانان بیشتر از یک ربع ()از بـچه هایی کـه پـرستار بـرای بیشتر از 12 مـاه بوده اند، مشکل سلامتی بـادوام و تـکراری داشـته انــد. ( مدیریت تحقیق و ارزیابی برای بچه ها و خانواده ها)

نتایج روانی :

تأثیرات احساسی ســریع از سوء استفاده و غفلت جدایی- ترس و یک ناتوانی در اعتماد کــردن  می تواند به نتایجی از دوران زندگی ترجمه شود، شامل عزت نفس پایین، افسردگی و مشکلات ارتباطی است. محققان ارتباط بین سوء استفاده جنسی و غفلت و مسائل زیر شناسایی کرده اند:مشکلات در طول کودکی= نشانه های افسردگی و کناره گیری در بچه های حدود 3 سالگی مشترک بوده که غفلت های احساسی، فیزیکی و محیطی را تجربه کرده اند.(  Dubowitz , papas , black , stoor2002)

سلامت ضعیف ذهنی و عاطفی:

در یک مطالعه بلند مدت،80 درصد بچه هایی که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند بعنوان ملاک تشخیصی برای دست کم یک اختلال روانپزشکی در سن 21 سالگی است. این بچه ها مشکلات بیشتری شامل افسردگی، اضطراب،اختلالات خوردن و تلاش هایی برای خودکشی نشان می دهند. موقعیت های عاطفی وروانی که بـا سوئ استفاده ارتباط دارند شـامـل هـراس و اختلال وابستگی واکـنـش پـذیـر  می شـود. ( Silverman , Reinherz , Giaconia 1996 )

مشکلات اجتماعی:

بچه هایی که طرد شدند مورد غفلت قرار گرفته اند همینکه رشد می کنند بیشتر احتمال پیشرفت رفتارهای ضد اجتماعی دارند. غـفلت های خانوادگی مرتبط بــا اختلالات شخصیت مـرزی و رفــتـار خـشونـت بـار می شود.(Zolotor , kotch , Dufort , Winsor , Catellier 1999 )

نتایج رفتاری:

همه قربانی های سوء استفاده نتایج رفتاری را تجربه نکرده اند. هر چند مشکلات رفتاری بیشتر احتمال ظاهر شدن در این گروه را دارند حتی در یک گروه سن کوچکتر. یک بررسی VSCAW از بچه های سن 5-3 سالگی در foster care  دریافت که این بچه ها نشان داده اند سطوح بالینی و مرزی مشکلات رفتاری در یک درجه از بیش از مرتبه جمعیت عمومی. بعداً در زندگی، سوء استفاده جنسی بیشتر احتمال دارد به صورت های زیر ظاهر شود:

مشکلات در طول دوره نوجوانی:

مطالعات دریافتند که سوء استفاده از بچه ها در حداقل 25 درصد بیشتر احتمال دارد که مشکلات مثل غفلت، حاملگی، پیشرفت تحصیلی و دانشگاهی پایین، استفاده از دارو و مشکلات ذهنی را تجربه کنند. (kahey.Thornberry ).دیگر مطالعات بیان می کند که بچه های مورد سوء استفاده بیشتر احتمال درگیری در رفتارهای پرخطر جنسی همینکه به بلوغ می رسند که به موجب آن فرصت های پیمان یـک بیماری جنسی انتقالی را افزایش می دهند.غفلت جوانی و جنایت در بزرگسالی: بر اساس موسسه ملی مطالعات Justic ، سوء استفاده و غفلت از  بچه ها 11 بار بیشتر احتمال دارد که برای رفتارهای جنایی مثل یک جوان دستگیر شوند و 1/31 بار بیشتر احتمال دارد افزایش یافته که بچه های مورد استفاده سیگار می کشند و از الکل یا داروهای قـاچاق استفاده می کنند در طول عمرشان. بر اساس یک گزارش از موسسه ملی در سوء مصرف دارو به تعداد  از مردم در برنامه های درمان دارو و گزارش داده اند که وقتیکه بچه بوده اند شروع به استفاده کرده اند.

رفتار ahusive :

خانواده های ahusive اغلب سوء استفاده را در طول کودکی خودشان تجربه کرده اند. این تقریباً تخمین زده شده اند که  از بچه های مورد استفاده عاقبت بچه های خود را مورد تعدی قرار می دهند.

نتایج اجتماعی:

درحالیکه سوء استفاده از بچه تقریباً همیشه در خانواده رخ می دهد ولی تأثیرش بر همین جا ختم نمی شود. جامعه بعنوان یک کل یک هزینه را برای سوء استفاده از بچه می پردازد. از لحاظ هزینه مستقیم و غیر مستقیم.

هزینه مستقیم:

هزینه مستقیم شامل آنهایی که مرتبط با حفظ یک سیستم رفاهی بچه به منظور رسیدگی و پاسخدهی ادعاها سوء استفاده از بچه است. همچنین هزینه قضایی، اجرای قانون، سلامتی و سیستم های سلامت ذهنی ست. یک گزارش 2001 بوسیله جلوگیری از سوء استفاده از بچه های آمریکا این قیمت را در 24 میلیون در هر ساله تخمین زد.

هزینه های غیر مستقیم:

این هزینه نشان می دهند نتایج اقتصادی طولانی مدت سوء استفاده از بچها. این شامل هزینه های مرتبط بــا فعالیت های جوانــی و بزرگسالی، نــاتوانی ذهنی، سوء استفاده جسمی و خشونت خـانگی می شود.آنها همچنین شامل نقدان سودمندی می شود که منجر به بیکاری می شود. هزینه های خدمات تحصیلی خاص و استفاده افزایشی از سیستم سلامتی، سازمان جلوگیری از سوء استفاده بچه های آمریکا تخمین زده این قیمت ها را در بیشتر از 69 میلیون در هر سال.

درمان برای سوء استفاده از کودکان:

قربانیان سوء استفاده از بچه درمان برای تعدادی دلیل جستجو می کنند ولی تقریباً فقط دلیل تاریخچه سوء استفاده بعضی بازماندگان تأثیرات سوء استفاده را به حداقل رسانده اند. درمانگران مراجع را با اختلالات خوردن، افسردگی، اختلالات اضطرابی،اختلالات سوء استفاده جسمی و بیشتر با داشتن تاریخچه سوء استفاده ملاقات می کنند. این مهم است که به مراجع کمک کنیم که با سوء استفاده به خوبی مشکلات روانی که گزارش می دهند، روبروشوند.

http://amanelahe.blogfa.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

(0 نظر)
(1381 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 10 و 56 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وبررسی عواقب تجاوز جنسی به کودکان


Child Rape

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

در ادامه بررسی مسئله مهم تجاوز و آزارهای جنسی کودکان و خردسالان در رشته پزشکی قانونی این بار به آثار وعواقب سوء کوتاه و دراز مدت ناشی از تجاوز به کودکان میپردازیم .این مقاله که در سه قسمت از سایت خوب اعتماد به مدیریت آقای عباس امان الهی استاد دانشگاه و مشاور خانواده دانشگاه شهید چمران تهیه واستفاده گردیده ، علاوه بر تشکر از ایشان از شما خوانندگان گرامی تقامندم نظرات و انتقادت خود را از ما دریغ نفرمائید:پژوهشگران بین تاثیرات اولیه وتاثیرات دراز مدت آزار جنسی تفاوت قائل شده اند. تاثیرات اولیه یا کوتاه مدت،عوارضی است که در دوسال اول آزار جنسی کودک آشکار می شود. گاهی تاثیرات دراز مدت بدون آنکه در ابتدا عوارض کوتاه مدت آشکار شده باشد ،ظاهر می گردد.

پیامدهای کوتاه مدت آزار جنسی در کودک:

 افسردگی، گوشه گیری و خودکشی،تخاصم و پرخاشگری،کاهش عزت نفس، احساس گناه و شرم،عوارض جسمی،فرار از خانه و دیگر رفتارهای« بیرون ریزی»،،ناتوانی شناختی، تأخیر رشدی و کاهش کارکرد آموزشی،رفتارهای نامناسب جنسی

آسیب کلی روانی:

در کل آسیب شناسی روانی شدید در کودکان که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند. بالاتر از کودکان عادی هم سن آنان است. کودکان 7 تا 13 ساله عموماً آسیب پذیرتر از کودکان آزار دیده پیش از مدرسه یا نوجوانان آزار دیده بالاتر از 13 سال هستند. درجه تفاوت تا 40 درصد هم می رسد.

ترس :

 شایعترین عارضه اولیه پس از آزار جنسی کودک عبارتست از ترس که این وضعیت از 45 تا 83 درصد موارد در شش ماه ابتدای آزار ملاحظه می شود. 

افسردگی:

گوشه گیری و خودکشی در نزدیک به نیمی از دختربچه هایی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند گسترده ای از هیجانــات درونی شده، از جمله افســردگی، در عرض دو ســال پس از آزار ملاحظه می گردد. در یک بررسی دیده شده یک سوم از کودکان مورد آزار جنسی در عرض نه ماه دچار افسردگی و اضطراب شدند و این میزان در عرض دو سال تقریباً ثابت ماند. در گروه دیگری از نوجوانان که مورد آزار جنسی بستگان قرار گرفته بودند، یک سوم اقدام به خودکشی کردند.

تخاصم و پرخاشگری:

برخی از قربانیان کودک آزاری جنسی به وسیله معطوف کردن خشم و پرخاشگری خود به بیرون واکنش نشان می دهند. این واکنش در نوجوانان آزار دیده شایع تر است. از انجا که بسیاری از این کودکان و نوجوانان علاوه بر آزار جنسی مورد آزار جسمی یا تهدید به آن هم قرار گرفته بودند. این احتمال وجود دارد که پرخاشگری ناشی از آزار جسمی هم باشند.

کاهش عزت نفس:

احساس گناه و شرم نزدیک به 60% آزار دیدگان جنسی دچار احساس حقارت می شوند، هر چه سن ازار دیدگان کمتر باشد این احساس هم کمتر است، اما در حینی که کودک آزار دیده بزرگتر می شود و به دوره نوجوانی می رسد این احساس افزایش می یابد.

عوارض جسمی:

رابطه ی بین آزار جنسی با اختلال در خواب و اشتها، متعاقب آن وجود دارد. طبق یک بررسی، یک سوم از قربانیان در عرض نه ماه دچار مشکلات خواب و در حدود یک پنجم آنان دچار بی اختیاری ادرار و مدفوع شده بودند.

فرار از خانه و دیگر رفتارهای« بیرون ریزی»:

بر حسب برخی پژوهش ها، فرار از خانه با آزار جنسی در نوجوانان ارتباط دارد. در یک بررسی 96% زنان خیابانی، کسانی بودند که به دنبال آزار جنسی از خانه فرار کرده بودند. دیگر رفتارهای برون ریزی مرتبط با آزار جنسی عبارتست از: فرار از مدرسه، سوء مصرف و اعتیاد به مواد مخدر و الکل و روابط نامشروع جنسی.

 ناتوانی شناختی، رشدی و کاهش کارکرد آموزشی:

پژوهش های حاکی از میزانهای بالای ناتوانی شناختی و تأخیر رشدی در کودکانی است که در سنین پیش از مدرسه مورد آزار جنسی قرار گرفته اند. البته ممکن است این وضعیت ها پیش از آزار جنسی هم در کودک موجود بوده و در آسیب پذیری کودک به آزار جنسی مشارکت داشته باشد. یک سوم کودکان نه ماه پس از اولین بررسی دچار مشکلاتی در مدرسه بودند و یک چهارم آنان هم در ارتباط با همسالان خود مسأله داشتند.

رفتارهای نامناسب جنسی:

رفتارهای زودرس و بیش از حد جنسی در کودکان مورد آزار جنسی گزارش می شود که هر چه سن کودک بالاتر باشد میزان آن هم افزوده می شود. ارتباط این موضوع با آزار جنسی از هر یک از عوامی که تا کنون ذکر شد قویتر است.

پیامدهای دراز مدت آزار جنسی در کودک: افسردگی و خودکشی، عزت نفس پایین  افزایش احتمال آزاردیدگی مجدد جنسی، اختلال جنسی ، مشکلات روانپزشکی،بسیاری از مسائل رفتاری و هیجانی که در ارتباط با تأثیرات اولیه و کوتاه مدت آزار جنسی بحث شد در بررسی عوارض دراز مدت این امر هم ملاحظه می شود. در عین حال به علت گذشت زمان،اثبات بین آزار جنسی و رفتار ملاحظه شده( فرضاً دوره بزرگسالی) مشکل تر است.

1- ترس و اضطراب :

طبق یک بررسی، زنانی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند دو برابر بیش از سایر زنان دچار ترس، اضطراب و کابوس های شبانه و سه برابر بیش از آنان دچار مشکلات خواب بودند. در عین حال نزدیک به نیمی از این زنان علاوه بر آزار جنسی، متحمل خشونت جسمی هم در کودکی شده بودند. بنابراین، ضمن آنکه به نظر می رسد نشانه های اضطراب در زنان بزرگسال می تواند مرتبط با آزار جنسی در کودکی باشد اما معلوم نیست این تأثیر مستقل از زور یا تهدید به زور برای انجام آزار جنسی باشد.

2- افسردگی و خودکشی:

در بیشتر موارد، رابطه ای بین آزار جنسی در کودکی با افسردگی و خودکشی در بزرگسالی گزارش شده است. افکار خودکشی و اقدام به آن به ویژه در زنانی شایع است که علاوه بر آزار جنسی در کودکی متحمل خشونت جسمی هم شده اند.

3- عزت نفس پایین:

گرچه ممکن است خود پنداره  منفی به عنوان یک عارضه اولیه اثبات نشود اما شواهد به نفع آن به عنوان یک عارضه دراز مدت خیلی قوی است. خود پنداره  منفی در زنانی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند 4 تا 6 برابر بیش از زنان دیگر است.

4- افزایش احتمال آزار دیدگی مجدد جنسی:

دو سوم زنانی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند احتمال دارد قربانی تجاوز جنسی در بزرگسالی شوند. این زنان در صورت ازدواج هم دو تا سه برابر بیش از زنان دیگر احتمال دارد مورد خشونت جسمی شوهرانشان قرار گیرند. دلایل متعددی برای تبیین رابطه بین آزار جنسی در کودکی با آزارهای بعدی ذکر شده است. از جمله اینکه دخترانی که مورد آزار قرار می گیرند احتمال بیشتری دارد که از خانه بگریزند و در نتیجه آسیب پذیری آنان بیشتر می شود. با اینکه این افراد نیاز روانشناختی پیدا می کنند که با قرار دادن خویش در معرض ازار، بر احساس بی ارزشی خود تأکید کنند.

5- اختلال جنسی:

پژوهش ها حاکی از وجود رابطه ای بین آزار جنسی در کودکی با اختلال در رفتار جنسی بزرگسالی است. از جمله رابطه ای بین فحشا و آزار جنسی در کودکی گزارش شده است. پسرانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند احتمال زیادی دارد در بزرگسالی، پسران خردسال را مورد آزار جنسی قرار دهند.

6- مشکلات روانپزشکی:

در تاریخچه زندگی بیمارانی که مشکلات روانپزشکی دارند احتمال یافت شدن آزار جنسی تا سه برابر کل جمعیت است.

7- دیگر عوارض دراز مدت آزار جنسی

اختلال در رفتارهای تغذیه ای، سوء مصرف مواد مخدر و الکل و اعتیاد به آنها به عنوان عوارض آزار جنسی در کودکی گزارش شده است. نباید فراموش کرد که احتمال سرایت بیماریهای آمیزشی به قربانیان وجود دارد.

http://amanelahe.blogfa.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: Child Rape+طب پزشکی قانونی + عواقب تجاوز جنسی به کودکان ,
(0 نظر)
(1990 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 10 و 52 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وعلل انواع تجاوزات جنسی به کودکان

Child Rape

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

یکی دیگر از مسایل بغرنج و بسیار پیچیده در پزشکی قانونی تشخیص و برسی تجاوزات جنسی به کودکان و خردسالان است طبق آمارهای تکان دهنده متاسفانه اکثر این تجاوزات در کودکان توسط محارم مثل پدر ،برادر ،عمو،دایی و..یا والدین ناتنی و نهایتا فامیل درجه سه یا بیشتر انجام میشود در کنار این آمار هسنتد افراد شیاد و شروربیماری که به علل مختلفی که در ذیل خواهد آمد به آزار جنسی کودکان می پردازند .این مقاله در سه قسمت از سایت خوب اعتماد به مدیریت آقای عباس امان الهی استاد دانشگاه و مشاور خانواده دانشگاه شهید چمران استفاده گردیده که علاوه بر تشکر از ایشان از شما خوانندگان گرامی تقامندم نظرات و انتقادت خود را از ما دریغ نفرمائید:

انواع عمده child ahuse عبارتند:سوء استفاده بدنی، احساسی و جنسی و غفلت

1- سوء استفاده بدنی:

وارد کردن ضربه و صدمه فیزیکی روی یک بچه. این ممکن است شامل سوختن، ضربه زدن، تنبیه کردن، لرزاندن، لگدزدن، زدن یا صدمه بطور دیگر به بچه. والدین یا سرایدار ممکن است قصد صدمه به بچه را نداشته باشند. صدمه یک تصادف نیست.این ممکن است هرچند نتیجه نظم بیش ازحدیا تنبیه بدنی با شلوار لی برای سنین بچه ها نامناسب است.

2-سوء استفاده احساسی:

( همچنین بعنوان سوء استفاده کلامی، ذهنی، بدرفتاری و روانشناختی شناخته شده) شامل فعالیت ها یا شکست های انجام شده بوسیله والدین یا سرایداری که ایجاد شده یا می تواند ایجاد کند اختلال رفتاری، شناختی، احساسی یا ذهنی جدی را. این می تواند شامل والدین یا خدمتکار خانه باشد که استفاده می کنند اشکال غریب و افراطی تنبیه مثل توقیف در یک اتاق خلوت و تاریک یا مقید به نشستن روی صندلی برای زمان طولانی یا تهدید و ایجاد وحشت برای بچه.

3- سوء استفاده جنسی:

رفتار جنسی نامناسب با یک بچه. این شامل نوازش آلت تناسلی ، آمیزش، زنا با محارم، زنای بر عنف، استشمار جنسی می باشد.غفلت  برای نیازهای اساسی بچه شکست فراهم می کند. غفلت می تواند فیزیکی، تحصیلی یا احساسی باشد.غفلت بدنی می تواند شامل فراهم نکردن غذا یا  لباس کافی، مراقبت های پزشکی مناسب، نظارت یا حفاظت هوایی مناسب( پوشش یا گرما) باشد. این می تواند شامل رها کردن شود. غفلت تحصیلی شامل شکست در فراهم کردن نیازهای مدرسه یا تحصیلی خاصی مناسب، اجازه دادن افراطی گریز از مدرسه. غفلت تحصیلی شامل کمبود هر حمایت عاطفی و عشق، عدم توجه به بچه، سوء مصرف دارو یا الکل شامل اجازه دادن به بچه برای شرکت در استفاده از دارو و الکل می باشد.    استشمار تجاری یا نوع دیگری از آن به استفاده از بچه در کار یا دیگر فعالیت ها برای منفعت دیگران اشاره می شود. این شامل کار بچه ها و فاحشگی آنها هم می شود. این فعالیت ها به زبان سلامتی ذهنی و بدنی. تحصیلات یا رشد مغزی، اخلاقی و عاطفی هستند.

1- سوء استفاده بچه شما را به دروغگویی، رنجش، ترس و تلافی بجای عشق، اعتماد و گوش دادن تشویق می کند.

2- این، بچه تان را از شما و دیگر اعضای خانوادتان بیگانه میکند و او را منزوی می کند.

3-  عزت نفس بچه تان را کاهش می دهد و بر رشد و توانایی فیزیکی بچه تان که مرتبط با رفتارهای عادی بیرون خانه اش است اثر می گذارد.

چرا کودکان مورد آزاد قرار می گیرند؟

1- نا آگاهی والدین

2- مشکلات اقتصادی: فقر سبب می شود که کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی خود مانند آموزش، بهداشت، تغذیه و ... محروم می شوند و یا والدین بعلت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند پرخاشگری، خشونت، بی توجهی و ... کودکان را مورد آزار قرار دهند.

3- اعتیاد: اعتیاد بعلت خصوصیاتی که در افراد ایجاد می کند مانند پرخاشگری، بی مسئولیتی، کاهش عواطف و ... سبب می شود که کودکان مورد آزار به ویژه از نوع سوء استفاده قرار گیرند.

4- بیماری های روانی: در صورتیکه والدین به بیماری های روانی مبتلا باشند با رفتارهایی مانند تند خویی، خشونت، ناسازگاری، بی توجهی و ... که ناشی از بیماری روانی آنهاست سبب آزار کودکان می شود.

5-مشکلات خانوادگی: شیوه های تربیتی،مشاجرات شدید و طولانی والدین، جمعیت زیاد خانواده، ناپدری و نامادری و ... سبب می شود که کودکان مورد آزار قرار گیرند.

6- مشکلات کودکان:مشکلات مدرسه عبارتند از مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می شود مانند انتظار بیش از حد، اضطراب ، ترس و رقابت های شدید، تبعیض، تنبیه بدنی، تحقیر و توهین و ... سبب آزارهای جسمی و روانی کودکان می شود.

تأثیرات child ahuseیا تجاوز جنسی به کودکان  :

مشکلات تحصیلی ،سوء استفاده مواد، الکل یا داروهای دیگر، اضطراب، مشکلات توجه،رویاهای بد، شب ادراری، درد مزمن،مشکلات رفتاری، رفتارهای جنسی وسواسی، مشکلات تمرکز،افسردگی، اختلالات خوردن،شکست در پیشرفت، ترس یا کمرویی، ترس از اشخاص و مکان های مشخص، صدمات همیشگی،بی خوابی،مشکلات یادگیری، دروغگویی،سوء تغذیه،حملات وحشتزدگی،نشانه های فیزیکی مثل سر درد و دل درد، صدمه زدن به خود،فرار کردن،رفتارهای پرخوار جنسی،اضطراب جدایی،بدکاری جنسی،اختلالات خواب، کناره گیری اجتماعی،دزدی،لکنت زبان،سوء استفاده جسمی،قصد خودکشی،گریز از مدرسه، انگشت مکیدن یا هر رفتار نامناسب سنی.بچه های سطوح مختلف نگرش های شخصیتی متناوبی دارند. لذا بچه های متفاوت پاسخ های متفاوتی به موقعیت های سوء استفاده یکسان می دهند. هیچ یک از نشانه های بالاشخصی از سوء استفاده کودکان نیست یعنی درصد هر نشانه ثابت نمی کند سوء استفاده رخ داده. همچنین یک بچه ممکن است سوء استفاده را بدون رشد هـر یـک از نشانه های بالا تحمل کند. سوء استفاده به تنهایی خطر برای همه نشانه ها را افزایش می دهد.در یک برآورد در 2006، 905 هزار بچه قربانی سوء استفاده و غفلت جنسی بوده اند (سازمان خدمات سلامتی آویکا – 2008) در حالیکه صدمات بدنی ممکن است مشهود باشد یا بنا شد ولی سوء استفاده و غفلت می تواند نتایجی را برای بچه، خانواده ها و جامعه داشته باشد که اثر child ahuse اغلب در قالب نتایج بدنی،روانی، رفتاری، اجتماعی بیان می شود. در واقع هر چند غیر ممکن است که آنها را کاملاً از هم جدا کنیم اما نتایج بدنی قبل صدمه به رشد مغزی می تواند استباط روانی مثل تأخیر شناختی یا مشکلات عاطفی داشته باشد.مشکلات روانی اغلب بعنوان رفتارهای پرخطر افسردگی و اضطراب آشکار می شود. مثلا بیشتر احتمال دارد شخصی یا سیگاری، معتاد به الکل یا داروهای غیر قانونی یا پرخوری کنند. رفتارهای پرخطر به نوبه خود می تواند منجر به مشکلات سلامت فیزیکی بلند مدت شود. قبل بیماری انتقالی جنسی، سرطان و چاقی.

شیوع تجاوزات جنسی به کودکان:

در تخمین شیوع سوء استفاده جنسی با مشکلات تعویض و مشکل تفاوت جمعیت هایی که از آنها نمونه گیری می شود( مثلاً جمعیت بالینی در برابر کل جمعیت) مواجه ایم. به همین دلیل تخمین ها بسیار متفاوتند و از 6 تا 26 درصد در مورد دختران و 30 تا 31 درصد در مورد پسران تغییر می کنند (فینکلهور 1990) تخمین های بالا مربوط به مطالعاتی اند که در آنهــا از نمونه های بــالینی استفاده شده اند و تعاریف کلی از سوء استفاده را ملاک قرار داده اند. یک نظر سنجی بزرگ( در سال 1985 تمام شد) که معرف شاخص های جمعیت شناختس اداره سرشماری آمریکا و در آن تعریف کلی از سوئ استفاده جنسی ارائه شده بود.27 درصد زنان و 16 درصد مردان را دارای پیشینه سوء استفاده جنسی می دانست (فیلکهور، هوتالینگ، لویس، اسمیت1990) گرچه همان معترفند سوء استفاده جنسی به اندازه کـافی گــزارش نمی شوند اما بسیاری از صاحب نظران معتقدند میزان سوء استفاده جنسی از پسرها بیش ار دختران است. دلیل آن نیز تا حــدودی ابن است که پسرها کمتر از دختــرها سوء استفاده جنسی را گــزارش می دهند( ولف، بیرت 1997).واکر. بوئر و کافمن(1998) به داده های انجمن محافظت از کـودکان آمـریـکا اسـتناد کـردند که نشان می دهند شیوع استفاده جنسی با افزایش سن بیشتر می شود. طبق این داده ها 25 درصد از کودکانی که از آنها سوء استفاده جنسی شده 0 تا 5 ساله 3/34 درصد آنها 0 تا 6 ساله و 6/40 درصد آنها 12 تا 17 ساله هستند. ولی تحقیات نشان می دهد شیوع سوء استفاده جنسی از پسران با افزایش سن کمتر می شود. فالد( 1989) به داده هایی استفاده می کند که نشان می دهد 5/58 دصد پسران نمونه او را که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته بودند 2 تا 5 ساله ها 3/25 درصد آنها را 6 تا 10 ساله و 2/17 درصد آنها را 11 تا 17 ساله ها تشکیل می دهند.دلیل کاهش سوء استفاده از پسرها با افزایش سن، احتمالاً بزرگتر شدن جثه و بیشتر شدن زور پسران است.پسران و دختران در بسیاری از جنبه های دیگر سوء استفاده جنسی نیز با یکدیگر فرق دارند. احتمال اینکه از پسران در خردسالی سوء استفاده جنسی شود دخول مقعدی روی آنها انجام شود، با آنها بدرفتاری جسمی و بدنی شود، چند غریب از آنها معلوم نیست که شیوع سوء استفاده جنسی در حال افزایش است یا کاهش. بالگی( 1990) رده های سنی جوانان را بررسی کرد و متوجه شد گـزارش هـای واپـس نــگه نشان می دهند سوء استفاده جنسی دوران کودکی با افزایش سن بیشتر می شود. یعنی شیوع آن در بین 18 ساله ها 8/20 درصد است و در بین 24 ساله ها 42 درصد. این قضیه نشان می دهد میزان سوء استفاده جنسی در حال کاهش است. بالگی حدس می زند چون دختران بیش از پیش در معرض برنامه های رسانه ای مرتبط با این موضوعند مورد سوء استفاده از انها کم شده است.

عوامل موثر بر نتایج سوء استفاده در غفلت؟

همه بچه های مورد سوء استفاده نتایج طولانی مدت را تجربه نمی کنند.نتایج نمونه های شخصی(فردی) بطور وسیع متنوعند و بوسیله ترکیبی از عوامل تحت تاثیر قرار می گیرند:

1-وضع سن و رشد بچه وقتیکه سوئ استفاده رخ می دهد.

2-نوع سوء استفاده( فیزیکی، غفلت، جنسی و ...)

3-تکرار دوره و شدت سوء استفاده

4-ارتباط بین قربانی و سوء استفاده گر ( chalk,Gbbons,scurupa 2002 )

یک تعداد عوامل حمایتی و تشویقی- تقویتی ممکن است در سوء استفاده نقش داشته باشد. این عوامل شامل ویژگی های شخصیتی افراد مثل خوش بینی، عزت نفس، هوش، خلاقیت، شوخ طبعی و استقلال شود همچنین پذیرش تأثیرات افراد مثبت مثل معلمان، دوست امین و سرمشق. عوامل دیگــر می تواند شامل محیط اجتماعی بچه و دستیابی خانواده به حمایت های اجتماعی است. بهزیستی جامعه شامل ثبات همسایگی و دسترسی به مدرسه های امن و حفظ مناسب تندرستی از دیگر عوامل حمایتی و تشویقی هستند.( فراسر و ترزیان 2005)

http://amanelahe.blogfa.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: طب پزشکی قانونی + انواع تجاوزات جنسی به کودکان +Child Rape ,
(0 نظر)
(1668 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 10 و 49 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وبررسی علل آزارقربانیان جنسی

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

rape

Dr.RAHMAT SOKHANI

نوشته :سارا ناصرزاده پژوهشگر و روان درمانگر جنسی

یکی از موارد بسیار مهم در رشته پزشکی قانونی بررسی و تشخیص موارد تجاوزات جنسی میباشد که خود نیازمند دانش مخصوص و تجربه کافی است در مقاله زیر به برسی علل آزار قربانیان جنسی پردادخته و در پایان به درمان این قربانیان اشاره و توصیه های لازم را به مشاورین امر را مینماید .مطالعه این مقاله را را همه مشاورین خانواده و مربیان مدارس و دانشگاهها و والدین توصیه میکنم :اکثر افرادی که مورد آزار جنسی و یا حتی آزار جسمی قرار گرفته اند حس میکنند که بدنشان از آنها گرفته شده است.آزار و سوءاستفاده جنسی در حالت کلی زمانی اتفاق می افتد که یک فرد بدون اطلاع و یا رضایت فرد دیگر از او لذت جنسی ببرد طوری که باعث تحقیر شخص شده و یا به شخص آسیب روحی و یا جسمی وارد شود.آزار و سوءاستفاده جنسی درجات مختلف دارد. آزار جنسی میتواند جزو دسته جرم ها تلقی شود و جوامع مختلف مجازات های متفاوتی را برای افراد مجرم در نظر می گیرند.
آزار های جنسی به سه دسته تقسیم میشوند:
1-
آزارهای جسمی: یعنی چنانچه فردی شخص دیگر را مجبور به برقراری ارتباط جنسی کند در حالتی که فرد مایل به برقراری این ارتباط نباشد) تجاوز جنسی(و یا دستمالی کردن فرد دیگر در صورت عدم آگاهی و یا رضایت فرد.
2-
آزارهای روانی و روحی: یعنی کلماتی به کار برده شود که باعث احساس تحقیر شخص دیگر شود مثل متلک گویی، و یا دنبال کردن فرد و آزارهای تلفنی که شخص را مورد فشار روانی قرار دهد. یا حتی اگر فردی در حال تعویض لباس باشد و فرد دیگری بدون اطلاع وی به تماشای او پرداخته و لذت جنسی ببرد یک نوع از سوءاستفاده جنسی را مرتکب شده.
3-
سوء استفاده از موقعیت و اعتماد طرف مقابل در اعمال زور برای برقراری رابطه جنسی: مثلا فرد بزرگسالی که از بی دفاع بودن کودکی استفاده میکند و یا بدلیل نسبتی که با وی دارد او را به برقراری ارتباط جنسی تشویق و یا وادارد میکند. مثل معلم، پدر و مادر، و اقوام یا رئیسی که از موقعیت خودسوء استفاده کرده و کارمند خود را تحت فشار قرار میدهد.هرگونه تعرض به فضای خصوصی افراد بدون درک آنها از شرایط وخواست آنها که باعث وارد آمدن فشار روحی و احساس تحقیر در فرد شود آزار و سوءاستفاده جنسی است. بنابراین متلک گفتن، دستمالی کردن افراد و بوق زدن و چشم چرانی،ایستادن بر سر راه افراد و مزاحمت های خیابانی و مسائلی از این دست هم جزو آزارها و سوئاستفاده های جنسی بشمار می روند.برخی افراد براثر ناآگاهی از قوانین و مناسبات قابل قبول اجتماعی دست به چنین کاری می زنند و برخی دیگر دچار اختلالات روحی و یا روانی هستند که آنها را به سمت ارتکاب به این اعمال ناپسند سوق می دهد.در فرهنگ هایی که آموزش جنسی شرایط روحی طرف مقابل را در بر نمی گیرد موارد آزار جنسی شایع تر است.
البته آمارهای مربوط به این مسئله دقیق نیستند چون به دلایل زیادی از جمله دلایل زیر افراد ممکن است
گزارش این وقایع به مقامات را در اولویت قرار ندهند:
1- فرد نمیداند به کجا و چه کسی مراجعه کند
2- فرد نمیداند که این کاری که انجام شده آزار جنسی بوده و کاری نیست که همه انجام می دهند
3- ترس از آبروریزی و شکستن حرمتهای فامیلی و خانوادگی
4-  ترس از اینکه متهم به دروغگویی و هرزگی شود
5- فرد آزار دهنده شخص را تهدید کرده که اگر موضوع را بازگو کند خودش و یا عزیزانش تاوان آن را باز پس خواهند داد
.
افرادی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند بسته به نوع این آزار و اثری که روی آنها داشته میتوانند دچار اختلالات ریشه دار جنسی شوند بطور مثال فردی که بخصوص در دوران خردسالی و یا نوجوانی مورد آزار بوده در برقراری ارتباطات جنسی در آینده ممکن است دچار یک و یا چند مورد از این حالات شود:
1-  از برقراری ارتباط جنسی واهمه داشته باشد
2-  از برقراری ارتباط جنسی بشدت سرباز بزند
3- به رابطه جنسی به عنوان یک وظیفه نگاه کند
4-  در برانگیخته شدن جنسی مشکل داشته باشد
5-  در صورتی که کسی به او دست بزند احساس انزجار، ترس و عصبانیت پیدا کند
6-  در حین برقراری ارتباط جنسی نتواند در لحظه حظور داشته باشد و از نظر فکری فرسنگ ها دور باشد.
7-  در روابط جنسی وسواس گونه و نامتعارف وارد شود
8-  برای خانم ها درد در هنگام دخول و یا غیر ممکن بودن دخول بر اثر انقباضات غیر طبیعی دهانه واژن
9-  برای آقایان مشکلات نعوظ و عدم کنترل بر روی زمان انزال
10 -تمایل داشتن به برقراری جنسی به همان صورتی که در هنگام آزار جنسی اتفاق افتاده
11-خودآزاری جنسی و دیگر آزاری جنسی
فهرست بالا تنها موارد شایع را در بر میگیرد اما این اثرات میتواند از یک فرد تا فرد دیگر کاملا متفاوت باشد. بطور کلی اکثر این افراد در برقراری ارتباطات با دیگران دچار مشکل هستند به این صورت که یا بیش از حد صمیمی میشوند و یا از حد خاصی جلوتر نمیروند.این نکته هم شایان ذکر است که آزار و سوء استفاده جنسی چه برای مردان و چه برای زنان، چه برای کودکان و چه برای افراد مسن وجود دارد و با وجود اینکه زنان و کودکان بیشتر مورد آزارهای جنسی قرار میگیرند اما مردان و افراد مسن هم از این قاءده مستثنا نیستند.
موقعیت همسر یا شریک جنسی فردی که مورد آزار جنسی قرار گرفته:
فردی که مورد آزار جنسی واقع شده قربانی اول و شریک جنسی وی در واقع قربانی دوم این عمل است. همسریا شریک جنسی فردی که مورد آزار جنسی واقع شده ممکن است احساس طرد شدگی کند، مدام به این فکر کند که شاید کاری را انجام می دهد که فرد آزار دهنده با همسرش انجام داده و نمی داند کدام کار درست است و کدام ممکن است باعث برانگیخته شدن احساسات منفی در شریک جنسی اش شود و در عین حال نمی تواند گذشته همسرش را تغییر دهد.
در برخی موارد افرادی که مورد آزار جنسی واقع می شوند آگاه نیستند که خودشان به نوعی این رفتار را دعوت کرده اندفرد ممکن است بشدت نسبت که
فردی که این کار را انجام داده عصبانی باشد. در حالتی که فرد مورد آزار دچار زیاده خواهی جنسی و یا اعتیاد جنسی است ممکن است به شریک جنسی اش فشار بیش از حد آورده و باعث برانگیخته شدن احساسات منفی در وی شود. در برخی اوقات هردو فرد تجربه آزار جنسی داشته اند. در هر حالت این مهم است که زوج با هم مورد مشاوره قرار گیرند تا احساسات هردو در نظر گرفته شود.
درمان قربانیان تجاوزات جنسی :
همه افرادی که مورد آزار جنسی بوده اند ممکن است آمادگی شروع فرایند درمان را نداشته باشند. این افراد غالبا نیاز دارند که ابتدا درک درست و محکمی از خودشان داشته باشند و از سطح عزت نفس خوبی برخوردار شوند.در مرحله بعدی آنها باید تمایل داشته باشند که رابطه جنسی شان را در سطحی عمیق تر تجربه کنند و مثلا بجای اینکه به رابطه جنسی به عنوان وظیفه نگاه کنند بخواهند که از آن لذت هم ببرند. این مسئله معمولا اتفاق نمی افتد تا زمانی که فرد احساسات خود را در مورد واقعه ای که اتفاق افتاده برای خود روشن کند و مثلا بداند که در مورد فردی که او را مورد آزار قرار داده چه حسی دارد؛ عصبانیت- ضعف- تحقیر و غیره.در مواقعی که زوج ها بر روی روابط جنسی شان کار می کنند دانستن اینکه یکی و یا هر دو فرد در این رابطه مورد آزار جنسی بوده اند برای مشاور ضروری است در غیر این صورت ممکن است مواردی را بحث کند و یا زوج را به انجام کارهایی تشویق کند که موضوع را بدتر کند.توصیه من این است که چنانچه در صدد شکافتن تجربه تان از آزار جنسی برآمدید حتما این روند را با همکاری مشاور خبره انجام دهید که در صورت لزوم بتواند به شما کمک کند تا احساساتی را که بر انگیخته میشوند را کنترل کرده و در جهت مثبت هدایت کنید.در حالت ایده آل فردی که تخصص مشاوره زوج ها، مشاره جنسی و تجربه کار با قربانیان آزار جنسی را هم دارد توصیه میشود. هدف این نیست که فرد به داشتن رابطه جنسی تشویق شود.هدف از این فرایند این است که فرد بتواند حد خود را بشناسد یعنی بداند در چه زمانی و با چه شخصی می خواهد ارتباط جنسی داشته باشد و تا چه حد می خواهد در این ارتباط پیش برود.همچنین در صورت تمایل، قدرت برقراری ارتباط صمیمانه جنسی بدون ترس را پیدا کند.

معمولا مراحل التیام در رابطه زوج ها به ترتیب زیر اتفاق می افتد اما ممکن است در هر زوجی متفاوت باشد:
1- در وهله اول ببینند مشکل رابطه شان چیست. برای چه اصلا به این فکر افتاده اند که باید در این مورد فکر کنند (مثلا خانم از آغاز رابطه مشترکشان اصلا میل جنسی نداشته)
2- هر دو درک مشترکی از مشکلی که در رابطه شان بوجود آمده (بر اثر سابقه آزار جنسی) پیدا کنند
3-  مثل یک تیم در مقابل واقعه عمل بکنند یعنی همدیگررا سرزنش و یا تحقیر نکنند
4-  رابطه جنسی با هم برقرار نکنند تا زمانی که واقعه را کاملا بررسی کنند و بدانند چه حرکتی میتواند یادآور آن واقعه ناخوشایند باشد تا ازانجام آن خودداری کنند.
5-  رابطه جنسی شان را دوباره از اول و با درک متقابل شروع کنند. مثلا برای
هم توضیح دهند که چه کاری لذت بخش و چه کاری برایشان ناخوشاید است تا شریک جنسی شان بداند که در چه موقعیتی است و چه باید بکند. برخی اوقات راحت تر است که از توضیح ناخوشایند ها شروع کنید.
6-  جو را طوری آماده کنید که بتوانید به راحتی در مورد نگرانیها و ترس های خود صحبت کنید.
7- معنای جدیدی از رابطه جنسی را در ذهن خود و شریک مقابلتان شکل دهید یعنی اگر مثلا رابطه جنسی را برای جلب محبت و یا از فرار تنبیه انجام می دادید حالا این رابطه را برقرار می کنید چون طرف مقابلتان را دوست دارید و چون میخواهید از این رابطه لذت ببرید.بر طبق آمارهای موجود اکثر آزار دهنده های جنسی فرد مورد آزار را می شناختند و فرصت کافی داشته اند تا مقدمات را برای انجام این عمل فراهم کنند. بنابراین این مهم است که از کودکی فرزندان خود را در این زمینه آموزش دهیم.ساده ترین کار این است که به آنها بیاموزیم چه نوع تماسی درست است و چه نوع تماسی درست نیست. فقط باید مراقب بود که اگر کودک را بیش از حد از دیگران بترسانیم در آینده نمی تواند ارتباطات سالمی برقرار کند و از هزگونه صمیمیتی می هراسند.بهترین کار این است که با فرزند
خود ارتباط نزدیکی برقرار کنید تا در صورت هرگونه مسئله ای بتواند موضوع را با شما در میان بگذارد. اکثر افرادی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند موضوع را با هیچ کس در میان نگذاشته اند بدلیل اینکه می ترسیدند مورد تنبیه واقع شوند.به عنوان مثال کودکی که توسط عموی خود مورد آزار جنسی واقع شده و مورد را با مادر خود در میان گذاشته مورد تنبیه واقع شده چون مادر نمیخواسته این مورد را باور کند و یا حتی اگر باور میکرده توانایی مطرح کردن این قضیه را با همسر خود نداشته و غیره. بنابراین تنبیه بچه بی دفاع و محکوم کردن وی به خیالبافی، گزینه راحت تری بوده.
در برخی موارد افرادی که مورد آزار جنسی واقع می شوند آگاه نیستند که خودشان به نوعی این رفتار را دعوت کرده اند. بخصوص در مورد جوانها مثلا خانم جوانی
که بعد از یک بعداز ظهر قدم زدن در پارک با دوست پسر خود به منزل وی میرود و بعد از کمی صحبت کردن شروع به بوسیدن هم می کنند.کم کم بوسه طولانی تر میشود و خانم حس میکند که رابطه به مرحله دیگری کشیده میشود. اما طرف مقابل را متوجه نمی کند که تمایلی به پیشروی این ارتباط ندارد و یا نگران است که اگر چنین کاری بکند طرف مقابلش از او زده شده و یا او را طرد می کند.بنابراین علیرغم میلش ادامه میدهد و ارتباط جنسی را تجربه می کند که به هر دلیلی نمیخواسته و یا آمادگی اش را نداشته. یعنی مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد. تجاوز جنسی لزوما با خشونت همراه نیست و هرگونه رابطه جنسی که با تمایل طرفین نباشد تجاوز جنسی محسوب میشود. فردی که مورد تجاوز واقع شده میتواند دچار احساس گناه، شرم و انزجار از خود و یا طرف مقابلش بشود در صورتی که اگر می دانست و یا در برخی شرایط باید گفت اگر می توانست رابطه را در حدی که می خواست نگاه دارد چه بسا هیچ یک از این احساسات منفی پیش نمی آمد.در همین جا باید بگویم که تحت هر شرایطی هیچ کدام از موارد بالا رفتار ناپسند فرد آزار دهنده را توجیه نمی کند. اما افراد باید بدانند که در چه زمانی با قاطعیت نظر خود را در مورد ادامه رابطه بیان کنند. و طرف مقابل هم باید به خواسته فرد احترام گذاشته و رابطه را در همان حد نگاه دارد.در اکثر شرایط زمانی که افراد بیش از حد برانگیخته هستند و شرایط هم به این موضوع دامن می زنند کنترل شرایط دشوار می گردد، بنابراین بهتر است که همیشه چندین مرحله پیش از مرحله خطری که برای خود در نظر گرفته اید جریان را متوقف کنید. و حتما به زبان بگویید که نمی خواهید از آن مرحله جلوتر بروید و منتظر نشوید که طرف مقابل احساسات شما را حدس بزند.این بحث وجود دارد که حتی در رابطه بین زوجها هم اگر یکی مایل به برقراری رابطه جنسی نباشد و برخلاف میلش وادار به برقراری این ارتباط شود تجاوز محسوب میشود یا خیر. در جوامع مختلف پاسخ های متفاوتی به این بحث داده شده مثلا در انگلستان این مسئله تجاوز محسوب شده و جزو جرم های جنسی است.
توصیه های مفید به مشاورین در رابطه با قربانیان آزارهای جنسی :

اگر فردی به شما اطمینان کرد و خاطره تلخ خود را با شما در میان گذاشت آن را باور کنید به فرد آرامش و اطمینان بدهید. معمولا افراد تنها با کسی این مسئله را در میان میگذارند که نزدیک ترین به خود احساسش کنند.در مورد زوج ها با وی همدلی کنید و به او اطمینان بدهید که بدن وی متعلق به خود اوست و شما به آن دست نمی زنید مگر اینگه خود شخص به شما اجازه دهد. این موضوع خیلی مهم است چون اکثر افرادی که مورد آزار جنسی و یا حتی آزار جسمی (کتک خوردن و غیره) قرار گرفته اند حس میکنند که بدنشان از آنها گرفته شده و اینکه شما به ایشان اطمینان دهید که بدون خواست آنها به بدنشان دست نمی زنید. این امر در التیام این جراحت روحی بسیار مهم است.هرگز فردی را به داشتن ارتباط جنسی از هیچ نوعی مجبور نکنید. این عمل به حدی اثر عمیقی روی روحیه افراد می گذارد که بعضا حتی قابل التیام کامل نیست.اگر شخصی گفت که مایل نیست از مرحله ای جلوتر برود به او احترام بگذارید. می توانید با هم در مورد عقاید و ارزش هایی که در ذهن دارید صحبت کنید. ممکن است همیشه به نتیجه مشترک نرسید اما حداقل هردو احساس مسکنید که طرف مقابل برای شما احترام قائل بوده و به هم آسیبی وارد نکرده اید که تا یک عمر موجب احساس بدی در طرف مقابل شود.هرگونه ارتباط یا تماس جنسی با کودکان جزو جرایم جنسی شناخته شده و در اکثر جوامع مورد پیگرد قانونی واقع میشود. چه کودک به این کار رضایت داده باشد چه نداده باشد چون کودک قدرت درک کامل ندارد و از عواقب روحی و روانی این مسئله بی اطلاع است. این مورد شامل بازی با آلت تناسلی کودک و وادار کردن او برای بازی کردن با آلت تناسلی بزرگسالان هم می شود.

http://www.iran20.ir

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: طب پزشکی قانونی + علل آزارقربانیان جنسی+rape ,
(0 نظر)
(1168 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 10 و 46 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی وروشهای جلوگیری از مرگ ناگهانی نوزادان

death newborn

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

در رشته بسیارتخصصی پزشکی قانونی مواردی است که یک پزشک در تائید مرگی خیلی متاثر میگردد  و آن عبارتند از دادن گواهی مرگ نوازدی که به صورت ناگهانی فوت نموده است .مرگ ناگهانی نوزادان از تأسف بارترین تجربه هایی است که بعضی از والدین تجربه می کنند و گاهی ممکن است سبب بر هم خوردن رابطه عاطفی و صمیمی بین زن و شوهر گردد.سندرم مرگ ناگهانی نوزادان و شیرخواران در شیرخوارانی که سالم به نظر می آیند و هیچ نوع بیماریبه صورت آشکار در آنها دیده نمی شود رخ می دهد و بسیار نادر می باشد. تا به امروز دلیل روشنی برای این موضوع شناخته نشده است.تحقیقات نشان می دهند که برخی از مرگ ، ناشی از اختلال در تنفس و ضربان قلب می باشد .البته پزشکان و متخصصان دلایل دیگری مانند افزایش درجه حرارت و اختلال در سیستم کنترل درجه حرارت بدن و سیستم تنفسی نوزاد علایم سرماخوردگی و کاهش وزن بدون دلیل مشخص را نیز موثر می دانند.همانطور که قبلا گفته شد هنوز دلیل مشخص برای مرگ های ناگهانی نوزادان ذکر نشده است .

 با رعایت چند نکته مهم می توان از احتمال بروز آن تا حد قابل توجهی پیشگیری کرد:

1- تحقیقات نشان می دهند نوزاد مادران سیگاری دو یا سه برابر بیش از سایر نوزادان در معرض خطر مرگ ناگهانی دارند.بنابراین پرهیز از استعمال سیگار در دوران بارداری و شیردهی ضروری می باشد.
2- در دوران بارداری و شیردهی بدون تجویز پزشک از دارو مصرف ننمایید.
3- نوزاد را همیشه به پشت بخوابانید و از خواباندن آن به روی شکم خودداری کنید.در این صورت شیرخوار راحت تر در رختخواب می چرخد و تغییر وضعیت می دهد.
4-  پتو و رواندازی متناسب با درجه دمای اتاق روی نوزاد بیاندازید.انواع نخی و روزنه دار مناسب تر می باشند.
5-  روانداز نوزاد را طوری روی آن بیاندازید که او زیر روانداز نغلتد؛زیرا احتمال خفگی وجود دارد.
6- هرگز بدون تجویز و مشورت پزشک به کودک دارو ندهید.
7-  چنانچه احساس کردید نوزاد بی حال است ،با پزشک تماس بگیرید.
8- نوزاد را محکم در قنداق نپیچید.همچنین او را به مدت طولانی داخل ساک نوزاد قرار ندهید؛ این عمل ممکن است باعث افزایش درجه حرارت و اختلال در آن شود.

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: death newborn+طب پزشکی قانونی +روشهای جلوگیری +مرگ ناگهانی نوزادان ,
(0 نظر)
(1271 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 10 و 40 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

پزشکی قانونی و ازهاق نفس یا مرگ قانونی


 

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

ازهاق نفس یکی از ارکان تعریف قتل از دید فقهاء است. فقهاء قتل را چنین تعریف کرده‌اند: «و هو إزهاق النفس المعصومة المکافئة عمدا عدوانا»[1]. ازهاق النفس به معنای اخراج و خارج ساختن روح است. در این تعریف منظور سلب حیات است که تعبیری مجازی است . زیرا نفس داخل بدن نمی‌باشد تا قاتل آن را با جنایت خویش خارج سازد، بلکه منظور قطع تعلق روح از بدن است مرگ به عنوان نتیجه قتل با مفهومی واحد، ولی با واژه‌هایی مترادف در آثار فقهاء و حقوقدانان و نیز در قوانین آمده است. تعابیری چون ازهاق نفس، خارج ساختن روح، لطمه به حیات، قتل، کشتن و ...، از آن جمله است.تعریف نوین پزشکی از مرگ در زمان‌های قدیم حتی تا اوائل قرن نوزدهم، تعریف مرگ آسان و ساده بود. چرا که توقف قلب معادل مرگ دانسته می‌شد. این دیدگاه تا قبل از ابداع روش‌های جدید بازگرداندن دوباره به حالت حیات، حاکم بود. کمپس، پرفسور فقید انگلیسی که آثار جاودانه‌ای مانند کتاب پزشکی قانونی از او به یادگار مانده، می‌گوید: «مرگ به هر صورتی که باشد یک امر پزشکی است». بنابراین تشخیص وقوع مرگ و زمان آن در صلاحیت کارشناس یعنی پزشکی قانونی است. چرا که آثار مترتب بر آن از اهمیت بسیاری برخوردار است. آثاری چون تحقق یا عدم تحقق قتل، تعیین قاتل، نوع قتل، ارث، دیه و ...، از آن قبیل است. از نظر پزشکی مرگ، توقف کامل و بی‌بازگشت اعمال حیاتی است و معمولا ابتدا قلب از کار افتاده و در پی آن مرگ سلولهای مخ فرا رسیده و درنتیجه‌ی آن تنفس و حس و حرکت از بین می‌رود وگاهی بالعکس ابتدا مرگ بافتهای مغزی پیش می‌آید و قطع تنفس و در نتیجه فقدان اکسیژن در خون باعث از کار افتادن قلب می‌گردد و در هر دو صورت مرگ قطعی و واقعی فرا می‌رسد .

حقوقدانان براساس فقه و با تکیه بر یافته های پزشکی مرگ را در چهار نوع دانسته‌اند: 

الف- مرگ ظاهری مرگ ظاهری:

حالتی بین مرگ و زندگی است که در طی آن اعمال تنفسی و حرکات قلبی بی‌نهایت خفیف شده و حتی در ظاهر متوقف به نظر می‌رسد. در این شرایط با انجام اقدامات احیای تنفس مصنوعی و رساندن اکسیژن و تحریک قلب با الکتروشوک امکان بازگشت شخص به زندگی وجود خواهد داشت.حالت اغمای عمیقی که در اثر مصرف دارو‌های خواب‌آور یا روان گردان و مسکن‌های قوی پیش می‌آید و موجب می‌شود که ضعف شدید حرکات تنفسی و عدم احساس تپش قلب و سردی انتهاها و به‌ خصوص عکس‌العمل‌‌های خفیف وتری یا حسی، یک مرگ ظاهری را به صورت مرگ حقیقی جلوه دهد. مرگ ظاهری پایان حیات انسان نیست و هر اقدامی که عقلا منتهی به مرگ واقعی چنین اشخاصی شود حسب مورد می‌تواند مشمول یکی از انواع قتل باشد. امروزه با پیشرفت علم پزشکی و استفاده از وسایل و ابزار‌های مکانیکی و تکنیکی در احیای قلب و تنفس، می‌توان تا مدت‌ها افراد بشر را از ادامه حیات و بازگشت به زندگی برخوردار نمود. لازم به ذکر است که کما یا اغمای عمیقتر زمانی است که کلیه اعمال مغز به صورت غیر قابل برگشتی درآید در حدی که تنفس خود به خود، قطع گردد. این نوع از کما منجر به مرگ مغزی است. ب- مرگ قطعی مرگ :

وقتی قطعی است که اعمال قلبی و عروقی و حسی و حرکتی به طور کامل از بین برود و برگشت آن امکان نداشته باشد. علایم مرگ حقیقی عباتند از توقف جریان خون، توقف تنفس، اتساع و ثابت ماندن مردمک در هر دو چشم و ازبین رفتن امواج قلب و مغز. معمولا مرگ حقیقی سه تا پنج دقیقه پس از قطع تنفس و جریان خون و به عبارت دیگر ظاهر شدن علایم ذکر شده فوق به وقع می‌پیوند. بنابراین بارزترین مصداق ازهاق نفس و مرگ، این نوع از مرگ است.

 ج- مرگ مغزی مرگ مغزی:

 را نباید با مرگ قطعی اشتباه کرد. مرگ مغزی عبارتست از «توقف غیر قابل بازگشت تمام اعمال مغزی». باید توجه داشت که تنها از بین رفتن اعمال عالیه که مربوط به تخریب قشر مخ است برای توجیه مرگ کافی نیست و مرگ مغزی، مرگ تمام مغز یعنی قشر و ساقه مغز است که با سکوت ممتد و چندین ساعته نوار مغزی و منفی بودن عکس‌العمل‌های تحریک چشمی و پوستی و حلقی و ...، با صرف وقت و دقت قابل تشخیص است مطابق ماده 1 آیین نامه اجرایی قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم است، مصوب 25/2/1381 هیات وزیران : «مرگ مغزی عبارتست از قطع غیر قابل برگشت کلیه فعالیت‌های مغزی کورتیکال ( قشر مغز)، ساب کورتیکال (لایه زیر قشر مغز) و ساقه مغز به طور کامل».طرح مرگ مغزی در اینجا به لحاظ این است که تعریف سنتی مرگ، معیار از کار افتادن فعالیت مغز را شامل نمی‌شد. زیرا هیچ روشی برای تشخیص مرگ مغزی وجود نداشت. اما اکنون وضع تغییر کرده و با به کارگیری دستگاه‌های احیاء کننده و حمایتی جدید امکان بازگرداندن حیات با معیار‌های مورد نظر گذشته یعنی تنفس مستمر و ادامه ضربان قلب امکان پذیر است. تصویب ماده واحده بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم است، به طور ضمنی به یکسان انگاری مرگ مغزی و مرگ قطعی می‌انجامد. به ویژه که مقنن با بکار گیری جملات و تعابیری مانند: «بیمارانی که مرگ مغزی آنها مسلم است.» پس از عبارت «بیماران فوت شده»، و نیز استفاده از واژه میت و بالاخره اجازه برداشت اعضاء سالم کسی که دچار مرگ مغزی شده است، نشان می‌دهد مکه مرگ مغزی از نظر نتیجه با مرگ قطعی تفاوتی نمی‌کند. بنابراین باید گفت ایراد هر نوع صدمه منتهی به مرگ مغزی قتل محسوب است. البته صدمات وارده به کسی که دچار مرگ مغزی است، جنایت بر مرده خواهد بود البته بیمار در ماده قانونی فوق الذکر ممکن است به سبب طفره رفتن قانونگذار از اظهار نظر در مورد مرگ بودن مرگ مغزی باشد. البته برخی حقوقدانان مرگ مغزی را ملحق به حیات غیر مستقر نموده و حکم آن را در مورد مرگ مغزی نیز جاری دانسته و  این دو قسم را یکجا بیان نموده‌اند.

د- حیات غیر مستقر یا مرگ حکمی قانونگذار :

در ماده 217 قانون مجازات اسلامی به تبعیت از مشهور فقهای شیعه و چه بسا در جهت رفع اختلاف پیرامون تشخیص زمان مرگ، سخن از وجود حد فاصلی بین زمان حیات قطعی و زمان مرگ قطعی زده است که بدان حیات غیرمستقر گفته می‌شوداز مجموع دیدگاه فقها و حقوقدانان و قانونگذار می‌‌‌‌‌‌‌توان به نتایج زیر در این مورد دست یافت: 1.حیات مورد حمایت شرع و قانون حیات مستقر است و حیات غیر مستقر معادل مرگ است 2. حیات غیر مستقر یعنی کسی که آخرین رمق حیات را دارد و به عبارت دیگر هر چند دچار مرگ قطعی ( توقف کامل فعالیت مغز، قلب، و ریه‌ها) نشده است ولی همانند مرگ مغزی بازگشت او به حیات مستقر محال است..چنین کسی در حکم مرده است و صدمه به او، جنایت بر مرده تلقی می‌شود.4.در باب  معیار تشخیص حیات غیر مستقر، فقها نظرات متفاوتی ابراز داشته‌اند. طول زمان قابل زیست (کمتر از یک روز زنده باشد)، وضعیت جسمی مجنی علیه ( زوال ادراک، شعور، نطق و حرکت اختیاری) و تشخیص عرف؛ سه معیاری است که توسط‌اندیشمندان فقه و حقوق ابراز شده است. بعضی نویسندگان ملاک در احراز حیات مستقر را صدق عرفی آن دانسته‌اند و تصریح کرده‌اند که ضابطه در احراز حیات غیر مستقر، تفاهم عرفی است (و در تشخیص درحکم مرده به هر دو عنصر طول زمان و شرایط بدنی مجنی علیه مبتنی بر نظر عرف توجه شده است).به نظر می‌‌‌‌‌‌‌رسد استناد به عرف برای تشخیص حیات مستقر از غیر مستقر در قرن‌ها پیش که علم پزشکی محدودیت‌های بی‌شماری داشته است، تنها راه حل بود ولی، اکنون و در مقطعی از زمان که پیشرفت‌های این علم شگفت‌انگیز است و با عنایت به این که موضوع مرگ و حیات ماهیتا در چارچوب علم پزشکی قابل بررسی است، احاله چنین امری به عرف غیر‌قابل قبول باشد.5.تسری حکم ماده 217 به غیر مورد ضرب و جرح مانند بیماری‌های غیر قابل علاج و یا وضعیت جسمی و روحی اشخاصی که در شرایط حیات غیر‌مسقر قرار داشته باشد ، بلا‌مانع است. زیرا به نظر می‌رسد، کانون توجه مقنن وضعیت مقتول بوده و نه علت بروز آن.در نهایت به نظر می‌رسد که مرگ به عنوان نتیجه لازم در قتل عمدی به دو صورت محقق می‌‌‌‌‌‌‌شود: مرگ قطعی و مرگ نسبی که همان حیات غیر مستقر است و مرگ مغزی مصداقی از آن به حساب می‌آید.

منبع:http://www.pajoohe.com

نوشته :محمد حسین طارمی

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: پزشکی قانونی+ازهاق نفس +مرگ قانونی+طب پزشکی قانونی ,
(0 نظر)
(2082 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

یکشنبه 7 آذر 1389 ساعت 10 و 36 دقیقه بعد از ظهر

طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

آمینوسنتز در خدمت طب پزشکی قانونی

Amniocentesis

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

پزشکی قانونی جز رشته های بسیار تخصصی رشته پزشکی در حیطه قانون و حقوق میباشد برای همین دلیل پزشکان این رشته اصولا بایستی آگاه و مجهز به پیشرفته ترین وسایل تشخیص باشند که یکی از این روشها آمینوسنتز میباشد .آمنیوسنتر روشی برای تشخیص بیماری‌های جنین قبل از تولد است.کیسه آمنیون کیسه‌ای است شبیه یک بالون که جنین را احاطه کرده و داخل این کیسه از مایع آمنیون پرشده و جنین در آن شناور است. مایع آمنیون به عنوان ضربه‌گیر عمل می‌کند و از چسبیدن جنین به دیواره رحم جلوگیری کرده و حرکات جنین را امکان‌پذیر می‌کند.آمنیوسنتر روشی برای تشخیص بیماری‌های جنین قبل از تولد است. مقدار کمی از مایع آمنیوتیک توسط سرنگ‌های مخصوص از طریق پوست شکم کشیده می‌شود. داخل این مایع سلول‌های جنینی وجود دارد. این سلول‌ها حاوی اطلاعات ژنتیکی مهمی درباره کاریوتیپ جنین استکاریوتیپ تصویری از کروموزوم‌های داخل سلول است که تعداد، اندازه و شکل کرموزوم‌ها را نشان می‌دهد، به این ترتیب می‌توان نقائص کروموزومی که باعث تولد نوزاد نابهنجار می‌شود،‌ را تشخیص داد

آمنیوسنتز از جمله برای تشخیص این بیماری‌ها در جنین به کار می‌رود:

1- سندرم داون و سایر اختلالات کروموزومی.
2- اسپاینا بیفیدا (نقص در تشکیل کامل ستون فقرات و بیرون‌زدگی نخاع)، آننسفالی (اشکال در تشکیل کامل مغز)، و سایر نقائص ساختمان بدن هنگام تولد.
3- ناسازگاری گروه خون Rh.
4- عدم بلوغ کامل ریه‌ها.

آمنیوسنتز بین هفته‌های 15 تا 17 بارداری انجام می‌شود و حدود 15 تا 30 دقیقه زمان می‌برد. در این روش پزشک بعد از ضدعفونی کردن و بی‌حس کردن پوست شکم با استفاده از سونوگرافی محل قرار گرفتن جفت و جنین را تعیین می‌کند و با یک سوزن باریک و بلند از روی دیواره شکم وارد حفره آمنیون شده و 30 سی‌سی از مایع را داخل سوزن مخصوص می‌کشد و برای غربالگری به آزمایشگاه می‌فرستد. نتیجه آزمایش 2 تا 3 هفته بعد آماده می‌شود. آمنیوسنتز قبل از هفته 14 صورت نمی‌گیرد چون مقدار مایع کافی نیست.

عوارض آمنیوسنتز :

آمنیوسنتز با خطراتی همراه است. صدمه دیدن جفت و جنین و عفونت از جمله عوارضی هستند که ممکن است ادامه بارداری را به مخاطره بیندازند. اگر مادر RH منفی (گروه خون منفی) باشد تزریق آمپول روگام لازم است.در طول آمنیوسنتز فرد کاملا هوشیار است. نیاز به بی‌هوشی یا بی‌حسی نیست. درد و ناراحتی نیز وجود ندارد ولی گاهی اوقات هنگام استفاده از سوزن ممکن است درد اندکی ایجاد شود. بعد از پایان آمنیوسنتز مادر باید حدود 20 دقیقه استراحت کند. آمنیوسنتز احتمال سقط جنین را یک درصد افزایش می‌دهد.

تفسیر نتیجه آمنیوسنتز:

منفی: نشان‌دهنده این است که جنین مشکل کروموزمی ندارد. البته همه نقایص جنینی با آمنیوسنتز قابل تشخیص نیست. برخی از نقائص جنینی تنها با بررسی پس از تولد قابل تشخیص است.

مثبت: نیاز به بررسی‌های بیشتری وجود دارد.

نمونه‌برداری از پرزهای جفتی (CVS) :

در این روش با سوزن‌های بیوپسی از پرزهای جفتی نمونه‌برداری می‌شود و بعد سلول‌ها کشت داده می‌شوند. مزیت CVS نسبت به آمنیوسنتز این است که  CVS در 8 هفتگی بارداری قابل‌انجام است، و می‌توان نقائص جنینی را زودتر تشخیص داد، اما عوارض این روش بیشتر است و احتمال بروز خون‌ریزی و صدمه به جنین وجود دارد.منبع : پرینان پناهی .......

http://www.hamshahri.org

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: Amniocentesis+آمینوسنتز + طب پزشکی قانونی ,
(0 نظر)
(3764 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI

چهارشنبه 28 مهر 1389 ساعت 1 و 0 دقیقه قبل از ظهر

تازه های طب پزشکی عمومی وضرورتهای سیستم ارجاع

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

انسانها هر روز با امید به فردایی درخشان از خواب بیدار و به سمت کار و تلاش وتحصیل روانه می شوند .و هیچگاه انتظار بیماری یا بروز حادثه تلخی را تصور نمی کنند ،اما آیا بیماری یا حادثه از قبل خبر آمدن خود را اعلام می کنند ؟مطمئن جواب منفی است .هرگاه این اتفاق افتاد پزشک اولین شناسه ای است که در مغز فرد بیمار و آسیب دیده نمایان خواهد شد .در زمان ضرورتها و موارد اورژانسی برای بیمارفرقی نمیکند که پزشک از کدام جنس و رتبه ای باشد ،فرد فقط میخواهد نجات پیدا کند در اکثر کشورهای پیشرفته اولین پزشکی که در تمام حالات بیماری و ضرورتها در مواجهه با بیماران پزشک عمومی یا جنرال فیزیکشن general physicianمیباشد برای همین دلیل چه در اورژانسها و چه در مراکز بهداشتی و درمانی اولین نفری که بایستی بیماران را ویزیت کند پزشک عمومی میباشد .متاسفانه در سالهای اخیرا به خاطر نبود سیاستهای دقیق درعرصه سلامت و نیزبه دلیل بالا رفتن توقع نادرست بیماران در امر درمان ،تخصص گرایی و دور زدن پزشکان عمومی از طرف بیماران بصورت یک معضل حاد وجدی در جامعه خود را نمایان کرده است .گاها بیماری برای انجام ساده ترین امور پزشکی همچون چک آپ آزمایشات ،بعد صرف زمان بسیار طولانی و هزینه بالا به یک متخصص مراجعه کرده و استدلال میکنند که با این کار سریعتر و مطمئن تر به نتیجه خواهند رسید !!!.بدنبال آن بیماربعلت نداشتن آگاهی صحیح در مراجعه به پزشک مورد نیاز خود ،سالها بیمورد مابین پزشکان و بیمارستانها سردر گم میگردد.اکثر بیماران دوست دارند به بهترین شکل توسط پزشکان مجرب با کمترین زمان و صرف کمترین هزینه درمان شوند ولی آیا بیماران واقعا از بیماری خود شناخت کافی دارند و چه کسی میتواند بهترین راهنمایی و درمان را برای آنها انجام دهد ؟.بیمار حق دارد پزشک خود را انتخاب کند ولی آیا حق دارد که عمدا یا سهوا وقت و هزینه خود و جامعه را تلف کند ؟بی شک این چنین نباید باشد .کشورهای مترقی این مسئله را با اجرای نظام پزشک خانواده حل نموده اند .در کشور ما نیز از چند سال پیش در روستاها در زمان وزارت آقای دکتر مسعود پزشکیان این اتفاق افتاده اما متاسفانه تا به امروزاین طرح دارای مشکلات فوق العاده زیادی در اجرا بوده و تا حدودی زیادی پزشکان و بیماران را سردرگم بورکراسی وضعف مدیریت نموده است . با تمام این حال بنظر میرسداگر مسئولین عرصه سلامت  در هیات دولت و در مجلس اگر بخواهند ،میتوانند کمر همت در جهت رفع مشکلات این طرح نمایند .بهر تقدیر سیستم ارجاع بیمار از پزشک عمومی به پزشک متخصص یک سیستم درست و منطقی در تمام دنیاست که امید است در ایران عزیزمان نیز بصورت جامع و کامل اجرا شود در این راستا از مدتها یک سایتی بنام سایت پزشکی عمومی جهت مشاوره رایگان هم میهنانمان در داخل و خارج کشور طراحی و تا به امروز 95 مقاله نیز منتشر شده است که آدرس آن را در زیر مشاهده میفرمائید :

 http://www.sahand2721.parsiblog.com/

انشالله با راهنمایی شما خوانندگان گرامی و تمام دوستان پزشک عمومی سرتاسر ایران اسلامی به تعداد این مقالات اضافه شود شک ندارم پیشنهاد ات و انتقادت شماچراغ روشنی بخش من و دیگرهمکارانم در این سایت خواهد بود  در پایان به اطلاع میرسانم 15 مقاله جدید در سایت پزشکی عمومی به تازگی منتشر شده که شما میتوانید با کلیک روی هرکدام از آنها به مطالعه آنها بپردازید :

اختلالات روابط جنسی در بیماران صرعی یا غشی
آلودگی صوتی با اصوات کوبه ای Impact Noise
اصول بهداشت خواب
عوامل استرس شغلی در محیط کار
پزشکان مشاور رایگان در اینترنت و ایمیلهای آنها
نظارت در تولیدو بهداشت فرآورده های گوشتی
توصیه های بهداشتی در نحوه نگهداری انواع گوشت
روشهای آلودگی گوشت
روشهای نگهداری انواع گوشت
بهداشت در تغذیه انواع گوشت
خواص وارزش غذایی انواع گوشت ها در تغذیه انسان
تأثیر انجماد بر کیفیت مواد غذایی
نکات بهداشتی در مورد گوشت مرغ
نکات مهم در حفظ کیفیت و سلامت غذا
نکات بهداشتی تغذیه باسوسیس وکالباس

http://www.rs272.com/

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب ها: تازه های طب , پزشکی عمومی , سیستم ارجاع ,
(1 نظر)
(1258 بازدید)
نوشته شده توسط دکتر رحمت سخنیDr.RAHMAT SOKHANI
[نوشته های پیشین]
  بازدید کل: 137260   بازدید امروز: 2   بازدید یک ماه اخیر: 1739